

0
سهام زیاد تاثیری در انتخاب هیئت مدیره دارد
منتشر شده در 1405/03/12
من فرشاد مصفا هستم و یکی از سوالاتی که خیلی وقت ها از من پرسیده می شود این است که آیا داشتن سهام بیشتر، واقعا در انتخاب هیئت مدیره شرکت تاثیر دارد یا نه. جواب کوتاه این است که بله، سهام بیشتر معمولا تاثیر بیشتری در انتخاب هیئت مدیره دارد، اما این تاثیر مطلق، ساده و بدون قاعده نیست. اگر سازوکار قانونی، نوع شرکت، میزان شناوری سهام، ترکیب سهامداران و روش رای گیری را ندانید، ممکن است برداشت اشتباهی از این موضوع داشته باشید.
در این مطلب می خواهم خیلی روشن و کاربردی توضیح بدهم که چرا میزان سهام اهمیت دارد، این اثر در چه شرکت هایی پررنگ تر است، سهامداران خرد چه جایگاهی دارند و اصلا اگر بخواهید رفتار مالکان اصلی یک شرکت را تحلیل کنید، باید به چه نشانه هایی دقت کنید.
چرا انتخاب هیئت مدیره این قدر مهم است
هیئت مدیره فقط یک عنوان تشریفاتی نیست. در عمل، هیئت مدیره از مهم ترین ارکان تصمیم گیری در شرکت است. مسیر کلی شرکت، انتخاب مدیرعامل، سیاست های توسعه، نحوه تامین مالی، تقسیم سود، نوع سرمایه گذاری ها، خرید و فروش دارایی های مهم و حتی کیفیت حاکمیت شرکتی تا حد زیادی تحت تاثیر ترکیب هیئت مدیره قرار می گیرد.
به زبان ساده، اگر بخواهید بدانید فرمان شرکت دست چه کسی است، باید ببینید چه کسانی توانسته اند اعضای هیئت مدیره را تعیین کنند. به همین دلیل است که سهامدارانی که درصد بالاتری از سهام را در اختیار دارند، معمولا قدرت بیشتری در کنترل شرکت پیدا می کنند.
اصل ماجرا چیست
در بیشتر شرکت ها، حق رای سهامداران با میزان مالکیت آن ها ارتباط مستقیم دارد. یعنی هر چه سهام بیشتری داشته باشید، رای بیشتری هم دارید. پس وقتی قرار است اعضای هیئت مدیره در مجمع عمومی انتخاب شوند، سهامداران بزرگ به شکل طبیعی دست بالاتری دارند.
این موضوع از نظر منطقی هم روشن است. کسی که سرمایه بیشتری وارد شرکت کرده، در ساختار مالکیت وزن بیشتری دارد و قانون هم معمولا این وزن را در رای گیری ها به رسمیت می شناسد.
اما نکته مهم اینجاست که فقط زیاد بودن سهام کافی نیست. باید دید:
نوع شرکت چیست
در شرکت های سهامی، مخصوصا شرکت های بورسی و فرابورسی، انتخاب هیئت مدیره تابع مقررات مشخصی است. در این فضا، درصد مالکیت اهمیت بالایی دارد. اما اینکه این درصد به تنهایی برای تعیین کل هیئت مدیره کافی باشد یا نه، به ترکیب سایر سهامداران هم بستگی دارد.
سایر سهامداران چقدر منسجم هستند
گاهی یک سهامدار 30 درصد سهم دارد و بقیه سهام بین هزاران نفر پخش شده است. در این حالت، همان 30 درصد می تواند عملا کنترل بالایی ایجاد کند. چون سهامداران خرد معمولا هماهنگ عمل نمی کنند و حتی بسیاری از آن ها در مجامع شرکت نمی کنند.
برعکس، ممکن است یک سهامدار 35 درصد سهم داشته باشد، اما در مقابل او چند سهامدار حقوقی یا حقیقی قدرتمند دیگر با مجموع 45 یا 50 درصد قرار گرفته باشند. در این حالت، داشتن سهام زیاد لزوما به معنای تسلط کامل بر هیئت مدیره نیست.
سهام بیشتر دقیقا چگونه روی انتخاب هیئت مدیره اثر می گذارد
وقتی مجمع عمومی عادی برای انتخاب اعضای هیئت مدیره برگزار می شود، سهامداران به نامزدها رای می دهند. میزان رای هر سهامدار معمولا متناسب با تعداد سهام اوست. بنابراین سهامدار عمده می تواند با استفاده از وزن رای خود، نامزدهای نزدیک به خود را وارد هیئت مدیره کند.
در عمل، سهامدارانی که درصد بالایی دارند، سه مزیت مهم پیدا می کنند:
توان اثرگذاری مستقیم بر نتیجه رای گیری
این مهم ترین مزیت است. اگر درصد مالکیت بالا باشد، سهامدار می تواند به صورت مستقیم افراد مدنظر خود را به کرسی های هیئت مدیره برساند.
قدرت چانه زنی با سایر سهامداران
حتی اگر سهامدار به تنهایی اکثریت نداشته باشد، چون وزن بالایی در ساختار مالکیت دارد، می تواند با دیگران ائتلاف کند. این ائتلاف ها در انتخاب هیئت مدیره بسیار تعیین کننده هستند.
اثرگذاری بر فضای روانی و تصمیم دیگران
در بازار سرمایه ایران بارها دیده ام که وقتی یک سهامدار عمده از فرد یا تیم خاصی حمایت می کند، سایر سهامداران هم با فرض اینکه آن گروه توان مدیریتی بیشتری دارد، به همان سمت می روند. یعنی سهم بالا فقط اثر عددی ندارد، اثر اعتباری و روانی هم دارد.
آیا سهامدار خرد هیچ تاثیری ندارد
نه، این تصور درست نیست. سهامدار خرد هم حق رای دارد و از نظر قانونی بخشی از بدنه مالکیت شرکت است. اما واقعیت این است که در بیشتر شرکت های بزرگ، سهامداران خرد به دلیل پراکندگی، عدم هماهنگی و گاهی بی اطلاعی، قدرت موثر کمتری نسبت به سهامداران عمده دارند.
با این حال، سهامداران خرد در چند حالت می توانند اثرگذار شوند:
وقتی میزان مشارکت در مجمع بالا باشد
اگر تعداد زیادی از سهامداران خرد در مجمع شرکت کنند، وزن جمعی آن ها می تواند معنی دار شود.
وقتی سهامدار عمده اکثریت مطلق نداشته باشد
در این حالت، آرای پراکنده سهامداران خرد ممکن است توازن را به نفع یک گروه تغییر دهد.
وقتی موضوع انتخاب هیئت مدیره حساس باشد
مثلا در شرکتی که اختلاف میان سهامداران اصلی شکل گرفته، آرای سهامداران خرد ممکن است تعیین کننده شود.
یک مثال ساده برای فهم بهتر
فرض کنید شرکتی 5 عضو هیئت مدیره دارد. یک سهامدار 40 درصد سهام دارد. دو سهامدار دیگر هر کدام 15 درصد دارند و بقیه سهام در اختیار سهامداران خرد است.
اگر سهامدار 40 درصدی به خوبی برای مجمع برنامه ریزی کند و مشارکت سهامداران خرد هم پایین باشد، احتمال زیادی وجود دارد که بتواند بخش مهمی از اعضای هیئت مدیره را تعیین کند. اما اگر آن دو سهامدار 15 درصدی با هم متحد شوند و بخشی از سهامداران خرد را هم همراه کنند، موازنه تغییر می کند.
پس نکته اصلی این است که زیاد بودن سهام، قدرت می آورد، اما نتیجه نهایی به آرایش نیروها در مجمع بستگی دارد.
در شرکت های بورسی ایران باید به چه چیزهایی دقت کرد
در تجربه کاری من، خیلی از مردم فقط به قیمت سهم نگاه می کنند و از ساختار مالکیت غافل می مانند. در حالی که اگر بخواهید تحلیل عمیق تری از آینده یک شرکت داشته باشید، باید ترکیب سهامداران و نفوذ آن ها بر هیئت مدیره را هم بررسی کنید.
درصد سهامداران عمده
اولین نکته این است که ببینید چند سهامدار بالای شرکت چه کسانی هستند و هر کدام چه درصدی دارند.
روابط بین سهامداران
فقط اسم سهامدار کافی نیست. باید فهمید آیا این سهامداران مستقل از هم هستند یا به نوعی همسو عمل می کنند. گاهی چند شخصیت حقوقی ظاهرا جدا، در عمل یک بلوک مدیریتی واحد را تشکیل می دهند.
سابقه اعضای هیئت مدیره
ببینید اعضای فعلی هیئت مدیره چه رزومه ای دارند، توسط چه گروهی حمایت شده اند و عملکردشان در دوره قبل چگونه بوده است.
میزان شناوری سهم
هر چه شناوری سهم بیشتر باشد، تئوریکا پراکندگی مالکیت بیشتر است. اما باز هم باید دید سهامداران فعال در مجمع چه کسانی هستند.
حضور یا عدم حضور سهامداران در مجامع
در بسیاری از مواقع، آنچه نتیجه را تعیین می کند نه کل سهام شرکت، بلکه میزان سهامی است که در مجمع حاضر شده و رای می دهد. این نکته بسیار مهم است.
آیا داشتن اکثریت مطلق لازم است
خیر. در عمل، خیلی از شرکت ها بدون اینکه یک سهامدار بالای 50 درصد داشته باشند، توسط یک سهامدار یا یک ائتلاف مشخص کنترل می شوند. دلیلش این است که در فضای واقعی، همه سهامداران در مجمع حضور ندارند و همه هم هماهنگ رای نمی دهند.
مثلا اگر یک سهامدار 32 درصد سهم داشته باشد، اما بقیه سهام کاملا پراکنده باشد و مشارکت مجمع هم پایین باشد، همین 32 درصد می تواند کنترل قابل توجهی بر انتخاب هیئت مدیره ایجاد کند.
این همان جایی است که تحلیل حرفه ای از ظاهر اعداد مهم تر می شود. من بارها در بررسی پرونده های سرمایه گذاری دیده ام که فردی خیال می کند چون یک سهامدار بالای 50 درصد ندارد، پس کنترل شرکت هم دست کسی نیست. در حالی که عملا یک گروه مدیریتی مشخص سال ها شرکت را اداره می کند.
آیا هر سهامدار بزرگ لزوما به نفع شرکت عمل می کند
نه. بزرگ بودن سهم به خودی خود نشانه خوب بودن مدیریت نیست. سهامدار عمده می تواند مزیت باشد اگر نگاه بلندمدت، تخصص مدیریتی، شفافیت و تعهد به منافع همه سهامداران داشته باشد. اما اگر رویکرد کوتاه مدت، غیرشفاف یا صرفا منفعت محور داشته باشد، ممکن است حتی با وجود مالکیت بالا، به زیان شرکت و سهامداران خرد عمل کند.
بنابراین وقتی می گوییم سهام زیاد در انتخاب هیئت مدیره تاثیر دارد، نباید نتیجه بگیریم که این موضوع همیشه مثبت است. مهم این است که این قدرت در دست چه کسی قرار گرفته و چگونه استفاده می شود.
نشانه های یک سهامدار عمده مفید
اگر بخواهم خیلی کاربردی بگویم، سهامدار عمده ای برای شرکت مفیدتر است که این ویژگی ها را داشته باشد:
سابقه روشن مدیریتی
اگر سهامدار یا گروه کنترل کننده شرکت در گذشته عملکرد مناسبی در شرکت های دیگر داشته باشد، این یک امتیاز مهم است.
ثبات در تصمیم گیری
تغییرات پیاپی و سلیقه ای در هیئت مدیره معمولا به ضرر شرکت است. ثبات تصمیم گیری اهمیت زیادی دارد.
شفافیت اطلاعاتی
گروه مدیریتی باید پاسخگو باشد و اطلاعات مهم را شفاف ارائه کند.
توجه به منافع سهامداران خرد
اگر منافع سهامداران خرد نادیده گرفته شود، ریسک حاکمیت شرکتی بالا می رود.
انتخاب مدیران متخصص
سهامدار عمده ای که افراد متخصص، سالم و با تجربه را وارد هیئت مدیره می کند، ارزش آفرین تر از کسی است که صرفا حلقه نزدیکان خود را منصوب می کند.
خطای رایج میان مردم عادی
یکی از اشتباهات رایجی که زیاد می بینم این است که بعضی ها فکر می کنند اگر چند هزار یا چند ده هزار سهم از یک شرکت داشته باشند، می توانند در مدیریت آن نقش جدی ایفا کنند. از نظر قانونی شما حق رای دارید، اما از نظر عملی باید وزن مالکیت خود را با کل ساختار شرکت بسنجید.
خطای دوم این است که بعضی ها اصلا به مجمع توجه نمی کنند. در حالی که مجمع، مخصوصا برای شرکت های سرمایه گذاری بلندمدت، اهمیت بالایی دارد. اگر شما سهامدار هستید و نگاه بلندمدت دارید، باید بدانید چه کسانی بر کرسی های هیئت مدیره می نشینند.
خطای سوم این است که فقط اسم افراد را می بینند، نه ارتباط واقعی قدرت را. در بازار ایران، گاهی اسم ها عوض می شوند اما بلوک مدیریتی همان است. بنابراین تحلیل باید عمیق تر از ظاهر باشد.
آیا خرید سهام بیشتر می تواند راهی برای کسب نفوذ باشد
بله، اما این موضوع به اندازه شرکت و ساختار سهامداری آن بستگی دارد. در شرکت های کوچک تر، گاهی خرید درصد مشخصی از سهام می تواند نفوذ واقعی ایجاد کند. اما در شرکت های بزرگ بورسی، برای اثرگذاری معنادار بر انتخاب هیئت مدیره، معمولا به سرمایه زیادی نیاز است.
از منظر سرمایه گذاری، این سوال مهم تر است که آیا شما به عنوان سهامدار خرد، می خواهید شرکت را اداره کنید یا می خواهید روی شرکتی سرمایه گذاری کنید که ساختار مدیریتی سالم و قابل اتکایی دارد. برای بیشتر مردم، حالت دوم اهمیت بیشتری دارد.
برای تصمیم گیری بهتر چه بررسی هایی انجام دهید
اگر می خواهید قبل از خرید سهم، اثر سهامداران عمده بر هیئت مدیره را بسنجید، این موارد را بررسی کنید:
گزارش ترکیب سهامداران
فهرست سهامداران عمده را ببینید و تغییرات آن را در طول زمان بررسی کنید.
صورت جلسات و نتایج مجامع
بررسی کنید چه کسانی در هیئت مدیره انتخاب شده اند و این انتخاب ها با حمایت چه گروهی صورت گرفته است.
سابقه مدیرعامل و اعضای هیئت مدیره
اگر هیئت مدیره ضعیف باشد، حتی یک شرکت با دارایی خوب هم ممکن است عملکرد ضعیفی نشان دهد.
روابط درون گروهی
در بعضی شرکت ها، روابط سهامداران، شرکت های وابسته و اعضای هیئت مدیره تصویر روشن تری از قدرت واقعی به شما می دهد.
کیفیت حاکمیت شرکتی
این مورد در بلندمدت از خود سودآوری هم مهم تر می شود. شرکتی که حاکمیت شرکتی ضعیفی دارد، معمولا ریسک پنهان بیشتری هم دارد.
جمع بندی نهایی
بله، سهام زیاد در انتخاب هیئت مدیره تاثیر دارد و این تاثیر معمولا مستقیم، واقعی و مهم است. هر چه درصد مالکیت بیشتر باشد، قدرت رای و نفوذ سهامدار هم بیشتر می شود. اما نتیجه نهایی فقط به عدد سهام بستگی ندارد. نوع شرکت، میزان مشارکت در مجمع، پراکندگی سهام، ائتلاف میان سهامداران و ساختار واقعی قدرت هم نقش تعیین کننده دارند.
از نگاه من، برای مردم عادی که در بازار سرمایه فعالیت می کنند، مهم نیست فقط بدانند چه سهمی بخرند. مهم تر این است که بفهمند پشت آن سهم چه ساختار مدیریتی ای قرار دارد. شرکتی که هیئت مدیره قوی، پاسخگو و متخصص داشته باشد، در بلندمدت شانس بیشتری برای خلق ارزش دارد. برعکس، شرکتی که کنترل آن در دست گروهی غیرشفاف و غیرمتخصص باشد، حتی اگر در ظاهر جذاب به نظر برسد، می تواند ریسک جدی برای سهامدار ایجاد کند.
اگر بخواهم خیلی ساده بگویم، هر جا مالکیت متمرکزتر باشد، احتمال اثرگذاری آن مالک یا آن بلوک بر انتخاب هیئت مدیره بیشتر است. اما برای تحلیل درست، باید فراتر از درصدها نگاه کنید و رفتار واقعی سهامداران را هم بشناسید.
خدمات ما
اگر به دنبال مدیریت حرفه ای سرمایه خود هستید، در تیم ما خدمات تخصصی سبدگردانی ارائه می شود:
سبدگردانی بورس:
https://farshadmosaffa.ir/product/1445171
سبدگردانی ارز دیجیتال:
https://farshadmosaffa.ir/product/1445173
همچنین در تیم فرشاد مصفا، استارتاپ حقوقی برای مشاوره و وکالت نیز فعال است:
https://farshadmosaffa.ir/product/1650033/
نویسنده
فرشاد مصفا
موسس تیم سبدگردانی و استارتاپ حقوقی در زمینه مشاوره و وکالت
دارای سابقه فعالیت از سال 93
کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/farshadmosaffa/
یوتیوب:
https://youtube.com/@farshadmosaffa
لینکدین:
https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa
توییتر:
