

0
برند نرمافزار در ترازنامه چگونه ثبت میشود؟
منتشر شده در 1405/02/27
وقتی درباره ارزش یک شرکت نرمافزاری صحبت میکنیم، خیلیها سریع به تعداد کاربران، قدرت برند، کیفیت محصول، تیم فنی، دادهها، کد نرمافزار، سهم بازار و جامعه مشتریان اشاره میکنند. اینها در دنیای واقعی ارزشمند هستند، اما در حسابداری الزاماً همه آنها وارد ترازنامه نمیشوند.
این تفاوت، یکی از اشتباهات رایج بین سرمایهگذاران عادی است. ممکن است یک شرکت نرمافزاری از نظر بازار بسیار ارزشمند باشد، اما در ترازنامهاش داراییهای بزرگی دیده نشود. برعکس، ممکن است شرکتی در ترازنامه عدد قابل توجهی بابت نرمافزار یا برند ثبت کرده باشد، اما این عدد الزاماً به معنی ارزش اقتصادی واقعی و قابل فروش آن دارایی نباشد.
در این مقاله، من به زبان ساده توضیح میدهم برند نرمافزار، نرمافزار، حق امتیاز، نام تجاری و سایر داراییهای نامشهود چگونه در ترازنامه ثبت میشوند، چه زمانی قابل شناسایی هستند، چه زمانی باید هزینه شوند و سرمایهگذار باید موقع تحلیل صورتهای مالی به چه نکاتی دقت کند.
دارایی نامشهود چیست؟
در حسابداری، دارایی نامشهود به داراییای گفته میشود که ماهیت فیزیکی ندارد، اما میتواند برای شرکت منفعت اقتصادی ایجاد کند. نرمافزار، برند خریداریشده، حق استفاده از فناوری، حق امتیاز، لایسنس، دامنه اینترنتی، علائم تجاری، پایگاه مشتریان و برخی قراردادهای انحصاری از نمونههای دارایی نامشهود هستند.
اما هر چیزی که ارزش ذهنی یا بازاری دارد، لزوماً دارایی نامشهود قابل ثبت در ترازنامه نیست. برای ثبت یک دارایی نامشهود معمولاً چند شرط مهم لازم است:
شرکت باید روی آن دارایی کنترل داشته باشد.
دارایی باید قابل شناسایی باشد.
انتظار برود در آینده برای شرکت منفعت اقتصادی ایجاد کند.
بهای تمامشده یا ارزش آن باید به شکل قابل اتکا قابل اندازهگیری باشد.
همین شرط آخر، یعنی قابل اندازهگیری بودن، باعث میشود بسیاری از برندهای ساختهشده توسط خود شرکت در ترازنامه ثبت نشوند.
برند نرمافزار دقیقاً یعنی چه؟
وقتی از برند نرمافزار صحبت میکنیم، ممکن است منظور چند چیز مختلف باشد:
نام تجاری محصول نرمافزاری
اعتبار شرکت در بازار
وفاداری کاربران
طراحی و تجربه کاربری شناختهشده
دامنه، لوگو و هویت بصری
اعتماد مشتریان به پشتیبانی و امنیت محصول
جایگاه ذهنی محصول در بازار
از نگاه کسبوکار، همه این موارد مهم هستند. اما از نگاه حسابداری، همه اینها با هم یک دارایی قابل ثبت محسوب نمیشوند. حسابداری معمولاً محافظهکارانهتر از ذهن بازار عمل میکند. یعنی تا زمانی که یک دارایی قابل اندازهگیری، قابل تفکیک و دارای پشتوانه معاملاتی نباشد، معمولاً وارد ترازنامه نمیشود.
به همین دلیل است که برند یک نرمافزار موفق ممکن است در عمل ارزش بسیار زیادی داشته باشد، اما اگر توسط خود شرکت ساخته شده باشد، در ترازنامه عدد مشخصی بابت آن نمیبینید.
برند ساختهشده توسط خود شرکت در ترازنامه ثبت میشود؟
در اغلب موارد، خیر.
اگر یک شرکت از صفر شروع کند، هزینه تبلیغات بدهد، محصول را توسعه دهد، مشتری جذب کند و بعد از چند سال برند قدرتمندی بسازد، این برند معمولاً به عنوان دارایی جداگانه در ترازنامه ثبت نمیشود.
دلیلش ساده است. حسابداری نمیتواند با اتکای کافی مشخص کند دقیقاً چه مقدار از هزینههای شرکت باعث ایجاد برند شده است. مثلاً آیا حقوق تیم پشتیبانی باعث رشد برند شده؟ آیا تبلیغات؟ آیا کیفیت محصول؟ آیا رضایت مشتریان؟ آیا شبکه فروش؟ آیا محتوای آموزشی؟ جدا کردن این عوامل از هم معمولاً قابل اتکا نیست.
بنابراین هزینههایی مثل تبلیغات، بازاریابی، تولید محتوا، روابط عمومی، کمپینهای جذب کاربر و بسیاری از هزینههای برندینگ معمولاً در همان دوره به عنوان هزینه شناسایی میشوند، نه دارایی.
این نکته برای سرمایهگذار مهم است. شرکتی که سالها برند قدرتمند ساخته، ممکن است دارایی نامشهود بزرگی در ترازنامه نداشته باشد، اما این به معنی بیارزش بودن برند نیست. فقط یعنی استانداردهای حسابداری اجازه ثبت آن را به عنوان دارایی ندادهاند.
برند خریداریشده چگونه ثبت میشود؟
اگر شرکت، یک برند نرمافزاری را از شرکت دیگری بخرد، شرایط فرق میکند. در این حالت، چون معامله واقعی انجام شده و مبلغ خرید مشخص است، برند میتواند به عنوان دارایی نامشهود در ترازنامه ثبت شود.
مثلاً فرض کنید شرکت الف یک نرمافزار حسابداری شناختهشده را از شرکت ب خریداری میکند. در قرارداد، بخشی از مبلغ بابت نام تجاری، بخشی بابت کد نرمافزار، بخشی بابت قراردادهای مشتریان و بخشی بابت پشتیبانی و انتقال دانش پرداخت میشود.
در چنین شرایطی، اگر بتوان ارزش هر بخش را به شکل قابل اتکا تفکیک کرد، شرکت خریدار میتواند آن داراییها را در ترازنامه شناسایی کند. برند خریداریشده، نرمافزار خریداریشده، حق استفاده از فناوری یا قراردادهای مشتریان میتوانند به عنوان دارایی نامشهود ثبت شوند.
اما اگر شرکت کل کسبوکار را بخرد و مبلغ پرداختی بیشتر از ارزش منصفانه داراییها و بدهیهای قابل شناسایی باشد، اختلاف آن معمولاً تحت عنوان سرقفلی یا Goodwill شناسایی میشود.
تفاوت برند، نرمافزار و سرقفلی چیست؟
این سه مورد در تحلیل مالی زیاد با هم اشتباه گرفته میشوند.
برند، نام تجاری و اعتبار قابل شناسایی یک محصول یا شرکت است. اگر جداگانه خریداری شده باشد، ممکن است قابل ثبت باشد.
نرمافزار، شامل کد، معماری فنی، اپلیکیشن، سیستم، پلتفرم یا محصول دیجیتال قابل استفاده است. اگر خریداری شده باشد یا در شرایط خاص توسط خود شرکت توسعه یافته باشد، میتواند دارایی نامشهود باشد.
سرقفلی زمانی ایجاد میشود که یک شرکت، شرکت دیگری را با مبلغی بالاتر از ارزش خالص داراییهای قابل شناسایی آن خریداری کند. سرقفلی معمولاً نشاندهنده ارزشهایی مثل شهرت، نیروی انسانی، موقعیت بازار، همافزایی و قدرت درآمدزایی آینده است، اما به صورت جداگانه قابل تفکیک نیست.
پس اگر در ترازنامه شرکتی عدد بزرگی بابت سرقفلی میبینید، نباید آن را با برند یکی بدانید. سرقفلی میتواند شامل برند باشد، اما دقیقاً معادل برند نیست.
نرمافزار در ترازنامه چگونه ثبت میشود؟
نرمافزار نسبت به برند وضعیت روشنتری دارد. نرمافزار میتواند در ترازنامه به عنوان دارایی نامشهود ثبت شود، اما نه همیشه.
دو حالت اصلی وجود دارد:
نرمافزار خریداریشده
نرمافزار تولیدشده توسط خود شرکت
اگر شرکت نرمافزاری را بخرد، بهای خرید، هزینههای نصب، آمادهسازی و هزینههای مستقیم لازم برای قابل استفاده شدن نرمافزار میتواند به عنوان دارایی ثبت شود.
اما اگر شرکت خودش نرمافزار را توسعه دهد، باید بین مرحله تحقیق و مرحله توسعه تفاوت گذاشت.
مرحله تحقیق و مرحله توسعه در نرمافزار
در حسابداری داراییهای نامشهود، مرحله تحقیق معمولاً هزینه میشود. یعنی اگر شرکت در حال بررسی ایده، امکانسنجی، آزمون مدل اولیه، تحقیق درباره فناوری یا بررسی بازار باشد، این هزینهها معمولاً وارد ترازنامه نمیشوند.
اما در مرحله توسعه، اگر شرایط مشخصی برقرار باشد، بخشی از هزینهها میتواند به عنوان دارایی نامشهود ثبت شود.
برای مثال، وقتی شرکت به این نقطه رسیده که امکان فنی ساخت محصول مشخص است، قصد تکمیل نرمافزار را دارد، منابع لازم را در اختیار دارد، بازار یا استفاده داخلی برای آن وجود دارد و هزینهها را میتواند قابل اتکا اندازهگیری کند، هزینههای توسعه میتواند سرمایهای شود.
اینجا حسابداری سختگیر است، چون اگر شرکتها اجازه داشته باشند هر هزینهای را دارایی کنند، سود حسابداری به شکل مصنوعی بالا میرود. به همین دلیل باید مراقب شرکتهایی بود که بخش زیادی از هزینههای جاری خود را با عنوان توسعه نرمافزار به دارایی تبدیل میکنند.
مثال ساده از ثبت نرمافزار در ترازنامه
فرض کنید یک شرکت ایرانی سامانه فروش آنلاین تولید میکند. در ماههای اول، تیم در حال بررسی ایده، تست بازار، طراحی نمونه اولیه و ارزیابی فناوری است. این هزینهها معمولاً هزینه دوره هستند.
بعد از مدتی، شرکت تصمیم قطعی به ساخت محصول میگیرد. معماری فنی مشخص شده، مدل درآمدی روشن است، تیم فنی مستقر است، قراردادهای اولیه مشتریان وجود دارد و شرکت میتواند حقوق برنامهنویسان و هزینههای مستقیم مربوط به توسعه نسخه اصلی را دقیق ثبت کند.
در این مرحله، بخشی از هزینههای مستقیم توسعه میتواند به عنوان دارایی نامشهود نرمافزار در ترازنامه ثبت شود.
اما هزینه تبلیغات برای معرفی نرمافزار، هزینه جذب کاربر، هزینه آموزش عمومی بازار و هزینه برندینگ معمولاً دارایی نمیشود. اینها هزینه دوره هستند.
استهلاک دارایی نامشهود چگونه انجام میشود؟
اگر نرمافزار یا برند خریداریشده عمر مفید مشخصی داشته باشد، باید طی عمر مفید مستهلک شود. یعنی هزینه آن به تدریج در صورت سود و زیان شناسایی میشود.
برای مثال، اگر شرکت نرمافزاری را به مبلغ 10 میلیارد تومان بخرد و عمر مفید آن را 5 سال برآورد کند، ممکن است سالانه 2 میلیارد تومان هزینه استهلاک شناسایی کند، البته روش دقیق به سیاست حسابداری شرکت بستگی دارد.
در نرمافزارها، عمر مفید معمولاً محدود است، چون فناوری تغییر میکند، زبانهای برنامهنویسی قدیمی میشوند، نیاز کاربران عوض میشود و رقبا محصول جدید میسازند. بنابراین ثبت نرمافزار در ترازنامه به معنی این نیست که ارزش آن برای همیشه باقی میماند.
اگر دارایی نامشهود عمر مفید نامحدود داشته باشد، معمولاً مستهلک نمیشود، اما باید از نظر کاهش ارزش بررسی شود. در عمل، برای بسیاری از نرمافزارها فرض عمر نامحدود منطقی نیست.
کاهش ارزش دارایی نامشهود چیست؟
کاهش ارزش یعنی ارزش دفتری دارایی در ترازنامه بیشتر از مبلغ قابل بازیافت آن شده است.
فرض کنید شرکتی یک نرمافزار را 20 میلیارد تومان در ترازنامه ثبت کرده، اما بعد از دو سال، فناوری آن قدیمی شده، مشتریان اصلی از دست رفتهاند و محصول دیگر درآمد قابل توجهی ندارد. در این حالت، شرکت باید بررسی کند آیا ارزش ثبتشده هنوز قابل دفاع است یا نه.
اگر مبلغ قابل بازیافت کمتر از ارزش دفتری باشد، شرکت باید زیان کاهش ارزش شناسایی کند. این زیان سود شرکت را کاهش میدهد.
برای سرمایهگذار، دارایی نامشهود بزرگ همیشه نشانه مثبت نیست. باید دید آن دارایی واقعاً درآمد میسازد یا فقط عددی در ترازنامه است که شاید دیر یا زود مشمول کاهش ارزش شود.
چرا شرکتهای نرمافزاری دارایی کم اما ارزش بازار بالا دارند؟
این موضوع برای بسیاری از سرمایهگذاران گیجکننده است. یک شرکت نرمافزاری ممکن است دفتر، زمین، ماشینآلات و تجهیزات زیادی نداشته باشد، اما ارزش بازار بالایی داشته باشد. دلیلش این است که ارزش اصلی این شرکتها معمولاً در مواردی است که حسابداری با احتیاط با آن برخورد میکند:
تیم متخصص
دانش فنی
برند ساختهشده داخلی
جامعه کاربران
دادهها
اثر شبکهای
فرآیندهای مقیاسپذیر
اعتماد مشتریان
توانایی تکرار فروش
بخش زیادی از این موارد در ترازنامه نمیآید، اما در ارزشگذاری شرکت اثر دارد. بنابراین تحلیل شرکت نرمافزاری فقط با نگاه به داراییهای ترازنامهای ناقص است.
از طرف دیگر، نباید به بهانه نامشهود بودن ارزش، هر عددی را برای شرکت پذیرفت. بازارهای مالی گاهی در ارزشگذاری شرکتهای نرمافزاری دچار اغراق میشوند. من در تحلیل این شرکتها معمولاً هم به ظرفیت رشد نگاه میکنم، هم به کیفیت سود، هم به جریان نقدی، هم به قابلیت دفاع از مزیت رقابتی.
تفاوت ارزش حسابداری و ارزش اقتصادی برند نرمافزار
ارزش حسابداری یعنی عددی که طبق استانداردهای حسابداری در صورتهای مالی ثبت شده است. ارزش اقتصادی یعنی منفعتی که آن برند یا نرمافزار در آینده میتواند برای شرکت ایجاد کند.
ممکن است ارزش حسابداری برند صفر باشد، اما ارزش اقتصادی آن بسیار بالا باشد. مثلاً یک اپلیکیشن شناختهشده که میلیونها کاربر فعال دارد، اگر برندش توسط خود شرکت ساخته شده باشد، احتمالاً عدد مستقلی بابت برند در ترازنامه ندارد.
برعکس، ممکن است شرکتی برندی را خریده و در ترازنامه ثبت کرده باشد، اما بعداً آن برند محبوبیت خود را از دست بدهد. در این حالت، عدد حسابداری ممکن است از واقعیت اقتصادی عقب بماند، مگر اینکه کاهش ارزش به موقع شناسایی شود.
پس ترازنامه باید خوانده شود، نه اینکه بدون تحلیل پذیرفته شود.
سرمایهگذار ایرانی هنگام بررسی داراییهای نامشهود به چه نکاتی دقت کند؟
در بازار ایران، تحلیل داراییهای نامشهود سختتر است، چون بعضی شرکتها شفافیت کافی درباره اجزای دارایی نامشهود ندارند. سرمایهگذار باید چند سؤال مشخص بپرسد.
اول، دارایی نامشهود از کجا آمده است؟ خریداری شده یا داخلی ایجاد شده؟
دوم، اگر نرمافزار توسعهیافته داخلی است، آیا معیارهای شناسایی آن رعایت شده یا شرکت صرفاً هزینهها را به ترازنامه منتقل کرده است؟
سوم، عمر مفید دارایی چقدر در نظر گرفته شده؟ آیا منطقی است؟
چهارم، آیا شرکت از محل این دارایی درآمد پایدار دارد؟
پنجم، آیا هزینه استهلاک یا کاهش ارزش بهموقع شناسایی میشود؟
ششم، آیا یادداشتهای توضیحی صورتهای مالی اطلاعات کافی درباره دارایی نامشهود دادهاند؟
هفتم، آیا رشد دارایی نامشهود با رشد فروش، حاشیه سود و جریان نقدی همخوانی دارد؟
اگر دارایی نامشهود شرکت هر سال بزرگتر میشود، اما فروش و جریان نقدی رشد معناداری ندارد، باید محتاط بود.
اشتباه رایج در تحلیل برند نرمافزار
یکی از اشتباهات رایج این است که سرمایهگذار میگوید چون برند شرکت در ترازنامه نیست، پس ارزشی ندارد. این برداشت غلط است.
اشتباه دیگر این است که هر عددی تحت عنوان دارایی نامشهود را بدون بررسی واقعی بپذیریم. این هم غلط است.
در تحلیل حرفهای، باید بین سه چیز تفاوت گذاشت:
ارزش ثبتشده در ترازنامه
ارزش اقتصادی قابل دفاع
قیمتگذاری احساسی بازار
گاهی ترازنامه کمتر از واقعیت را نشان میدهد. گاهی بازار بیشتر از واقعیت قیمت میدهد. کار تحلیلگر این است که بین این دو افراط گیر نکند.
آیا برند نرمافزار میتواند وثیقه یا پشتوانه مالی باشد؟
در عمل، برخی داراییهای نامشهود میتوانند در مذاکرات سرمایهگذاری، ادغام، فروش شرکت یا جذب شریک استراتژیک اهمیت زیادی داشته باشند. اما در سیستم بانکی و اعتباری سنتی، دارایی نامشهود معمولاً به اندازه ملک، تجهیزات یا داراییهای مالی نقدشونده پذیرفته نمیشود.
برای شرکتهای نرمافزاری ایرانی، این موضوع مهم است. ممکن است شرکت از نظر محصول و برند قوی باشد، اما برای دریافت تسهیلات یا وثیقهگذاری با مشکل مواجه شود، چون داراییهای فیزیکی کمی دارد.
به همین دلیل، شرکتهای نرمافزاری باید مستندسازی قوی داشته باشند. قراردادهای مشتریان، گزارشهای درآمد تکرارشونده، آمار کاربران فعال، نرخ تمدید اشتراک، مالکیت کد، ثبت علائم تجاری و مستندات حقوقی مالکیت فکری، همه در ارزشگذاری و مذاکره اهمیت دارند.
نقش مالکیت فکری در ثبت و دفاع از برند نرمافزار
برای اینکه برند یا نرمافزار در عمل قابل دفاع باشد، صرف معروف بودن کافی نیست. مالکیت فکری باید جدی گرفته شود.
ثبت علامت تجاری، تنظیم قراردادهای دقیق با برنامهنویسان، تعیین مالکیت کد، قرارداد محرمانگی، قرارداد عدم افشای اطلاعات، شروط انتقال حقوق مادی نرمافزار و ثبت مستندات توسعه محصول از مواردی هستند که در شرکتهای نرمافزاری نباید نادیده گرفته شوند.
من در تجربه کار با کسبوکارها دیدهام که گاهی ارزش اصلی یک نرمافزار در زمان اختلاف شرکا یا خروج نیروی فنی آسیب میبیند، چون از ابتدا قراردادها درست بسته نشده است. از نظر حسابداری ممکن است نرمافزار دارایی باشد، اما از نظر حقوقی مالکیت آن مبهم باشد. این وضعیت برای سرمایهگذار خطرناک است.
برند نرمافزار در ارزشگذاری شرکت چگونه اثر میگذارد؟
حتی اگر برند نرمافزار در ترازنامه ثبت نشده باشد، در ارزشگذاری شرکت اثر دارد. اما این اثر باید از مسیر شاخصهای قابل اندازهگیری دیده شود.
مثلاً اگر برند قوی است، باید در یکی از این موارد خودش را نشان دهد:
هزینه جذب مشتری کمتر
نرخ تمدید بالاتر
فروش تکرارشونده بیشتر
قدرت قیمتگذاری بهتر
نرخ ریزش مشتری کمتر
اعتماد بالاتر در قراردادهای سازمانی
رشد ارگانیک کاربران
حاشیه سود بهتر
اگر کسی ادعا کند برند شرکت بسیار ارزشمند است، اما هیچ نشانهای در فروش، سود، جریان نقدی، نرخ نگهداشت مشتری یا سهم بازار دیده نشود، آن ادعا ضعیف است. برند واقعی باید در اعداد عملیاتی و مالی ردپا داشته باشد.
آیا هزینه تبلیغات برند نرمافزار دارایی محسوب میشود؟
در اغلب موارد خیر. هزینه تبلیغات، کمپینهای دیجیتال، اینفلوئنسر مارکتینگ، تولید محتوا، روابط عمومی، سئو و جذب کاربر معمولاً هزینه دوره هستند.
ممکن است این هزینهها در آینده منفعت ایجاد کنند، اما چون اندازهگیری مستقیم و قابل اتکای منفعت آینده دشوار است، معمولاً به عنوان دارایی شناسایی نمیشوند.
برای مثال، اگر یک شرکت 5 میلیارد تومان برای تبلیغ اپلیکیشن خود هزینه کند، نمیتواند به راحتی بگوید این 5 میلیارد تومان یک دارایی برند با عمر مفید 5 سال ساخته است. شاید بخشی از آن باعث فروش شود، شاید بخشی هدر برود، شاید اثر آن کوتاهمدت باشد. حسابداری در اینجا محافظهکارانه عمل میکند.
اثر این موضوع بر سود شرکت چیست؟
نحوه برخورد با هزینههای نرمافزار و برند میتواند سود شرکت را تغییر دهد.
اگر هزینهها فوراً شناسایی شوند، سود همان دوره کاهش مییابد.
اگر هزینهها به عنوان دارایی ثبت شوند، سود کوتاهمدت بالاتر نشان داده میشود، اما در سالهای بعد از طریق استهلاک یا کاهش ارزش وارد هزینه میشود.
به همین دلیل، سرمایهگذار باید مراقب شرکتهایی باشد که با سرمایهای کردن بیش از حد هزینهها، سود ظاهری خود را بهتر نشان میدهند. این موضوع در شرکتهای فناوری و نرمافزاری اهمیت زیادی دارد.
تحلیل دقیق یعنی فقط به سود خالص نگاه نکنیم. باید جریان نقدی عملیاتی، یادداشتهای دارایی نامشهود و سیاستهای حسابداری شرکت را هم بررسی کنیم.
جمعبندی کاربردی
برند نرمافزار اگر توسط خود شرکت ساخته شده باشد، معمولاً در ترازنامه به عنوان دارایی مستقل ثبت نمیشود. اما اگر خریداری شده باشد و ارزش آن قابل اندازهگیری باشد، میتواند به عنوان دارایی نامشهود شناسایی شود.
نرمافزار خریداریشده معمولاً با بهای تمامشده در ترازنامه ثبت میشود. نرمافزار توسعهیافته داخلی فقط در صورتی میتواند دارایی شود که از مرحله تحقیق عبور کرده باشد و معیارهای مشخص مرحله توسعه را داشته باشد.
هزینههای تبلیغات، برندینگ و جذب مشتری معمولاً هزینه دوره هستند، نه دارایی.
دارایی نامشهود باید از نظر عمر مفید، استهلاک و کاهش ارزش بررسی شود. عدد بزرگ در ترازنامه الزاماً نشانه قدرت شرکت نیست. نبودن برند در ترازنامه هم الزاماً نشانه بیارزشی برند نیست.
برای تحلیل شرکتهای نرمافزاری، باید ترازنامه، صورت سود و زیان، جریان نقدی، یادداشتهای توضیحی، کیفیت درآمد، مالکیت فکری و شاخصهای عملیاتی را کنار هم دید. نگاه تکبعدی در این حوزه معمولاً به تصمیم اشتباه منتهی میشود.
خدمات ما
در تیم فرشاد مصفا، خدمات مدیریت و مشاوره سرمایهگذاری با تمرکز بر تحلیل حرفهای، مدیریت ریسک و تصمیمگیری مبتنی بر داده ارائه میشود.
برای استفاده از خدمات سبدگردانی بورس میتوانید از این صفحه اقدام کنید:
برای استفاده از خدمات سبدگردانی ارز دیجیتال میتوانید از این صفحه اقدام کنید:
همچنین در تیم فرشاد مصفا، استارتاپ حقوقی ما در زمینه مشاوره و وکالت فعالیت میکند. برای دریافت خدمات حقوقی میتوانید از این صفحه استفاده کنید:
درباره نویسنده
فرشاد مصفا هستم، فعال و متخصص بازارهای مالی، موسس تیم سبدگردانی و استارتاپ حقوقی در زمینه مشاوره و وکالت. از سال 1393 در حوزه بازارهای مالی، تحلیل سرمایهگذاری و مشاوره کسبوکار فعالیت دارم.
تحصیلات من کارشناسی ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران است.
شبکههای اجتماعی من:
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/farshadmosaffa/
یوتیوب:
https://youtube.com/@farshadmosaffa
لینکدین:
https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa
توییتر یا X:
