

0
چرا باید به بدهیهای غیرجاری در ترازنامه توجه کرد
منتشر شده در 1405/02/26
وقتی مردم عادی اسم ترازنامه را میشنوند، معمولا ذهنشان میرود سمت داراییها، فروش، سود یا نهایتا عددی که در پایان سال به عنوان سود خالص اعلام میشود. اما در تجربه من، یکی از مهمترین بخشهایی که خیلی وقتها نادیده گرفته میشود، بدهیهای غیرجاری است. این بخش از ترازنامه گاهی بیشتر از خود سود شرکت، درباره آینده آن حرف میزند.
من فرشاد مصفا هستم و در این سالها، چه در بررسی کسبوکارها، چه در تحلیل شرکتها برای سرمایهگذاری و چه در مشاورههای مالی، بارها دیدهام که افراد فقط با دیدن رشد فروش یا سود، نسبت به یک شرکت خوشبین میشوند، اما چند دقیقه بررسی دقیق بدهیهای غیرجاری میتواند تصویر واقعیتری از ریسک آن شرکت به ما بدهد.
اگر بخواهم خیلی ساده بگویم، بدهی غیرجاری یعنی تعهداتی که شرکت قرار نیست در کمتر از یک سال پرداخت کند. این بدهیها میتوانند شامل وامهای بلندمدت، اوراق بدهی، تسهیلات بانکی، بدهی بابت خرید داراییهای ثابت، ذخایر بلندمدت، تعهدات مربوط به مزایای پایان خدمت کارکنان و موارد مشابه باشند. ظاهر ماجرا این است که چون موعد پرداخت این بدهیها نزدیک نیست، پس شاید خیلی مهم نباشند. این برداشت اشتباه است.
بدهی غیرجاری اگر درست مدیریت شود، میتواند ابزار رشد باشد. اما اگر بد فهمیده شود یا از کنترل خارج شود، میتواند به تدریج شرکت را وارد فشاری کند که چند سال بعد خودش را در افت سود، کاهش جریان نقدی، فروش دارایی، افزایش سرمایه اجباری یا حتی بحران مالی نشان دهد.
بدهی غیرجاری دقیقا چیست و چه تفاوتی با بدهی جاری دارد
برای اینکه موضوع روشن باشد، باید تفاوت بدهی جاری و غیرجاری را دقیق بفهمیم.
بدهی جاری تعهداتی است که شرکت باید در کمتر از یک سال پرداخت کند. مثل بدهی به تامینکنندگان، اقساط کوتاهمدت وام، مالیات پرداختنی یا حقوق پرداختنی.
بدهی غیرجاری تعهداتی است که سررسید آن بیش از یک سال است. یعنی شرکت فعلا فرصت دارد، اما این فرصت به معنی بیاهمیت بودن بدهی نیست. برعکس، این بدهیها معمولا به تصمیمهای بزرگ شرکت وصل هستند. مثلا توسعه کارخانه، خرید تجهیزات سنگین، سرمایهگذاری برای رشد، تامین مالی پروژههای جدید یا جبران کمبود نقدینگی در مقیاس بزرگ.
نکته مهم اینجاست که بدهی جاری بیشتر وضعیت نقدینگی کوتاهمدت را نشان میدهد، اما بدهی غیرجاری بیشتر کیفیت استراتژی مالی شرکت و آینده فشار مالی آن را آشکار میکند.
چرا بدهیهای غیرجاری برای سهامدار و سرمایهگذار مهم است
اگر شما قرار است در سهام یک شرکت سرمایهگذاری کنید، در واقع دارید روی آینده آن شرکت شرط میبندید. بدهی غیرجاری دقیقا به آینده مربوط است. یعنی به تعهداتی که شاید امروز دردسرساز نباشند، اما فردا میتوانند همهچیز را تغییر دهند.
شرکتی که امروز سود خوبی ساخته، اگر چند سال آینده مجبور باشد بخش بزرگی از جریان نقدی خود را صرف بازپرداخت اصل و فرع بدهی کند، آن سود فعلی برای سهامدار ارزش کمتری پیدا میکند. چون سود کاغذی با سودی که قابل تقسیم یا قابل تکرار باشد فرق دارد.
بارها دیدهام که افراد فقط به نسبت قیمت به سود یا روند رشد درآمد نگاه میکنند، اما اصلا نمیپرسند این رشد با چه هزینهای به دست آمده است. آیا شرکت با آورده سهامداران رشد کرده؟ با جریان نقدی واقعی رشد کرده؟ یا با کوهی از بدهی بلندمدت؟
این سوال مهم است، چون هر رشدی ارزشمند نیست. رشدی ارزش دارد که بتواند در بلندمدت پایدار بماند.
بدهی غیرجاری همیشه بد نیست
اینجا باید دقیق باشیم. اگر کسی بگوید هر شرکتی که بدهی غیرجاری بالایی دارد، لزوما شرکت بدی است، حرفش حرفهای نیست.
در بسیاری از کسبوکارها، استفاده از بدهی بلندمدت یک ابزار منطقی برای رشد است. مثلا شرکتی که برای توسعه ظرفیت تولید، وام بلندمدت گرفته و از آن دارایی مولد ساخته، ممکن است تصمیم درستی گرفته باشد. اگر بازده آن سرمایهگذاری بیشتر از هزینه تامین مالی باشد، این بدهی میتواند به نفع سهامدار تمام شود.
اما مشکل از جایی شروع میشود که شرکت بدهی میگیرد بدون اینکه خروجی کافی از آن بسازد. مثلا وام میگیرد اما پروژه به بهرهبرداری نمیرسد، یا حاشیه سود آنقدر پایین است که توان پوشش هزینه مالی را ندارد، یا جریان نقدی شرکت به قدری ضعیف است که بازپرداخت بدهی به چالش تبدیل میشود.
پس اصل موضوع این نیست که بدهی غیرجاری وجود دارد یا نه. اصل موضوع این است که این بدهی چرا ایجاد شده، چقدر بزرگ است، نرخ هزینه آن چقدر است و شرکت با چه کیفیتی توان بازپرداخت آن را دارد.
مهمترین چیزی که بدهی غیرجاری درباره شرکت به شما میگوید
بدهی غیرجاری در عمل به شما میگوید مدیریت شرکت چطور درباره آینده تصمیم گرفته است.
وقتی میبینید یک شرکت بدهی بلندمدت قابل توجهی دارد، باید بپرسید:
این پول کجا خرج شده است؟
آیا صرف توسعه عملیاتی شده یا صرف پوشاندن ضعف نقدینگی؟
آیا دارایی جدیدی ساخته که درآمدزا باشد؟
آیا پروژه مرتبط با این بدهی به مرحله بهرهبرداری رسیده؟
آیا شرکت از محل عملیاتش پول کافی برای پرداخت بهره و اقساط تولید میکند؟
آیا بدهی با نرخ سنگین گرفته شده؟
پاسخ این سوالها مهمتر از خود عدد بدهی است.
در تجربه من، خیلی از بحرانها از جایی شروع میشوند که بدهی بلندمدت ابتدا معقول به نظر میرسد، اما بعد معلوم میشود شرکت در استفاده از منابع ناکارآمد بوده یا شرایط بازار آنطور که مدیریت پیشبینی کرده جلو نرفته است.
فقط به عدد بدهی نگاه نکنید، نسبتها را هم ببینید
عدد خام بدهی، به تنهایی اطلاعات کافی نمیدهد. مثلا بدهی غیرجاری 5 هزار میلیارد تومانی برای یک شرکت ممکن است بسیار خطرناک باشد، اما برای شرکت دیگری کاملا قابل مدیریت باشد. بنابراین باید این بدهی را در نسبت با سایر اعداد ترازنامه و صورت سود و زیان بررسی کرد.
نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام
این نسبت نشان میدهد شرکت چقدر از سرمایه خود و چقدر از پول دیگران استفاده کرده است. اگر بدهیها نسبت به حقوق صاحبان سهام بیش از حد بزرگ شوند، ریسک مالی بالا میرود. در این وضعیت، کوچکترین افت در سودآوری میتواند فشار زیادی به شرکت وارد کند.
نسبت بدهی به داراییها
این نسبت کمک میکند بفهمید چه بخشی از داراییهای شرکت از محل بدهی تامین شده است. اگر عدد خیلی بالا باشد، باید بیشتر احتیاط کنید. چون در این حالت، حاشیه امنیت سهامداران کمتر میشود.
توان پوشش هزینه مالی
یکی از مهمترین شاخصها همین است. سوال ساده است: آیا سود عملیاتی شرکت به اندازهای هست که بهره بدهی را با خیال راحت پوشش دهد؟ اگر شرکت فقط به زور یا با فاصله کم بتواند بهره را پوشش دهد، در برابر کوچکترین شوک عملیاتی آسیبپذیر است.
جریان نقدی عملیاتی
این مورد را خیلیها دستکم میگیرند. ممکن است شرکتی روی کاغذ سود داشته باشد، اما جریان نقدی عملیاتی ضعیفی تولید کند. بدهی با سود حسابداری تسویه نمیشود، با پول واقعی تسویه میشود. بنابراین اگر جریان نقدی عملیاتی شرکت ضعیف باشد، بدهی غیرجاری میتواند خیلی خطرناکتر از چیزی باشد که در نگاه اول دیده میشود.
یکی از خطاهای رایج مردم در خواندن ترازنامه
یکی از اشتباهات رایجی که زیاد میبینم این است که افراد فقط به سمت داراییها نگاه میکنند. مثلا میگویند این شرکت زمین دارد، کارخانه دارد، تجهیزات دارد، پس حتما قوی است. اما نمیپرسند این داراییها با چه منبعی ساخته شدهاند.
اگر بخش زیادی از این داراییها با بدهی بلندمدت ساخته شده باشد، باید بررسی کنید آیا بازده این داراییها واقعا مناسب بوده یا نه. دارایی داشتن به خودی خود مزیت نیست. داراییای ارزشمند است که بتواند نقدینگی و سود پایدار بسازد.
بارها شرکتهایی دیدهام که از نظر ظاهری بزرگ و سنگین به نظر میرسند، اما چون ساختار بدهی نامناسبی دارند، عملا در مضیقه مالی هستند. از بیرون شبیه شرکت بزرگاند، از درون تحت فشار تعهدات.
بدهی غیرجاری و تورم در اقتصاد ایران
در ایران یک پیچیدگی مهم وجود دارد و آن هم اثر تورم است. بعضیها تصور میکنند در محیط تورمی، بدهی بلندمدت همیشه چیز خوبی است. چون ارزش واقعی بدهی در طول زمان کمتر میشود. این حرف نصفهنیمه درست است، نه کامل.
بله، در برخی شرایط تورمی، بدهی بلندمدت میتواند به نفع بدهکار باشد. اما این فقط وقتی مزیت است که شرکت بتواند از منابعی که گرفته، بازدهی بالاتر از هزینه بدهی بسازد. اگر شرکت نتواند عملیات خود را با تورم هماهنگ کند، یا درآمدش رشد نکند، یا هزینه مالی به شکل شدیدی بالا برود، همین بدهی میتواند فشار را تشدید کند.
در اقتصاد ایران، تغییرات نرخ بهره، محدودیتهای بانکی، نوسانات ارزی و بیثباتی در تامین مواد اولیه باعث میشود تحلیل بدهی غیرجاری مهمتر از بازارهای باثبات باشد. به همین دلیل هر بدهی بلندمدتی را نباید با یک نگاه کلی مثبت یا منفی قضاوت کرد.
چه زمانی بدهی غیرجاری نشانه قدرت شرکت است
بدهی غیرجاری زمانی میتواند نشانه قدرت باشد که چند شرط همزمان برقرار باشد:
شرکت از محل عملیات اصلی خود جریان نقدی مثبت و باثبات داشته باشد
سرمایهای که از محل بدهی جذب شده، صرف دارایی یا پروژه مولد شده باشد
بازده پروژه از هزینه تامین مالی بالاتر باشد
سررسید بدهیها منطقی و قابل مدیریت باشد
شرکت وابسته به استقراض جدید برای پرداخت بدهی قبلی نباشد
مدیریت شرکت در گزارشها شفاف توضیح بدهد که این بدهی برای چه هدفی ایجاد شده است
اگر این شرایط وجود داشته باشد، بدهی بلندمدت میتواند اهرم رشد باشد، نه تهدید.
چه زمانی بدهی غیرجاری زنگ خطر است
در مقابل، چند نشانه واضح وجود دارد که میگوید بدهی غیرجاری ممکن است مشکلساز باشد.
افزایش بدهی بدون رشد متناسب در سود عملیاتی
اگر بدهیهای بلندمدت شرکت رشد کرده، اما سود عملیاتی یا جریان نقدی متناسب با آن رشد نکرده، باید نگران شد. این یعنی منابع جذب شده هنوز نتوانستهاند بازده کافی بسازند.
وابستگی به تمدید وام یا استقراض جدید
اگر شرکت برای پرداخت تعهدات قبلی مدام نیازمند وام جدید باشد، ساختار مالی آن شکننده است. این مدل، در صورت سختتر شدن شرایط تامین مالی، خیلی سریع به بحران میرسد.
بالا رفتن هزینه مالی
وقتی هزینه مالی بخش بزرگی از سود شرکت را میبلعد، کیفیت سود پایین میآید. در این شرایط حتی اگر شرکت سود خالص مثبت گزارش کند، باید دید چه مقدار از آن واقعا پایدار است.
ابهام در یادداشتهای توضیحی
اگر شرکت بدهی غیرجاری سنگینی دارد، اما توضیح شفافی درباره ماهیت، نرخ، سررسید و هدف آن ارائه نمیدهد، این ابهام خودش یک ریسک است. شفافیت پایین معمولا دوست سهامدار خرد نیست.
در تحلیل شرکتها فقط ترازنامه کافی نیست
این نکته را باید صریح بگویم. بدهی غیرجاری را نمیشود فقط با یک نگاه به یک عدد در ترازنامه تحلیل کرد. شما باید حداقل سه بخش را کنار هم ببینید:
ترازنامه برای شناخت اندازه و ساختار بدهی
صورت سود و زیان برای بررسی توان سودآوری و پوشش هزینه مالی
صورت جریان وجوه نقد برای بررسی توان واقعی پرداخت
اگر این سه را کنار هم نگذارید، تحلیل ناقص میشود. متاسفانه خیلیها فقط ترازنامه را باز میکنند، یک عدد را میبینند و نتیجهگیری میکنند. این روش سادهسازی خطرناکی است.
یک مثال ساده برای درک بهتر موضوع
فرض کنید دو شرکت داریم که هر دو 1000 میلیارد تومان بدهی غیرجاری دارند.
شرکت اول با این پول یک خط تولید جدید راهاندازی کرده که فروش و حاشیه سود آن رو به رشد است، جریان نقدی مثبت دارد و هزینه مالی را به راحتی پوشش میدهد.
شرکت دوم همین میزان بدهی را گرفته، اما پروژهاش هنوز به بهرهبرداری نرسیده، فروشش نوسانی است، هزینه مالی بالا رفته و جریان نقدی هم منفی شده است.
در ظاهر، عدد بدهی در هر دو یکی است. اما از نظر کیفیت مالی، این دو شرکت زمین تا آسمان فرق دارند.
به همین دلیل است که در تحلیل بدهیهای غیرجاری، زمینه و کیفیت استفاده از منابع از خود عدد مهمتر است.
مردم عادی هنگام بررسی این بخش از ترازنامه به چه چیزهایی دقت کنند
اگر تحلیلگر حرفهای نیستید، باز هم میتوانید چند بررسی ساده اما مهم انجام دهید:
اول ببینید بدهی غیرجاری شرکت در چند سال اخیر چه روندی داشته است. رشد کنترلشده قابل قبول است، اما جهشهای سنگین باید بررسی شود.
دوم بررسی کنید آیا سود عملیاتی و جریان نقدی همراستا با رشد بدهی بالا رفته یا نه.
سوم یادداشتهای توضیحی را بخوانید تا بفهمید بدهی بابت چه چیزی ایجاد شده است.
چهارم ببینید هزینه مالی شرکت در حال سنگین شدن هست یا نه.
پنجم اگر شرکتی مدام افزایش سرمایه میدهد یا دارایی میفروشد، این سوال را بپرسید که آیا بخشی از این اقدامات برای جبران فشار بدهی است یا نه.
همین چند بررسی ساده میتواند جلوی خیلی از تصمیمهای اشتباه را بگیرد.
بدهی غیرجاری و کیفیت مدیریت
یکی از جاهایی که کیفیت مدیریت شرکت خودش را نشان میدهد، همین ساختار بدهی است. مدیر خوب فقط دنبال رشد ظاهری نیست. مدیر خوب میفهمد چه زمانی بدهی بگیرد، با چه سررسیدی بگیرد، کجا خرج کند و چطور ریسک آن را کنترل کند.
برعکس، مدیریت ضعیف معمولا با بدهی، مشکلات را فقط به آینده هل میدهد. در کوتاهمدت شاید ظاهر شرکت را حفظ کند، اما در بلندمدت هزینه آن را سهامدار میدهد.
به همین دلیل من همیشه میگویم بدهی غیرجاری فقط یک عدد حسابداری نیست. این عدد، آینهای از کیفیت تصمیمهای مدیریت است.
چرا سهامدار خرد نباید از کنار این موضوع ساده عبور کند
سهامدار خرد معمولا قدرت تاثیرگذاری بر تصمیمهای شرکت را ندارد، اما قدرت انتخاب دارد. اگر شما میخواهید بین چند شرکت انتخاب کنید، باید شرکتی را ترجیح دهید که صورتهای مالیاش قابل اتکاتر، ساختار بدهیاش منطقیتر و توان بازپرداختش روشنتر باشد.
نادیده گرفتن بدهیهای غیرجاری یعنی نادیده گرفتن بخشی از آینده شرکت. این کار سادهانگارانه است. خیلی از ریسکها از جایی میآیند که بازار در دورههای خوشبینی به آنها بیتوجه بوده است.
جمعبندی
اگر بخواهم خیلی روشن و کاربردی جمعبندی کنم، بدهی غیرجاری در ترازنامه چیزی نیست که بشود از کنارش رد شد. این بخش از صورت مالی به شما میگوید شرکت چگونه رشد کرده، چقدر به منابع بیرونی وابسته است، در سالهای آینده با چه فشار مالی روبهرو میشود و کیفیت تصمیمهای مدیریتی آن در چه سطحی است.
بدهی غیرجاری نه ذاتا خوب است نه ذاتا بد. خوب یا بد بودن آن به این بستگی دارد که شرکت این منابع را چطور استفاده کرده، آیا بازده مناسبی ساخته یا نه، آیا جریان نقدی کافی دارد یا نه، و آیا در برابر شوکهای اقتصادی تابآوری دارد یا نه.
اگر قرار است به عنوان یک سرمایهگذار عادی تصمیم بهتری بگیرید، کافی است یاد بگیرید به جای خیره شدن به سود اسمی یا داراییهای ظاهری، کمی عمیقتر به ساختار بدهی شرکت نگاه کنید. همین تغییر نگاه، شما را از بخش زیادی از تحلیلهای سطحی بازار جدا میکند.
خدمات ما
اگر به دنبال مدیریت حرفهای سرمایه خود هستید، در تیم فرشاد مصفا خدمات تخصصی زیر ارائه میشود:
سبدگردانی بورس
https://farshadmosaffa.ir/product/1445171
سبدگردانی ارز دیجیتال
https://farshadmosaffa.ir/product/1445173
همچنین در تیم فرشاد مصفا، خدمات استارتاپ حقوقی در حوزه مشاوره و وکالت نیز ارائه میشود:
https://farshadmosaffa.ir/product/1650033/
نویسنده
فرشاد مصفا
موسس تیم سبدگردانی و استارتاپ حقوقی در زمینه مشاوره و وکالت
دارای سابقه فعالیت از سال 1393
کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/farshadmosaffa/
یوتیوب:
https://youtube.com/@farshadmosaffa
لینکدین:
https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa
توییتر:
