

0
دو ماه بدون اینترنت؛ چند سال عقبافتادگی اقتصادی ساخت
منتشر شده در 1405/02/16
در سالهای اخیر، خیلیها قطعی یا اختلال اینترنت را فقط یک مشکل روزمره دیدهاند؛ مشکلی که چند پیام ارسال نمیشود، چند سایت باز نمیشود یا چند کسبوکار آنلاین موقتاً کند میشود. اما از نگاه اقتصادی، ماجرا بهمراتب بزرگتر و جدیتر است. من فرشاد مصفا، با تجربه فعالیت از سال 93 در حوزه بازارهای مالی، کسبوکار، سبدگردانی و همچنین مدیریت یک استارتاپ حقوقی، این موضوع را کاملاً روشن میبینم: دو ماه اختلال گسترده یا قطع اینترنت، فقط دو ماه زمان تلفشده نیست؛ این اتفاق میتواند چند سال عقبافتادگی اقتصادی بسازد.
این عقبافتادگی فقط به معنای کاهش فروش چند فروشگاه اینترنتی نیست. وقتی اینترنت مختل میشود، زنجیرهای از آسیبها شکل میگیرد که از اعتماد سرمایهگذار شروع میشود، به فرار مشتری میرسد، بهرهوری نیروی کار را پایین میآورد، هزینه مبادله را بالا میبرد و در نهایت روی رشد اقتصادی، اشتغال، سرمایهگذاری و حتی کیفیت تصمیمگیری مالی خانوارها اثر میگذارد.
من در این مقاله میخواهم بدون اغراق و بدون شعار، توضیح بدهم که چرا دو ماه بدون اینترنت، اثرش بسیار بیشتر از همان دو ماه است و چرا اقتصاد ایران از چنین شوکهایی فقط با وصل شدن دوباره اینترنت به وضعیت عادی برنمیگردد.
اینترنت فقط ابزار ارتباطی نیست، زیرساخت اقتصادی است
یکی از اشتباهات رایج این است که اینترنت را در حد یک ابزار برای پیامرسانی یا سرگرمی پایین میآورند. این نگاه، واقعیت اقتصاد امروز را نادیده میگیرد. اینترنت در عمل بخشی از زیرساخت اقتصاد است؛ همانقدر مهم که حملونقل، برق، بانکداری و لجستیک اهمیت دارند.
امروز فروش، بازاریابی، ارتباط با مشتری، پشتیبانی، آموزش، پرداخت، قرارداد، تبلیغات، مدیریت تیم، تحلیل داده، توسعه محصول و حتی جذب سرمایه، همگی به اینترنت وابستهاند. حتی کسبوکارهایی که ظاهراً سنتی هستند هم بهطور غیرمستقیم از اینترنت تغذیه میشوند. مغازهداری که از اینستاگرام مشتری میگیرد، تولیدکنندهای که از واتساپ سفارش هماهنگ میکند، وکیلی که جلسه آنلاین دارد، پزشکی که نوبتگیری دیجیتال دارد، مدرسهای که اطلاعرسانی میکند، تحلیلگری که داده بازار را لحظهای بررسی میکند، همه در این چرخه قرار دارند.
وقتی این زیرساخت برای دو ماه مختل میشود، در واقع یک بخش مهم از موتور هماهنگی اقتصاد از کار میافتد. مسئله فقط کاهش سرعت نیست. مسئله از بین رفتن قابلیت اطمینان است. اقتصادی که زیرساختش غیرقابل پیشبینی باشد، برای سرمایهگذار، کارآفرین و حتی مصرفکننده، پرریسکتر میشود.
اولین ضربه، به جریان نقدی کسب و کارها وارد میشود
در عمل، مهمترین آسیبی که در همان روزهای اول قطعی یا اختلال اینترنت دیده میشود، افت جریان نقدی است. بسیاری از کسبوکارهای ایرانی، بهخصوص کسبوکارهای کوچک و متوسط، سرمایه در گردش قوی ندارند. یعنی اگر چند هفته فروششان افت کند، خیلی سریع دچار کمبود نقدینگی میشوند.
این موضوع را بارها در فضای کسبوکار ایران دیدهام. بسیاری از فعالان اقتصادی حاشیه امن مالی کافی ندارند. فروش روزانه برایشان حیاتی است. حالا اگر کانال جذب مشتری قطع شود، تبلیغات از کار بیفتد، پاسخگویی به سفارش مختل شود، پرداخت آنلاین مشکل پیدا کند و ارسال سفارش ناهماهنگ شود، درآمد کسبوکار بلافاصله آسیب میبیند. اما هزینهها متوقف نمیشوند. اجاره، حقوق، بیمه، مالیات، هزینه انبار، هزینه تأمین مواد اولیه و اقساط همچنان پابرجا هستند.
نتیجه روشن است: بنگاهی که باید رشد میکرد، فقط برای زنده ماندن تقلا میکند. این تغییر از مسیر رشد به مسیر بقا، همان نقطهای است که عقبافتادگی اقتصادی از آن شروع میشود.
آسیب فقط برای آنلاین شاپها نیست
یک خطای تحلیلی دیگر این است که تصور شود فقط فروشگاههای اینترنتی از قطع اینترنت ضربه میخورند. این تحلیل ناقص است. در اقتصاد امروز، قطع اینترنت تقریباً روی همه بخشها اثر میگذارد.
فروشنده سنتی که مشتری از طریق جستوجو یا شبکه اجتماعی پیدایش میکند آسیب میبیند. شرکت خدماتی که هماهنگی تیمش آنلاین است آسیب میبیند. صادرکنندهای که باید با مشتری خارجی در ارتباط باشد آسیب میبیند. فریلنسر، مدرس، مشاور، برنامهنویس، تولیدکننده محتوا، آژانس تبلیغاتی، استارتاپ، وکیل، پزشک، فعال بازارهای مالی و حتی کسبوکارهای وابسته به حملونقل و ارسال کالا همگی درگیر میشوند.
حتی بنگاههایی که فروش مستقیم اینترنتی ندارند، از افت تقاضا و اختلال زنجیره تأمین ضربه میخورند. وقتی یک بخش از اقتصاد زمینگیر میشود، اثر آن به بخشهای دیگر سرایت میکند. اقتصاد شبکهای است. آسیبها جدا و مستقل باقی نمیمانند.
دو ماه اختلال، فقط فروش را کم نمیکند؛ اعتماد را تخریب میکند
از نگاه من، مهمترین خسارت بلندمدت این بحرانها، تخریب اعتماد است. فروش ازدسترفته شاید در برخی موارد جبران شود، اما اعتماد از دسترفته بهسادگی برنمیگردد.
مشتری وقتی چند بار نتواند با یک کسبوکار ارتباط بگیرد، سفارش ثبت کند، پشتیبانی بگیرد یا پرداخت امن انجام دهد، آرامآرام از آن فاصله میگیرد. ممکن است به سراغ گزینه جایگزین برود یا کلاً خریدش را به تعویق بیندازد. در بازارهای رقابتی، این اتفاق یعنی ازدستدادن سهم بازار.
از سمت سرمایهگذار هم ماجرا جدی است. سرمایهگذار بیش از هر چیز به ثبات و قابلیت پیشبینی نیاز دارد. اگر احساس کند زیرساخت اصلی فعالیت اقتصادی قابل اتکا نیست، یا سرمایهگذاری را عقب میاندازد، یا اندازه آن را کوچک میکند، یا از آن بازار خارج میشود. این دقیقاً همان جایی است که اختلال کوتاهمدت، به عقبافتادگی چندساله تبدیل میشود.
سرمایه از جایی که اطمینان ندارد فرار میکند
در بازارهای مالی و فضای سرمایهگذاری، سرمایه ترسو نیست، بلکه منطقی است. جایی میرود که بازده متناسب با ریسک بگیرد. وقتی ریسکهای زیرساختی بالا میرود، سرمایهگذار بازده بیشتری مطالبه میکند یا اصل سرمایه را وارد نمیکند.
وقتی اینترنت بهعنوان بستر فعالیت اقتصادی قابل اتکا نباشد، چند اتفاق همزمان رخ میدهد:
هزینه ریسک بالا میرود
هر کارآفرین و سرمایهگذار مجبور میشود ریسک جدیدی را در مدل تصمیمگیری خود لحاظ کند. این یعنی پروژههایی که قبلاً توجیه اقتصادی داشتند، دیگر جذاب نیستند.
افق برنامهریزی کوتاه میشود
فعال اقتصادی بهجای سرمایهگذاری برای سه تا پنج سال آینده، به تصمیمهای کوتاهمدت و دفاعی روی میآورد. این تغییر، رشد را کند میکند.
سرمایهگذاری مولد کاهش مییابد
وقتی ابهام زیاد است، پول کمتر وارد تولید، نوآوری و توسعه میشود و بیشتر به سمت داراییهای محافظهکارانه یا غیرمولد میرود.
این روند برای اقتصادی مثل ایران که همین حالا هم با چالش سرمایهگذاری مواجه است، بسیار پرهزینه است.
کسبوکارهای کوچک بیشترین ضربه را میخورند
شرکتهای بزرگ، هرچند آسیب میبینند، اما معمولاً ذخایر مالی، برند قویتر، شبکه مشتریان گستردهتر و منابع جایگزین بیشتری دارند. مشکل اصلی برای کسبوکارهای کوچک و متوسط است. همان بخشی که ستون اشتغال و پویایی اقتصاد است.
بسیاری از این کسبوکارها در سالهای اخیر بر بستر اینترنت شکل گرفتهاند. بعضی از آنها اصلاً از ابتدا با فرض دسترسی پایدار به اینترنت طراحی شدهاند. وقتی این بستر از کار میافتد، آنها نهفقط درآمد، بلکه مزیت رقابتی و حتی هویت کسبوکارشان را از دست میدهند.
بارها دیدهام که یک کسبوکار کوچک، بعد از چند هفته اختلال، مجبور شده نیروی انسانیاش را تعدیل کند، هزینه بازاریابی را صفر کند، توسعه محصول را متوقف کند یا حتی فعالیتش را ببندد. این تعطیلیها در آمارهای رسمی همیشه واضح دیده نمیشود، اما اثرشان بر اقتصاد واقعی جدی است.
بازار کار از این شوکها بهسادگی عبور نمیکند
وقتی فروش کاهش پیدا میکند و سرمایهگذاری کند میشود، بازار کار هم آسیب میبیند. استخدامهای جدید متوقف میشود، دستمزدها تحت فشار قرار میگیرند، تعدیل نیرو بیشتر میشود و کیفیت فرصتهای شغلی پایین میآید.
مشکل فقط بیکاری نیست. مسئله مهمتر، کاهش انگیزه نیروی متخصص است. فردی که میبیند برای کار، رشد و ارتباط حرفهای به زیرساختی وابسته است که هر لحظه ممکن است مختل شود، طبیعی است که برای آینده خود گزینههای دیگری را بررسی کند. این یعنی تشدید خروج سرمایه انسانی.
اقتصادی که نیروی متخصصش را از دست بدهد، فقط امروز آسیب نمیبیند. اثر این اتفاق تا سالها باقی میماند. چون تربیت و جایگزینی سرمایه انسانی زمانبر و پرهزینه است.
اقتصاد دیجیتال با دستور رشد نمیکند، با ثبات رشد میکند
در سالهای گذشته بارها درباره توسعه اقتصاد دیجیتال صحبت شده است. اما واقعیت این است که اقتصاد دیجیتال با شعار یا حمایت لفظی رشد نمیکند. این بخش به ثبات، دسترسی، اعتماد و امکان برنامهریزی نیاز دارد.
اگر یک کارآفرین نداند فردا کانال ارتباط با مشتری برقرار هست یا نه، اگر یک تیم نداند میتواند سرویسش را پایدار ارائه دهد یا نه، اگر یک فروشنده مطمئن نباشد تبلیغش به مخاطب میرسد یا نه، دیگر نمیتوان از رشد پایدار اقتصاد دیجیتال حرف زد.
در چنین شرایطی، کسبوکارها بهجای نوآوری، به دور زدن محدودیتها فکر میکنند. بهجای توسعه بازار، به کاهش آسیب فکر میکنند. بهجای ساختن، وقت و انرژیشان را صرف بقا میکنند. این اتلاف منابع، یکی از جدیترین خسارتهای پنهان قطعی اینترنت است.
هزینه پنهان اختلال اینترنت از آن چیزی که دیده میشود بیشتر است
بخشی از خسارتها مستقیم و قابل مشاهدهاند؛ مثل افت فروش، لغو سفارش، کاهش تبلیغات یا توقف خدمات. اما بخش مهمی از زیانها پنهاناند و معمولاً کمتر دیده میشوند.
کاهش بهرهوری
وقتی ارتباطات کند یا مختل میشود، زمان انجام کارها بالا میرود. جلسات بههم میریزد، هماهنگیها عقب میافتد، تصمیمها دیرتر گرفته میشود و خروجی تیمها افت میکند.
افزایش هزینه مبادله
فعال اقتصادی مجبور میشود برای همان کار قبلی، زمان و پول بیشتری خرج کند. تماس بیشتر، رفتوآمد بیشتر، خطای بیشتر و دوبارهکاری بیشتر، همه یعنی هزینه بالاتر.
از دست رفتن فرصت
خیلی از فرصتهای اقتصادی زمانحساساند. مشتریای که امروز پاسخ نگیرد، ممکن است دیگر برنگردد. پروژهای که امروز شروع نشود، شاید برای همیشه از دست برود. این فرصتهای از بینرفته، در گزارشهای مالی بهسادگی دیده نمیشوند اما واقعیاند.
کاهش سرعت یادگیری و توسعه
اینترنت فقط کانال فروش نیست؛ بستر یادگیری، آموزش، انتقال تجربه و بهروزرسانی تخصصی هم هست. اختلال طولانیمدت، سرعت یادگیری فردی و سازمانی را پایین میآورد و این یعنی کاهش توان رقابتی.
اثر این بحران بر بازارهای مالی هم غیرمستقیم اما جدی است
از منظر بازارهای مالی، هرچه نااطمینانی در اقتصاد بیشتر شود، رفتار سرمایهگذاران محتاطتر و دفاعیتر میشود. این موضوع میتواند بر بازار سهام، بازار ارز دیجیتال، جریان پول و تصمیمهای سرمایهگذاری خانوارها اثر بگذارد.
من سالهاست با سرمایهگذاران خرد و فعالان بازار سروکار دارم. در دورههای بیثباتی، معمولاً رفتارها هیجانیتر میشود، افق سرمایهگذاری کوتاهتر میشود و افراد بهجای تحلیل بنیادی، بیشتر به حفظ اصل سرمایه فکر میکنند. این فضا برای رشد بازارهای سالم مناسب نیست.
همچنین اختلال اینترنت، دسترسی به داده، پلتفرمهای تحلیلی، آموزش، اخبار، ابزارهای معاملاتی و ارتباط با مشاوران را هم سختتر میکند. نتیجه این است که کیفیت تصمیمگیری مالی کاهش پیدا میکند. وقتی کیفیت تصمیمگیری افت کند، بازده سرمایهگذاری هم در سطح کلان آسیب میبیند.
چرا جبران این خسارت چند سال طول میکشد
ممکن است این سؤال مطرح شود که اگر اینترنت دوباره وصل شود، چرا باید اثر آن چند سال بماند؟ پاسخ روشن است: چون اقتصاد فقط با روشن و خاموش شدن یک زیرساخت تنظیم نمیشود.
وقتی یک کسبوکار مشتری از دست میدهد، بازگرداندن مشتری زمان میبرد. وقتی یک تیم تعدیل میشود، بازسازی آن فوری نیست. وقتی سرمایهگذاری عقب میافتد، پروژه توسعه متوقف میشود. وقتی اعتماد آسیب میبیند، دوبارهسازی آن پرهزینه است. وقتی نیروی متخصص مهاجرت شغلی یا جغرافیایی میکند، برگشت آن تضمینشده نیست.
به زبان ساده، تخریب سریع رخ میدهد اما بازسازی کند است. به همین دلیل است که دو ماه اختلال میتواند اثر چندساله داشته باشد. نه بهخاطر خود زمان قطعی، بلکه بهخاطر زنجیره پیامدهایی که پس از آن باقی میماند.
مثال واقعی از منطق عقبافتادگی اقتصادی
فرض کنید یک برند کوچک پوشاک، 70 درصد فروشش از اینستاگرام و پیامرسانهاست. دو ماه اختلال شدید رخ میدهد. فروش افت میکند، موجودی انبار میماند، نقدینگی قفل میشود، چکها سررسید میشوند، برند نمیتواند کمپین فصلی اجرا کند، چند نیروی کلیدی را از دست میدهد و مشتریانش به رقبا میروند.
بعد از بازگشت نسبی اینترنت، این کسبوکار از نظر فنی هنوز وجود دارد، اما دیگر همان کسبوکار قبلی نیست. سرمایه در گردش ضعیف شده، تیم کوچکتر شده، اعتماد مشتری کاهش یافته و فصل فروش مهم را از دست داده است. شاید برای بازگشت به نقطه قبل، یک تا دو سال زمان نیاز داشته باشد. اگر اصلاً بتواند برگردد.
این فقط یک مثال است، اما همین منطق را میتوان در صدها صنعت و خدمت دیگر هم دید.
مردم عادی هم مستقیم هزینه این عقبافتادگی را میپردازند
این موضوع فقط مسئله استارتاپها یا فعالان فناوری نیست. مردم عادی هم بهای آن را میپردازند. وقتی کسبوکارها ضعیف میشوند، اشتغال تحت فشار قرار میگیرد. وقتی رقابت کمتر میشود، کیفیت خدمات افت میکند. وقتی هزینهها بالا میرود، قیمتها بیشتر تحت فشار قرار میگیرند. وقتی سرمایهگذاری کم میشود، رشد درآمدها کندتر میشود.
در نهایت، خانوارها با گزینههای شغلی ضعیفتر، درآمد ناپایدارتر، خدمات گرانتر و فضای اقتصادی مبهمتر مواجه میشوند. به همین دلیل، اثر اختلال اینترنت فقط در صفحه موبایل دیده نمیشود؛ در سفره، شغل، درآمد و آینده مالی خانوادهها هم دیده میشود.
راهحل واقعی، نگاه زیرساختی و اقتصادی به اینترنت است
اگر اینترنت همچنان بهجای یک زیرساخت اقتصادی، صرفاً یک ابزار جانبی دیده شود، این چرخه آسیب تکرار خواهد شد. درک درست این است که دسترسی پایدار، امن و قابل اتکا به اینترنت، بخشی از پایه رشد اقتصادی در دنیای امروز است.
هر سیاستگذاری که این واقعیت را نادیده بگیرد، عملاً به بهرهوری، اشتغال، سرمایهگذاری و رقابتپذیری اقتصاد ضربه میزند. توسعه اقتصادی با نااطمینانی مزمن سازگار نیست. اگر قرار است کسبوکارها رشد کنند، اگر قرار است بازارهای مالی عمیقتر شوند، اگر قرار است مردم تصمیمهای مالی بهتر بگیرند، باید زیرساخت ارتباطی باثبات باشد.
جمعبندی
من فرشاد مصفا، بر اساس تجربه سالها فعالیت در بازارهای مالی، سبدگردانی، کسبوکار و مشاوره حقوقی، این موضوع را روشن و بدون تعارف میگویم: دو ماه بدون اینترنت، فقط دو ماه اختلال نیست. این اتفاق میتواند چند سال عقبافتادگی اقتصادی بسازد، چون فروش را کم میکند، اعتماد را تخریب میکند، سرمایهگذاری را عقب میاندازد، بهرهوری را پایین میآورد، بازار کار را تضعیف میکند و هزینه تصمیمگیری اقتصادی را بالا میبرد.
اگر بخواهیم اثر واقعی چنین بحرانهایی را بفهمیم، باید از سطح ناراحتی روزمره عبور کنیم و به عمق مسئله نگاه کنیم. اینترنت در اقتصاد امروز، مسیر فرعی نیست؛ بخشی از جاده اصلی است. هر ضربهای به این جاده، فقط رفتوآمد امروز را مختل نمیکند، بلکه مسیر رشد فردا را هم طولانیتر و پرهزینهتر میسازد.
خدمات ما
اگر بهدنبال مدیریت حرفهای سرمایه در بازارهای مالی هستید، میتوانید خدمات تخصصی تیم ما را بررسی کنید:
سبدگردانی بورس:
https://farshadmosaffa.ir/product/1445171
سبدگردانی ارز دیجیتال:
https://farshadmosaffa.ir/product/1445173
همچنین در تیم فرشاد مصفا، خدمات استارتاپ حقوقی برای مشاوره و وکالت نیز ارائه میشود:
https://farshadmosaffa.ir/product/1650033/
درباره نویسنده
فرشاد مصفا
موسس تیم سبدگردانی و استارتاپ حقوقی در زمینه مشاوره و وکالت
دارای سابقه فعالیت از سال 93
کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/farshadmosaffa/
یوتیوب:
https://youtube.com/@farshadmosaffa
لینکدین:
https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa
توییتر:
