

0
دولت در تله تعهدات ؛ چگونه صندوقهای بازنشستگی بودجه را میبلعند
منتشر شده در 1405/02/16
سالهاست به عنوان یک تحلیلگر بازارهای مالی و کسی که از سال 93 در سبدگردانی و تحلیل اقتصادی فعالیت کردهام، یک موضوع به صورت پیوسته ذهنم را درگیر کرده؛ اینکه چرا هرچقدر دولتها تلاش میکنند بودجه را تنظیم کنند، باز هم بخش قابل توجهی از منابع عملا گروگان تعهدات گذشته است. در ادبیات اقتصادی این وضعیت را «تله تعهدات» مینامیم. یکی از مهمترین مصداقهای آن، صندوقهای بازنشستگی هستند که امروز به یکی از بزرگترین مصرفکنندگان منابع بودجه تبدیل شدهاند.
این مقاله حاصل تجربه سالها تحلیل داده، مشاهده روندها و مواجهه مستقیم با اثرات این بحران روی بازارهای مالی است. هدفم ارائه یک تحلیل شفاف و قابل فهم برای مردم عادی است تا بدانند ماجرا چیست، چرا مهم است و چه آیندهای برایش میتوان تصور کرد.
ماهیت تله تعهدات و مشکل بزرگ صندوقهای بازنشستگی
وقتی دولتی مجموعهای از تعهدات بلندمدت ایجاد میکند، اما رشد درآمدهایش با سرعت تعهدات بالا نمیرود، یک شکاف پایدار ایجاد میشود. این شکاف ابتدا کوچک است اما به مرور تبدیل میشود به یک تله که خروج از آن هزینهزا و سخت است. صندوقهای بازنشستگی در ایران دقیقا در چنین وضعیتی قرار گرفتهاند.
ماجرا ساده است. در دهههای قبل تعهداتی داده شده که امروز باید پرداخت شود، اما ورودی صندوقها آنقدر کم شده که دیگر توان اداره خودشان را ندارند. این صندوقها به جای اینکه مثل یک نهاد سرمایهگذاری بلندمدت عمل کنند، تبدیل شدهاند به مصرفکننده دائمی و پرهزینه بودجه عمومی.
ریشه شکلگیری بحران: چرا صندوقها از مسیر طبیعی منحرف شدند
این بحران یک شبه به وجود نیامده. سه عامل اصلی آن را ایجاد کرده است.
1. نسبت نادرست بیمهپرداز به بازنشسته
در یک صندوق سالم، تعداد بیمهپرداز باید چند برابر بازنشستگان باشد. اما در ایران این نسبت به تدریج به سمت یک وضعیت معکوس حرکت کرده. نتیجه آن روشن است: صندوق نمیتواند تعهدات خود را تنها از محل حق بیمهها تامین کند و به بودجه دولت تکیه میکند.
2. سیاستهای اشتباه در دهههای قبل
در سالهایی که صندوقها باید دارایی جمع میکردند، برخی تصمیمهای غیرکارشناسی باعث شد منابع آنها صرف پرداخت تعهدات یا هزینههای جاری شود. از آن طرف، سرمایهگذاریهای ناکارآمد و بعضا دستوری، بازدهی صندوقها را پایین آورده است.
3. افزایش طول عمر و فشار هزینههای درمان
افزایش امید به زندگی در ذات خود یک موفقیت اجتماعی است، اما وقتی نظام بازنشستگی اصلاح نشده باشد، این موفقیت اقتصادی را تحت فشار میگذارد. تعهدات صندوقها به طبیعت خود افزایش پیدا کرده، اما منابع آنها ثابت مانده یا حتی کاهش یافته است.
چگونه صندوقها بودجه را میبلعند
یکی از مهمترین پیامدهای این بحران، وابستگی مستقیم صندوقها به بودجه عمومی است. امروز بخش قابل توجهی از بودجه دولت صرف کمک به صندوقهای بازنشستگی میشود. این یعنی هر ریالی که باید صرف توسعه زیرساخت، آموزش، کاهش فقر یا بهبود خدمات شود، باید ابتدا به سمت صندوقها برود تا حقوق بازنشستگان پرداخت شود.
نکته مهم این است که بازنشسته مقصر نیست. او صرفا حق قانونی خود را دریافت میکند. مشکل آنجاست که ساختار صندوقها سالهاست از کار افتاده و به جای یک نهاد اقتصادی، تبدیل شدهاند به یک تعهد پایدار برای دولت.
این پدیده یک پیامد مهم دارد. بودجهای که باید موتور رشد اقتصادی باشد، تبدیل میشود به یک ماشین پرداخت تعهدات گذشته. چنین ساختاری نه تنها فضای رشد را محدود میکند، بلکه فشار تورمی را هم افزایش میدهد، چون دولت برای تامین این تعهدات ناچار به استقراض یا چاپ پول غیرمستقیم میشود.
چرا مردم عادی باید این مسئله را جدی بگیرند
گاهی درباره صندوقها صحبت میکنیم اما مخاطب حس میکند موضوعی فنی و دور از زندگی روزمره است. اما واقعیت کاملا برعکس است. اثر این بحران مستقیم به جیب مردم میرسد.
افزایش تورم، کاهش کیفیت خدمات عمومی، محدود شدن سرمایهگذاریهای عمرانی، کاهش کیفیت آموزش، و حتی تأثیر روی بازار سرمایه و نرخ ارز؛ همه اینها با بحران صندوقها مرتبطاند.
اگر صندوقها سالم بودند، هر سال بخش بزرگی از درآمد دولت آزاد میشد و میتوانست وارد حوزههای توسعهای شود. اما امروز این بخش قفل است.
تجربه من در تحلیل دادههای بودجه نشان میدهد که هر سال سهم صندوقها از بودجه افزایش پیدا کرده. این یعنی هزینههای جاری دولت ساختاریتر شده و انعطاف مالی کمتر شده است. این روند اگر ادامه پیدا کند، اصلاح آن بسیار پرهزینهتر و سختتر خواهد شد.
چرا این موضوع برای بازار سرمایه و داراییها مهم است
به عنوان کسی که سالها در سبدگردانی و تحلیل بازار فعالیت کردهام، همیشه این سؤال برایم مهم بوده: چطور تراز صندوقهای بازنشستگی روی بازارهای دیگر اثر میگذارد؟
پاسخ واضح است.
1. فشار صندوقها بر بودجه یعنی تورم پایدار
تورم یک قاتل نامرئی برای پساندازها و سرمایهگذاریهاست. هرچقدر دولت مجبور باشد برای پرداخت تعهدات از منابع خلق شده استفاده کند، تورم پایدارتر میشود. این موضوع به صورت مستقیم روی ارزش پول و بازارها اثر میگذارد.
2. فروش داراییهای صندوقها برای تامین نقدینگی
صندوقها گاهی مجبور میشوند داراییهای خود را به فروش برسانند. این کار ممکن است بدون توجه به شرایط بازار یا منافع سهامداران انجام شود و نوسانات غیرمنطقی ایجاد کند.
3. تزریق دستوری به صندوقها از محل استقراض
هرجا دولت مجبور به استقراض شود، نرخ بهره، بازار بدهی و نقدینگی کل اقتصاد تحت تاثیر قرار میگیرد. این تغییرات به سرعت در بازار سهام، طلا و ارز منعکس میشود.
راهحلهایی که دنیا استفاده کرده و ما دیر به آن فکر کردهایم
بسیاری از کشورها در دورههای مختلف با بحران صندوقها مواجه شدهاند. اما تفاوت آنها با ما در این است که اصلاحات را به تعویق نینداختهاند. تجربه آنها چند نکته مهم دارد.
اصلاح سن بازنشستگی
در بسیاری از کشورها سن بازنشستگی همراه با امید به زندگی تنظیم شده. این کار بار مالی را کنترل میکند و نسبت بیمهپرداز به بازنشسته را بهبود میدهد.
شفافیت مالی صندوقها
شفافیت باعث افزایش پاسخگویی و کاهش تصمیمهای دستوری میشود. در صندوقها، نبود شفافیت خود یک عامل بزرگ برای بحران است.
سرمایهگذاری حرفهای و مستقل
کشورها اجازه نمیدهند داراییهای صندوقها ابزار سیاستگذاری یا تصمیمهای غیر اقتصادی شوند. این داراییها باید توسط یک تیم سرمایهگذاری حرفهای مدیریت شوند و هدف تنها بازده بلندمدت باشد.
اصلاح ساختار ورودی منابع
افزایش تدریجی و منطقی نرخ حق بیمه، بدون فشار ناگهانی، در بسیاری از کشورها انجام شده. این نه تنها منابع را تقویت میکند بلکه فضای پیشبینیپذیری را هم حفظ میکند.
چرا اجرای این اصلاحات در ایران ساده نیست
به صورت کاملا صریح باید گفت:
اصلاح صندوقهای بازنشستگی از نظر اقتصادی ضروری است، اما از نظر اجتماعی و مالی یکی از سختترین اصلاحات ممکن است.
چون هر تغییری روی زندگی میلیونها نفر اثر میگذارد و تبعات اجتماعی سنگینی دارد.
از طرف دیگر، هرچقدر اصلاحات دیرتر آغاز شود، هزینه آن بیشتر میشود.
از دید من، اصلیترین مانع در ایران، نبود یک نقشه راه روشن و پایدار است که دولتها به آن متعهد بمانند. تغییرات مقطعی یا تصمیمهای کوتاهمدت نه تنها بحران را حل نمیکند، بلکه گاهی آن را عمیقتر میکند.
پیامدهای ادامه این روند برای آینده اقتصادی کشور
اگر این روند اصلاح نشود، چند پیامد قطعی در راه است.
- افزایش سهم صندوقها از بودجه
این یعنی سایه این تعهدات روی بودجه هر سال سنگینتر خواهد شد.
- کاهش ظرفیت دولت برای توسعه
پروژههای زیربنایی، آموزشی، درمانی و حتی اجتماعی با کاهش شدید منابع مواجه میشوند.
- افزایش فشار تورمی
چون دولت مجبور خواهد بود از روشهای غیرپایدار تامین مالی استفاده کند.
- افزایش نااطمینانی در بازارهای مالی
نااطمینانی بزرگترین دشمن سرمایهگذاری است و با افزایش فشار بودجهای، این نااطمینانی بیشتر میشود.
جمع بندی
در تمام سالهایی که بازارها را تحلیل کردهام، هیچ متغیر بودجهای به اندازه صندوقهای بازنشستگی برایم مهم نبوده. چون این صندوقها فقط یک نهاد اقتصادی نیستند. آنها تعیین میکنند دولت چقدر امکان توسعه دارد، نرخ تورم چطور حرکت میکند، و حتی فضای آرام یا پرتنش اقتصاد چگونه شکل میگیرد.
امروز اگر درباره صندوقها با مردم صحبت میکنم، به این دلیل نیست که موضوع تخصصی است؛ به این دلیل است که اثرش در زندگی روزمره، قیمتها، قدرت خرید و کیفیت خدمات عمومی کاملا قابل مشاهده است.
اصلاح این وضعیت زمان میبرد اما ضروری است. هرچقدر دیرتر شروع کنیم، هزینه آن بیشتر خواهد شد.
در پایان اگر به این نوع تحلیلها علاقهمند هستید و دوست دارید رفتار بلندمدت بازارها و اقتصاد را بهتر بفهمید، میتوانید از خدمات تیم ما استفاده کنید.
معرفی خدمات تیم فرشاد مصفا
سبدگردانی بورس
https://farshadmosaffa.ir/product/1445171
سبدگردانی ارز دیجیتال
https://farshadmosaffa.ir/product/1445173
استارتاپ حقوقی برای مشاوره و وکالت
https://farshadmosaffa.ir/product/1650033/
درباره نویسنده
فرشاد مصفا
موسس تیم سبدگردانی بورس و ارز دیجیتال و استارتاپ حقوقی
کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران
فعال بازارهای مالی و تولیدکننده محتوای اقتصادی از سال 93
اینستاگرام
https://www.instagram.com/farshadmosaffa/
یوتیوب
https://youtube.com/@farshadmosaffa
لینکدین
https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa
توییتر
