بازار خسته، مردم نگران؛ تحلیل واقع‌بینانه وضعیت اقتصادی

0


بازار خسته، مردم نگران؛ تحلیل واقع‌بینانه وضعیت اقتصادی

منتشر شده در 1404/12/07



در این روزها که نمودارهای قیمتی رنگ سرخ به خود گرفته‌اند و تابلوهای معاملاتی بورس تهران بیش از هر زمان دیگری بی‌رمقی را فریاد می‌زنند، صحبت از امیدواری‌های واهی خیانت به اعتماد مخاطب است. من فرشاد مصفا هستم و از سال 93 در بطن این بازارها نفس کشیده‌ام. آنچه امروز می‌بینیم، ترکیبی از فرسایش زمانی و سیاست‌های اقتصادی متناقض است که نتیجه‌اش چیزی جز خستگی بازار و نگرانی عمیق مردم نبوده است. در این مقاله قصد دارم بدون کلی‌گویی و با تکیه بر تجربه مدیریت دارایی، آناتومی این وضعیت را تشریح کنم و راهکارهای عملی برای عبور از این گردنه سخت را ارائه دهم. اینجا قرار نیست بشنوید که «همه چیز درست می‌شود»، بلکه خواهید خواند که چگونه در این شرایط نادرست، تصمیمات اشتباه نگیرید.

ریشه‌های بنیادین خستگی بازار سرمایه

بازار سرمایه ایران دچار یک بیماری مزمن شده است که ناشی از عدم قطعیت‌های سیستماتیک است. وقتی از بازار خسته حرف می‌زنیم، منظورمان بازاری است که حجم معاملات در آن به حداقل رسیده و نقدینگی مانند خون در رگ‌های آن جریان ندارد.

سیاست‌های انقباضی و نرخ بهره

اولین و مهم‌ترین عامل این رکود فرسایشی، نرخ بهره بدون ریسک است. زمانی که نرخ بهره اوراق اخزا یا سود سپرده‌های بانکی به محدوده 30 درصد و بالاتر می‌رسد، جذابیت هرگونه سرمایه‌گذاری مولد از بین می‌رود. سرمایه‌گذار با یک محاسبه ساده ریاضی متوجه می‌شود که برای توجیه پذیرش ریسک در بورس یا حتی تولید، باید بازدهی انتظاری بالای 45 یا 50 درصد داشته باشد. در شرایطی که شرکت‌ها با قطعی برق و گاز، قیمت‌گذاری دستوری و نوسانات نرخ ارز دست‌ و پنجه نرم می‌کنند، دستیابی به چنین بازدهی عملیاتی بسیار دشوار است. پول هوشمند در این شرایط ترجیح می‌دهد در پارکینگ‌های امن مانند اوراق درآمد ثابت یا طلا پارک شود.

بحران اعتماد و خروج پول حقیقی

از سال 99 تاکنون، بزرگ‌ترین دارایی که در بازار سرمایه سوخت شد، پول نبود؛ اعتماد بود. نوسانات شدید ناشی از تصمیمات شبانه، تغییر مداوم فرمول نرخ خوراک پتروشیمی‌ها، و عرضه خودرو در بورس کالا و لغو ناگهانی آن، همگی سیگنال‌هایی بودند که به سرمایه‌گذار حقیقی مخابره کردند: «اینجا ثبات وجود ندارد». وقتی اعتماد از بین می‌رود، بازگرداندن آن سال‌ها زمان می‌برد. خروج مستمر پول حقیقی در ماه‌های اخیر نشان‌دهنده این است که مردم نگران حفظ اصل سرمایه خود هستند و دیگر به وعده‌های کوتاه‌مدت واکنشی نشان نمی‌دهند.

فاصله دلار نیما و بازار آزاد

یکی دیگر از عوامل قفل شدن بازار، شکاف بین دلار نیما و دلار بازار آزاد است. شرکت‌های صادرات‌محور که موتور محرک شاخص کل هستند، مجبورند ارز خود را با نرخی بسیار پایین‌تر از بازار آزاد تسعیر کنند. این موضوع مستقیماً سودسازی شرکت‌ها را هدف قرار می‌دهد. تا زمانی که این شکاف پر نشود یا کاهش نیابد، صورت‌های مالی شرکت‌ها نمی‌توانند تورم موجود در جامعه را پوشش دهند و در نتیجه، قیمت سهام آن‌ها نیز رشد متناسب با تورم را تجربه نمی‌کند.

روانشناسی سرمایه‌گذار در دوران رکود

مردم نگران هستند زیرا قدرت خریدشان روز به روز کاهش می‌یابد. این نگرانی کاملاً بجا و منطقی است. اما واکنش‌ها به این نگرانی اغلب هیجانی و مخرب است. در طول سال‌های فعالیتم در زمینه سبدگردانی و مشاوره، الگوی تکرار شونده‌ای را دیده‌ام که سرمایه‌گذاران خرد دقیقاً در نقاطی که باید صبور باشند، دست به فروش می‌زنند.

چرخه ترس و طمع معکوس

در بازارهای مالی اصلی وجود دارد که می‌گوید مردم در سقف‌ها می‌خرند و در کف‌ها می‌فروشند. اکنون که بازار در رکود است و قیمت بسیاری از سهام به زیر ارزش ذاتی (NAV) یا ارزش جایگزینی رسیده است، ترس بر بازار حاکم است. سرمایه‌گذار عادی به جای بررسی ارزندگی سهم، به تابلوی قرمز نگاه می‌کند. نگرانی باعث می‌شود افراد افق زمانی سرمایه‌گذاری خود را از چند سال به چند روز کاهش دهند. وقتی افق دید کوتاه شود، نوسانات روزانه تبدیل به کابوس می‌شوند.

توهم پناهگاه امن

بسیاری از مردم برای فرار از ریسک بورس، به سمت بازارهایی می‌روند که فکر می‌کنند امن است، اما در واقعیت حباب دارند. هجوم به سمت صندوق‌های طلا در سقف‌های قیمتی یا خرید دلار در اوج هیجانات سیاسی، نمونه‌هایی از این رفتار است. فرار از یک بازار ارزان (مانند بورس فعلی) به یک بازار گران، استراتژی حفظ سرمایه نیست؛ بلکه استراتژی نابودی سرمایه است.

استراتژی‌های بقا و رشد در بازار خسته

به عنوان کسی که مدیریت دارایی انجام می‌دهد، صراحتاً می‌گویم که در این شرایط، «نقد بودن» همیشه بهترین گزینه نیست. تورم پول نقد شما را می‌سوزاند. باید استراتژی داشت. در ادامه راهکارهایی را بررسی می‌کنیم که بر اساس واقعیات اقتصاد ایران تدوین شده‌اند.

چینش سبد دارایی یا Asset Allocation

مهم‌ترین ابزار شما در برابر عدم قطعیت، تنوع‌بخشی است. هیچ‌کس نمی‌داند فردا چه اتفاقی می‌افتد، اما می‌توانیم پورتفویی بسازیم که در سناریوهای مختلف تاب‌آوری داشته باشد.

یک سبد پیشنهادی برای سرمایه‌گذار محافظه‌کار در شرایط فعلی می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

صندوق‌های درآمد ثابت یا اوراق اخزا برای پوشش ریسک و تامین نقدینگی اضطراری.

طلا (ترجیحاً صندوق‌های کالایی طلا برای دوری از ریسک نگهداری فیزیکی و اجرت ساخت) به عنوان پوشش ریسک تورم و دلار.

سهام بنیادی و سودساز که نسبت P/E تحلیلی پایینی دارند و تقسیم سود نقدی (DPS) مناسبی در مجامع ارائه می‌دهند.

ارزهای دیجیتال معتبر (بیت‌کوین و اتریوم) با درصد کمی از سرمایه برای بهره‌برداری از پتانسیل رشد جهانی.

شناسایی سهام زیر خاکی

در همین بازار خسته، شرکت‌هایی وجود دارند که ارزش بازارشان (Market Cap) کمتر از سود انباشته و دارایی‌های نقدشان است. تمرکز باید روی شرکت‌هایی باشد که:

جریان نقدینگی آزاد مثبت دارند.

بدهی ارزی سنگین ندارند.

طرح‌های توسعه‌ای نزدیک به بهره‌برداری دارند.

از حذف ارز ترجیحی یا کاهش شکاف نیما منتفع می‌شوند.

پیدا کردن این شرکت‌ها نیازمند تخصص و بررسی دقیق صورت‌های مالی در سایت کدال است.

دوری از سیگنال‌های تلگرامی و اینستاگرامی

فضای مجازی پر از افرادی است که وعده سودهای نجومی می‌دهند. در بازاری که نقدینگی کم است، این افراد با پروژه کردن سهام کوچک، نوسان‌گیری می‌کنند و در نهایت سهام را روی دست افراد ناآگاه خالی می‌کنند. اعتماد به این کانال‌ها در شرایط فعلی که بازار حساس است، خطرناک‌ترین کاری است که می‌توانید انجام دهید. تحلیل باید مبتنی بر داده‌های کلان و صورت‌های مالی باشد، نه شایعات.

بازار ارزهای دیجیتال؛ فرصت یا تهدید؟

بسیاری از سرمایه‌گذاران ایرانی به دلیل خستگی از بورس تهران، به سمت بازار کریپتوکارنسی مهاجرت کرده‌اند. این بازار پتانسیل بالایی دارد، اما ریسک‌های آن هم به مراتب بیشتر است.

نوسانات ذات بازار کریپتو است

اگر نوسان 5 درصدی بورس شما را نگران می‌کند، بازار کریپتو جای شما نیست. در اینجا نوسانات 20 تا 30 درصدی در یک روز عادی است. ورود به این بازار بدون دانش تکنیکال و فاندامنتال و بدون مدیریت ریسک، قمار است.

اهمیت نگهداری امن

مشکل بزرگ دیگری که ایرانیان با آن مواجه هستند، تحریم صرافی‌ها و مسدود شدن حساب‌هاست. استفاده از کیف پول‌های سخت‌افزاری و صرافی‌های غیرمتمرکز (DEX) مهارت‌هایی است که قبل از ورود سرمایه باید بیاموزید. در تیم سبدگردانی ما، بخش قابل توجهی از انرژی صرف آموزش و پیاده‌سازی زیرساخت‌های امنیتی برای دارایی‌های دیجیتال می‌شود.

نقش مسائل حقوقی در امنیت سرمایه‌گذاری

به عنوان موسس یک استارتاپ حقوقی، بارها شاهد پرونده‌هایی بوده‌ام که فرد نه به خاطر ریزش بازار، بلکه به خاطر کلاهبرداری، قراردادهای ناقص یا عدم رعایت قوانین پولشویی، کل سرمایه‌اش را از دست داده است.

قراردادهای سبدگردانی صوری

بسیاری از افراد پول خود را به اشخاصی می‌سپارند که هیچ مجوز رسمی ندارند و تنها یک رسید عادی یا سفته دریافت می‌کنند. این کار از نظر حقوقی بسیار پرریسک است. قرارداد سبدگردانی باید شفاف باشد، ریسک‌ها در آن تشریح شده باشد و مکانیزم‌های گزارش‌دهی مشخصی داشته باشد.

چالش‌های حقوقی ارز دیجیتال

در حوزه کریپتو، پرونده‌های کلاهبرداری پانزی و فیشینگ بیداد می‌کند. عدم آگاهی از قوانین و اعتماد به پلتفرم‌های نامعتبر، می‌تواند منجر به بلوکه شدن سرمایه یا سرقت آن شود. مشاوره حقوقی قبل از سرمایه‌گذاری‌های سنگین، یک هزینه نیست؛ بلکه بیمه کردن سرمایه است.

چرا مدیریت حرفه‌ای دارایی ضروری است؟

سرمایه‌گذاری شغل دوم نیست؛ تخصص اول است. در دنیای امروز که متغیرهای اقتصادی با سرعت نور تغییر می‌کنند، یک فرد عادی که شغل دیگری دارد، نمی‌تواند تمام بازارها را رصد کند، صورت‌های مالی را بخواند، نمودارها را تحلیل کند و اخبار سیاسی را دنبال کند.

حذف هیجان از تصمیم‌گیری

بزرگ‌ترین خدمت یک سبدگردان یا مدیر دارایی، حذف فاکتور احساسات است. ما بر اساس الگوریتم‌ها، استراتژی‌های مدون و حد ضرر و حد سود مشخص عمل می‌کنیم. وقتی بازار می‌ریزد، ما طبق استراتژی یا خرید پله‌ای انجام می‌دهیم یا نقد می‌کنیم؛ اما دچار وحشت نمی‌شویم. وقتی بازار صعودی است، دچار طمع نمی‌شویم و طبق تارگت‌ها سیو سود می‌کنیم.

صرفه‌جویی در زمان و هزینه

آزمون و خطا در بازارهای مالی گران تمام می‌شود. هزینه‌ای که بابت خدمات سبدگردانی پرداخت می‌کنید، در واقع هزینه‌ای است که برای جلوگیری از ضررهای سنگین و کسب بازدهی معقول و مستمر می‌پردازید. تجربه ما از سال 93 تاکنون نشان داده است که پورتفوهای مدیریت شده در بازه‌های زمانی بلندمدت، عملکرد به مراتب بهتری نسبت به عملکرد انفرادی افراد غیرمتخصص داشته‌اند.

جمع‌بندی: در بازار بمانیم یا برویم؟

پاسخ من روشن است: بازارها چرخشی هستند. روزهای سخت بازار سرمایه همیشگی نیست. تاریخ اقتصاد ایران نشان داده است که بعد از هر دوره رکود سنگین و فنر فشرده تورمی، یک دوره جهش قیمتی در کلاس‌های دارایی رخ می‌دهد. کسانی برنده هستند که در روزهای خستگی بازار، زیرساخت‌های سرمایه‌گذاری خود را اصلاح کرده‌اند، دانش خود را بالا برده‌اند و دارایی‌های ارزشمند را در قیمت‌های مفت شکار کرده‌اند.

مردم نگران هستند چون نقشه راه ندارند. داشتن یک نقشه راه مالی (Financial Plan) و همراهی یک تیم متخصص، می‌تواند این نگرانی را به آرامش تبدیل کند. فراموش نکنید که ثروت‌های بزرگ در زمان‌هایی ساخته می‌شوند که دیگران ناامید هستند.

وظیفه ما در تیم فرشاد مصفا، حفظ و رشد سرمایه شما با تکیه بر تحلیل‌های دقیق و دوری از هیجانات کاذب است. ما اینجا هستیم تا در کنار شما، از این گردنه‌های اقتصادی عبور کنیم.

خدمات ما

اگر به دنبال سرمایه گذاری اصولی و مدیریت شده هستید، خدمات تیم فرشاد مصفا شامل موارد زیر است:

سبدگردانی بورس

https://farshadmosaffa.ir/product/1445171

سبدگردانی طلا

https://farshadmosaffa.ir/product/1156083

سبدگردانی ارز دیجیتال

https://farshadmosaffa.ir/product/1445173

همچنین در تیم فرشاد مصفا یک استارتاپ حقوقی فعال در زمینه مشاوره و وکالت فعالیت می کند:

https://farshadmosaffa.ir/product/1650033/

درباره نویسنده

فرشاد مصفا

موسس تیم سبدگردانی فرشاد مصفا و استارتاپ حقوقی در حوزه مشاوره و وکالت

فعال در بازارهای مالی از سال 1393

کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران

شبکه های اجتماعی

اینستاگرام

https://www.instagram.com/farshadmosaffa/

یوتیوب

https://youtube.com/@farshadmosaffa

لینکدین

https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa

توییتر

https://x.com/FarshadMosaffa