نسل بدون مهارت بمب ساعتی اقتصاد ایران

0


نسل بدون مهارت بمب ساعتی اقتصاد ایران

منتشر شده در 1404/12/07


زمانی که از بحران‌های اقتصادی صحبت می‌کنیم، ذهن اغلب ما به سمت نرخ ارز، تحریم‌ها یا نقدینگی می‌رود. اما به عنوان کسی که از سال 93 در بطن بازارهای مالی و فضای کسب‌وکار ایران فعالیت دارم، معتقدم خطرناک‌ترین متغیر اقتصاد ما پدیده‌ای خاموش اما ویرانگر است. ما با نسلی روبه‌رو هستیم که انبار دانش تئوریک است اما در میدان عمل، سلاحی برای جنگیدن ندارد. این پدیده را «بمب ساعتی اقتصاد ایران» می‌نامم.

در این مقاله قصد ندارم با کلمات بازی کنم یا امید واهی بدهم. می‌خواهم به عنوان یک تحلیلگر و فعال اقتصادی، واقعیتی تلخ را تشریح کنم که اگر امروز برای آن چاره‌ای نیندیشید، فردا ترکش‌های آن تمام ابعاد زندگی مالی و اجتماعی شما را تحت تأثیر قرار خواهد داد. بحران نیروی کار بدون مهارت، ریشه بسیاری از مشکلات معیشتی و رکودهای تورمی است که شاید کمتر به آن پرداخته شده باشد.

توهم تحصیلات و واقعیت بازار کار

در سیستم آموزشی ایران، یک قرارداد نانوشته اما اشتباه وجود دارد. به ما گفته‌اند مسیر خوشبختی از دانشگاه می‌گذرد. نتیجه این تفکر، تولید انبوه فارغ‌التحصیلانی است که مدرک کارشناسی ارشد و دکتری دارند، اما توانایی نوشتن یک نامه اداری ساده، تحلیل یک صورت مالی ابتدایی یا حتی مذاکره برای حقوق خود را ندارند.

این شکاف عمیق بین «آنچه در دانشگاه تدریس می‌شود» و «آنچه بازار پول می‌سازد» باعث شده تا با پدیده‌ای به نام تورم مدرک مواجه شویم. درست همان‌طور که چاپ پول بدون پشتوانه باعث کاهش ارزش پول ملی می‌شود، تولید مدرک بدون مهارت نیز ارزش تحصیلات را به شدت پایین آورده است. امروز داشتن مدرک لیسانس یا فوق‌لیسانس هیچ مزیتی محسوب نمی‌شود؛ بلکه نداشتن آن شاید نقص باشد، اما داشتنش تضمین‌کننده هیچ درآمدی نیست.

ما در شرکت‌های سرمایه‌گذاری و استارتاپ‌های حقوقی خود بارها با رزومه‌هایی مواجه می‌شویم که مملو از معدل‌های بالا و نام دانشگاه‌های معتبر است. اما وقتی کارجو در موقعیت حل یک مسئله واقعی قرار می‌گیرد، ناتوان می‌ماند. این ناتوانی در حل مسئله، بزرگترین هزینه را به اقتصاد ملی و جیب خود افراد تحمیل می‌کند.

هزینه فرصت از دست رفته در اقتصاد

اقتصاد بر پایه تبادل ارزش بنا شده است. شما پولی دریافت می‌کنید که معادل ارزشی باشد که خلق کرده‌اید. وقتی مهارتی وجود ندارد، ارزشی خلق نمی‌شود و در نتیجه درآمدی هم تولید نخواهد شد. جوانی که چهار تا شش سال از بهترین سال‌های عمرش را صرف حفظ کردن تئوری‌های تاریخ‌گذشته کرده است، در واقع سنگین‌ترین هزینه فرصت را پرداخته است.

در این سال‌ها او می‌توانست مهارت فروش، برنامه‌نویسی، تحلیل مالی یا حتی یک فن فنی را بیاموزد. اما سیستم به او القا کرده که پشت میز نشینی با مدرک مهندسی یا مدیریت، شأن اجتماعی بالاتری دارد. این نگاه باعث شده ما با کمبود شدید نیروی متخصص فنی و تراکم وحشتناک نیروی اداری ناکارآمد مواجه شویم.

کارفرمایان امروز به دنبال کسی نیستند که بداند «تعریف بازاریابی چیست»؛ آن‌ها کسی را می‌خواهند که بتواند «بفروشد». آن‌ها کسی را نمی‌خواهند که فرمول‌های ریاضی را حفظ باشد؛ آن‌ها کسی را می‌خواهند که بتواند با داده‌ها کار کند و الگوها را تشخیص دهد. عدم درک این تغییر پارادایم، موجب سرخوردگی عظیم نسل جدید شده است.

فرهنگ راحت‌طلبی و جستجوی میان‌بر

یکی از آسیب‌های جدی که در رفتار سرمایه‌گذاران خرد و کارجویان مشاهده می‌کنم، تمایل شدید به پیمودن ره صدساله در یک شب است. تورم مزمن در ایران، روانشناسی جامعه را تغییر داده است. وقتی فرد می‌بیند ارزش پولش روز به روز آب می‌شود، حوصله یادگیری عمیق را از دست می‌دهد.

همه به دنبال سیگنال خرید سهمی هستند که فردا صف خرید شود، یا به دنبال شغلی هستند که بدون زحمت حقوق مدیریت بگیرند. یادگیری مهارت زمان‌بر است. تسلط بر یک تخصص نیاز به سال‌ها تمرین، خطا و استمرار دارد. اما فرهنگ فعلی ما که متأثر از بی‌ثباتی اقتصادی است، این صبر را از بین برده است.

این عجله برای رسیدن به پول، باعث رشد قارچ‌گونه دوره‌های آموزشی زرد و بی‌محتوا شده است. پکیج‌فروشانی که رویای پولدار شدن سریع را می‌فروشند، دقیقاً از همین ضعف مهارتی و تمایل به میان‌بر سوءاستفاده می‌کنند. نتیجه نهایی، نسلی است که نه تنها مهارت یاد نگرفته، بلکه سرمایه اندک خود را هم در قمارِ رویاپردازی از دست داده است.

شکاف مهارت‌های نرم در عصر هوش مصنوعی

خطر بزرگتر از نداشتن مهارت فنی، فقدان مهارت‌های نرم است. مهارت‌های فنی ممکن است با آمدن تکنولوژی‌هایی مثل هوش مصنوعی تغییر کنند یا منسوخ شوند، اما مهارت‌های نرم مثل تفکر انتقادی، تاب‌آوری، کار تیمی و مدیریت زمان، همیشه خریدار دارند.

متأسفانه سیستم آموزشی و تربیتی ما در این زمینه عملکردی نزدیک به صفر داشته است. ما در محیط‌های کاری می‌بینیم که افراد توانایی شنیدن نقد را ندارند. با کوچکترین فشاری از کوره در می‌روند یا مسئولیت اشتباهات خود را نمی‌پذیرند. در دنیای جدید که ربات‌ها کدهای دقیق‌تری از انسان می‌نویسند و هوش مصنوعی تحلیل‌های سریع‌تری ارائه می‌دهد، تنها مزیت رقابتی انسان، همین مهارت‌های نرم و قدرت تحلیل استراتژیک است.

نسلی که نتواند ارتباط مؤثر برقرار کند و نتواند خود را با تغییرات سریع بازار تطبیق دهد، اولین قربانی انقلاب صنعتی چهارم خواهد بود. این قربانی شدن در ایران با شدت بیشتری رخ می‌دهد، زیرا زیرساخت‌های حمایتی برای بازآموزی نیروی کار وجود ندارد.

بحران صندوق‌های بازنشستگی و آینده تاریک

چرا این موضوع یک بمب ساعتی است؟ پاسخ در ساختار جمعیت و اقتصاد کلان نهفته است. سیستم‌های بازنشستگی بر مبنای کار کردن نیروی جوان و پرداخت حق بیمه برای تامین حقوق بازنشستگان فعلی استوار است.

وقتی نسل جوان مهارت ندارد، شغل مولد ندارد. وقتی شغل مولد ندارد، درآمد کافی ندارد و حق بیمه موثری نمی‌پردازد. این زنجیره باعث ورشکستگی صندوق‌های بازنشستگی می‌شود. از طرف دیگر، همین نسل بدون مهارت، در آینده‌ای نزدیک به سن بازنشستگی می‌رسد بدون اینکه اندوخته مالی یا دارایی ارزشمندی خلق کرده باشد.

این وضعیت فشار عظیمی را به دولت و ساختار اقتصادی وارد می‌کند. ما با جمعیتی روبرو خواهیم شد که نه توانایی کار دارد و نه پس‌اندازی برای دوران پیری. این همان نقطه‌ای است که بمب ساعتی منفجر می‌شود و تبعات امنیتی، اجتماعی و اقتصادی سنگینی به همراه خواهد داشت.

سیکل معیوب مهاجرت و فرار مغزها

آن بخش اندکی از نسل جوان که مهارت‌های واقعی و استاندارد جهانی را کسب کرده‌اند، با مشاهده وضعیت اقتصادی و عدم شایسته‌سالاری، گزینه مهاجرت را انتخاب می‌کنند. این یعنی خروج خالص سرمایه انسانی.

آنچه باقی می‌ماند، اکثریتی هستند که مهارت کافی برای رقابت در بازار جهانی را ندارند و در بازار داخلی هم به دلیل رکود و عدم تطابق مهارت با نیاز کارفرما، سرگردانند. این پدیده باعث کاهش میانگین بهره‌وری ملی می‌شود. کشوری که بهره‌وری پایین داشته باشد، محکوم به تورم و فقر است. هیچ سیاست پولی و مالی نمی‌تواند جایگزین بهره‌وری نیروی انسانی شود.

ما در حال از دست دادن ژن‌های نخبه و جایگزینی آن‌ها با نیروی کار معمولی نیستیم؛ ما در حال از دست دادن نیروهای ماهر و انباشت نیروهای فاقد مهارت هستیم. این تراز منفی، کمر اقتصاد تولیدی را می‌شکند.

مسئولیت فردی در قبال فاجعه جمعی

نمی‌توانیم منتظر بمانیم تا دولت یا دانشگاه‌ها این مشکل را حل کنند. ساختارهای بوروکراتیک کُندتر از آن هستند که به سرعتِ تغییرات بازار برسند. مسئولیت نجات از این بمب ساعتی، مستقیماً بر عهده خود افراد است.

شما به عنوان یک فرد در این اقتصاد، باید سبد مهارت‌های خود را دقیقاً مثل سبد سرمایه‌گذاری مدیریت کنید. اگر تمام وقت خود را روی یک مدرک دانشگاهی سرمایه‌گذاری کرده‌اید، ریسک تمرکز بالایی را پذیرفته‌اید. باید تنوع‌بخشی کنید. باید مهارت‌هایی یاد بگیرید که تقاضای نقد شونده دارند.

در تجربه من از مشاوره به کسب‌وکارها، همواره کمبود نیروی متخصص در حوزه‌های مالی، دیجیتال مارکتینگ واقعی، حقوق تجارت و مدیریت پروژه حس می‌شود. این‌ها حوزه‌هایی هستند که پول در آن‌ها جریان دارد اما نیروی کار کیفی در آن‌ها کمیاب است. قانون عرضه و تقاضا اینجا هم صادق است: وقتی مهارت شما کمیاب باشد، قیمت (حقوق) شما بالا می‌رود.

نقش سواد مالی در توسعه مهارت

بخش مهمی از مهارت که نادیده گرفته شده، سواد مالی است. نسل بدون مهارت، نسلی است که مدیریت پول را بلد نیست. حتی اگر درآمدی هم داشته باشند، آن را در طرح‌های پانزی، بازارهای هیجانی یا مصرف‌گرایی بیهوده هدر می‌دهند.

سواد مالی به شما یاد می‌دهد که چگونه روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید. به شما می‌آموزد که بهترین دارایی در تورم، مغز و توانایی‌های شماست. کسی که سواد مالی دارد، می‌داند که خریدن یک دوره تخصصی کاربردی، بازدهی بسیار بالاتری نسبت به خرید آخرین مدل گوشی موبایل دارد.

ما در تیم‌های مشاوره‌ای خود می‌بینیم که افرادی با درآمدهای معمولی اما سواد مالی بالا و مهارت‌های رو به رشد، در بازه 5 تا 10 ساله از افرادی با درآمدهای بالا اما بدون مهارت مدیریت سرمایه، سبقت می‌گیرند.

راهکار برون‌رفت از تله بی‌مهارتی

برای خنثی کردن این بمب ساعتی در زندگی شخصی خودتان، باید رویکردتان را تغییر دهید.

اولین قدم، پذیرش واقعیت است: مدرک شما به تنهایی بی‌ارزش است.

قدم دوم، شناسایی نیاز بازار است. ببینید امروز و 5 سال آینده، پول به کدام سمت می‌رود. حوزه‌های تکنولوژی، مالی، سلامت و خدمات تخصصی حقوقی و مدیریتی در صدر هستند.

قدم سوم، یادگیری عمیق است. از سطحی‌نگری فاصله بگیرید. اگر می‌خواهید تریدر شوید، تحلیل تکنیکال و فاندامنتال را اصولی یاد بگیرید نه از روی سیگنال کانال‌های تلگرامی. اگر می‌خواهید وکیل شوید، به قوانین تجارت الکترونیک مسلط شوید.

نتیجه‌گیری: زمان تغییر استراتژی

اقتصاد ایران رحم ندارد. تورم منتظر نمی‌ماند تا شما مهارت یاد بگیرید. بازار کار برای تعلل شما صبر نمی‌کند. نسل بدون مهارت، در طوفان‌های اقتصادی پیش رو بی‌دفاع‌ترین قشر خواهد بود. بمب ساعتی تیک‌تاک می‌کند و تنها سپر دفاعی شما در برابر این انفجار، تخصص و مهارت واقعی است.

دیگر زمان آن گذشته که با اتکا به نام دانشگاه یا پارتی‌بازی بتوان آینده‌ای مطمئن ساخت. در دنیای جدید، شایستگی حرف اول و آخر را می‌زند. خود را به ابزارهای روز مجهز کنید، ذهنیت کارمندی و حقوق ثابت را با ذهنیت ارزش‌آفرینی جایگزین کنید و مسئولیت کامل رشد شغلی خود را بپذیرید. تنها در این صورت است که می‌توانید از ترکش‌های این بحران در امان بمانید.

خدمات ما

اگر به دنبال سرمایه گذاری اصولی و مدیریت شده هستید، خدمات تیم فرشاد مصفا شامل موارد زیر است:

سبدگردانی بورس

https://farshadmosaffa.ir/product/1445171

سبدگردانی طلا

https://farshadmosaffa.ir/product/1156083

سبدگردانی ارز دیجیتال

https://farshadmosaffa.ir/product/1445173

همچنین در تیم فرشاد مصفا یک استارتاپ حقوقی فعال در زمینه مشاوره و وکالت فعالیت می کند:

https://farshadmosaffa.ir/product/1650033/

درباره نویسنده

فرشاد مصفا

موسس تیم سبدگردانی فرشاد مصفا و استارتاپ حقوقی در حوزه مشاوره و وکالت

فعال در بازارهای مالی از سال 1393

کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران

شبکه های اجتماعی

اینستاگرام

https://www.instagram.com/farshadmosaffa/

یوتیوب

https://youtube.com/@farshadmosaffa

لینکدین

https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa

توییتر

https://x.com/FarshadMosaffa