

0
فاجعهای که آرام و بی صدا اقتصاد ایران را نابود میکند
منتشر شده در 1404/12/07
بسیاری از مردم تصور میکنند که بزرگترین مشکل اقتصاد ما تورم یا گرانی لحظهای کالاهاست. اما به عنوان کسی که از سال 93 در بطن بازارهای مالی فعالیت داشته و نوسانات متعددی را تجربه کردهام، باید بگویم که تورم تنها پوسته بیرونی ماجراست. در عمق این ساختار اقتصادی، پدیدهای بسیار خطرناکتر در حال رخ دادن است که مانند موریانه پایههای رفاه و آینده این سرزمین را میخورد. این فاجعه «عدم تشکیل سرمایه ثابت و استهلاک زیرساختها» نام دارد.
در این مقاله قصد ندارم با کلمات پیچیده اقتصادی بازی کنم یا وعدههای توخالی بدهم. هدف من فرشاد مصفا شکافتن واقعیتی است که اگرچه تلخ به نظر میرسد اما درک آن برای هر ایرانی که نگران سرمایه و آینده خود است، حیاتی خواهد بود. ما با یک بحران خاموش مواجه هستیم که در آن ثروت خلق نمیشود بلکه ثروتهای گذشته مصرف میشود.
سقوط تشکیل سرمایه ثابت در اقتصاد
برای درک عمق فاجعه باید به مفهوم تشکیل سرمایه دقت کنید. تشکیل سرمایه ناخالص به زبان ساده مقدار پولی است که صرف ساخت کارخانه جدید، خرید ماشینآلات، ساخت جاده، نیروگاه و هر چیزی میشود که قرار است در آینده تولید ثروت کند. آمارها و تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد که در سالهای اخیر، نرخ استهلاک سرمایه از نرخ تشکیل سرمایه پیشی گرفته است.
این وضعیت بسیار نگرانکننده قلمداد میشود. وقتی استهلاک از سرمایهگذاری بیشتر باشد ما در حال مصرف کردن خودمان هستیم. مثل راننده تاکسیای که درآمد روزانهاش را خرج خوراک و پوشاک میکند اما پولی برای تعمیر موتور یا تعویض لاستیک ماشین کنار نمیگذارد. ماشین او (که همان اقتصاد ایران است) روز به روز فرسودهتر میشود تا جایی که دیگر قادر به حرکت نخواهد بود. این یعنی ما داریم از جیب آیندگان میخوریم و زیرساختهایی که طی دههها ساخته شدهاند، بدون جایگزین شدن از بین میروند.
تله نقدینگی و توهم ثروت
یکی از بزرگترین تناقضهایی که مردم حس میکنند، افزایش قیمت داراییهایشان در برابر کاهش کیفیت زندگی است. شما میبینید که قیمت خانه یا خودروی شما نسبت به پنج سال پیش ده برابر شده است اما قدرت خرید شما برای کالاهای مصرفی یا خدمات رفاهی کاهش یافته است.
دلیل این موضوع پمپاژ بیوقفه نقدینگی به اقتصاد است. نقدینگی بدون پشتوانه تولید، صرفا قیمتها را بالا میبرد بدون اینکه ارزشی خلق کند. بانکهای ما به دلیل ناترازیهای شدید و داراییهای سمی، مجبور به خلق پول هستند تا سرپا بمانند. این پولهای خلق شده به جای اینکه به سمت تولید و ساخت کارخانه برود (چون تولید در ایران به صرفه نیست و ریسک بالایی دارد)، به سمت بازارهای سفتهبازی مثل ملک، طلا، ارز و خودرو هجوم میبرد.
نتیجه این چرخه معیوب این است که ما با جامعهای روبرو هستیم که در ظاهر میلیونرتر شدهاند (از نظر عدد ریالی داراییها) اما در واقعیت فقیرتر هستند. زیرساختهای انرژی ما شامل برق و گاز دچار ناترازی شدهاند و صنایع در تابستان برق ندارند و در زمستان گاز. این قطع انرژی باعث توقف تولید و کاهش سودآوری شرکتها میشود و انگیزه سرمایهگذاری جدید را به صفر میرساند.
سرکوب مالی و فرار سرمایه
سیاستگذار اقتصادی در ایران سالهاست که از ابزار سرکوب مالی استفاده میکند. نرخ بهره بانکی معمولا پایینتر از نرخ تورم نگه داشته میشود. این کار با هدف حمایت از تولید انجام میشود اما در عمل نتیجه معکوس میدهد. وقتی نرخ بهره واقعی منفی است (سود بانکی کمتر از تورم است)، نگه داشتن پول در بانک یا اوراق با درآمد ثابت توجیه اقتصادی ندارد.
مردم و سرمایهگذاران هوشمند متوجه میشوند که اگر پولشان را نقد نگه دارند، ارزش آن ذوب میشود. بنابراین هر کس تلاش میکند پول خود را به کالایی تبدیل کند که با تورم رشد کند. این رفتار باعث میشود تقاضای کاذب در بازارها شکل بگیرد. از طرف دیگر، تولیدکنندهای که میبیند بازدهی تولیدش کمتر از تورم است و دردسرهای بیمه، مالیات و قیمتگذاری دستوری را هم دارد، ترجیح میدهد سرمایهاش را از تولید خارج کرده و به بازارهای موازی ببرد یا بدتر از آن، از کشور خارج کند.
خروج سرمایه یکی از دردناکترین بخشهای این فاجعه است. سرمایه ترسو است و جایی میرود که امنیت و بازدهی داشته باشد. وقتی بیثباتی اقتصادی، تغییر مداوم قوانین و قیمتگذاریهای دستوری وجود دارد، سرمایهگذار عطای تولید را به لقایش میبخشد. خروج سرمایه تنها به معنای خروج دلار از کشور نیست؛ خروج نخبگان و نیروی انسانی متخصص (سرمایه انسانی) ضربهای کاریتر به پیکره اقتصاد وارد میکند.
قیمتگذاری دستوری و نابودی انگیزه تولید
یکی از دلایل اصلی عدم تشکیل سرمایه، اصرار عجیب سیاستگذاران بر قیمتگذاری دستوری است. دولتها در ایران برای کنترل تورم (که خودشان با چاپ پول ایجاد کردهاند)، سعی میکنند قیمت نهایی کالاها را سرکوب کنند.
تصور کنید شما یک کارخانه تولید لاستیک دارید. مواد اولیه با قیمت دلار بالا میرود، حقوق کارگران افزایش مییابد، هزینه انرژی و حمل و نقل گران میشود، اما دولت به شما دستور میدهد که محصول نهایی را با قیمتی ثابت و پایین بفروشید. نتیجه چه میشود؟ شما یا ورشکست میشوید، یا کیفیت را پایین میآورید، یا تولید را متوقف میکنید. این دقیقاً اتفاقی است که برای صنایع خودرو، دارو، لبنیات و بسیاری صنایع دیگر رخ داده است.
قیمتگذاری دستوری سیگنالهای بازار را مختل میکند. سرمایهگذار نمیداند در کدام بخش کمبود واقعی وجود دارد چون قیمتها واقعی نیستند. این موضوع منجر به تخصیص غیربهینه منابع میشود. منابع کشور به جای اینکه صرف صنایعی شود که مزیت رقابتی داریم، صرف صنایعی میشود که با یارانه انرژی و رانت زنده هستند.
بحران صندوقهای بازنشستگی
موضوع دیگری که آرام و بیصدا اقتصاد را میبلعد، وضعیت صندوقهای بازنشستگی است. اکثر صندوقهای بازنشستگی در ایران ورشکسته هستند. ورودی حق بیمه آنها کفاف پرداخت حقوق بازنشستگان را نمیدهد. دولت مجبور است هر سال بخش بزرگی از بودجه عمومی را (که باید صرف عمران و آبادانی شود) به این صندوقها تزریق کند تا حقوق بازنشستگان پرداخت شود.
این کسری بودجه مزمن، دولت را وادار به استقراض از بانک مرکزی یا فروش اوراق بدهی میکند که هر دو در نهایت به تورم بیشتر ختم میشوند. ما در یک گرداب گیر کردهایم: تورم باعث میشود دولت حقوقها را افزایش دهد، افزایش حقوق کسری بودجه صندوقها را بیشتر میکند، کسری بودجه منجر به چاپ پول میشود و چاپ پول دوباره تورم ایجاد میکند. این چرخه تا زمانی که اصلاحات ساختاری دردناک انجام نشود، ادامه خواهد یافت.
نقش بودجهریزی تورمزا
بودجهریزی در ایران بر اساس واقعیتها نیست بلکه بر اساس آرزوهاست. هزینههای جاری دولت مدام افزایش مییابد و دولت بزرگتر و ناکارآمدتر میشود. برای تامین این هزینهها، درآمدهای نفتی و مالیاتی پیشبینی میشود که اغلب محقق نمیشوند. وقتی درآمد محقق نمیشود، دولت به سراغ بانک مرکزی میرود.
پایه پولی یا همان پول پرقدرت که توسط بانک مرکزی خلق میشود، با ضریب فزاینده تبدیل به نقدینگی میشود. این سیل نقدینگی وقتی وارد اقتصادی میشود که رشد اقتصادی آن نزدیک به صفر است، چارهای جز ایجاد تورم ندارد. تورم در اینجا یک مالیات پنهان است که دولت از جیب تمام مردم، به ویژه قشر ضعیف، برداشت میکند تا ناکارآمدی خود را جبران کند.
استراتژی بقا برای مردم عادی چیست؟
من، فرشاد مصفا، به عنوان کسی که سالها در دانشگاه تهران مدیریت کارآفرینی خوانده و از سال 93 در کف بازار بودهام، وظیفه خود میدانم که واقعیت را بگویم. انتظار نداشته باشید که دولت یا سیاستگذار به زودی این مشکلات ساختاری را حل کند. این مشکلات ریشه دواندهاند و حل آنها نیازمند جراحیهای عمیق و دردناک اقتصادی است که ارادهای جدی میطلبد.
پس سوال اصلی این است: شما به عنوان یک شهروند عادی چه باید بکنید؟
اولین قدم پذیرش واقعیت است. نگه داشتن پول نقد در حساب بانکی یا زیر بالش، بدترین استراتژی ممکن است. شما باید یاد بگیرید که چگونه سرمایه خود را مدیریت کنید. سرمایهگذاری دیگر یک تفریح یا کار جانبی نیست؛ یک ضرورت برای بقاست.
اما سرمایهگذاری در این بازار پرنوسان و پرریسک، دانش میخواهد. بازارهای ایران همبستگی عجیبی با هم دارند و در عین حال تفاوتهای زمانی در رشد دارند. گاهی بورس جلوتر است، گاهی طلا، گاهی ملک. پریدن از این شاخه به آن شاخه بدون دانش کافی، تنها باعث از بین رفتن سرمایه شما در کارمزدها و خریدهای هیجانی در سقف قیمت میشود.
اهمیت سبدگردانی و مدیریت دارایی
بسیاری از مردم وقت یا دانش کافی برای رصد لحظهای بازارها، تحلیل صورتهای مالی شرکتها یا بررسی نمودارهای تکنیکال ارزهای دیجیتال را ندارند. اینجاست که مفهوم مدیریت حرفهای دارایی مطرح میشود.
ما در تیم خودمان دقیقاً بر همین موضوع تمرکز داریم. ما با درک عمیق از متغیرهای کلان اقتصادی که در بالا توضیح دادم، و با استفاده از ابزارهای تحلیل تکنیکال و فاندامنتال، سعی میکنیم سرمایه موکلین خود را در برابر تورم حفظ کرده و رشد دهیم.
هدف ما فقط سود کردن نیست؛ هدف اول حفظ قدرت خرید و هدف دوم کسب بازدهی فراتر از تورم است. در شرایطی که اقتصاد کلان دچار بیثباتی است، مدیریت ریسک از کسب سود مهمتر میشود. ما نمیخواهیم یک شبه پولدار شویم، ما میخواهیم در این طوفان اقتصادی زنده بمانیم و رشد کنیم.
خدمات ما
اگر به دنبال سرمایه گذاری اصولی و مدیریت شده هستید، خدمات تیم فرشاد مصفا شامل موارد زیر است:
سبدگردانی بورس
https://farshadmosaffa.ir/product/1445171
سبدگردانی طلا
https://farshadmosaffa.ir/product/1156083
سبدگردانی ارز دیجیتال
https://farshadmosaffa.ir/product/1445173
همچنین در تیم فرشاد مصفا یک استارتاپ حقوقی فعال در زمینه مشاوره و وکالت فعالیت می کند:
https://farshadmosaffa.ir/product/1650033/
درباره نویسنده
فرشاد مصفا
موسس تیم سبدگردانی فرشاد مصفا و استارتاپ حقوقی در حوزه مشاوره و وکالت
فعال در بازارهای مالی از سال 1393
کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران
شبکه های اجتماعی
اینستاگرام
https://www.instagram.com/farshadmosaffa/
یوتیوب
https://youtube.com/@farshadmosaffa
لینکدین
https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa
توییتر
