

0
اگر فرزندتان نه تحصیل میکند و نه کار میکند مقصر فقط او نیست
منتشر شده در 1404/11/21
در جلسات مشاورهای که طی این سالها با خانوادهها داشتهام بارها با چهرههای نگران پدران و مادرانی مواجه شدهام که از وضعیت فرزند جوانشان شکایت دارند. فرزندی که بیست و چند سال سن دارد اما نه در دانشگاه حضور فعالی دارد نه شغلی دارد و نه مهارتی میآموزد. اصطلاح تخصصی این وضعیت در اقتصاد و جامعهشناسی NEET است که مخفف جوانانی است که در حال تحصیل، اشتغال یا مهارتآموزی نیستند. اما در ایران ماجرا پیچیدهتر از تعاریف کتابی است. به عنوان کسی که از سال 93 در بازار سرمایه و فضای کسبوکار ایران فعالیت میکنم و نوسانات اقتصادی را با گوشت و پوست لمس کردهام به شما میگویم که نگاه کردن به این پدیده صرفاً از دریچه «تنبلی فرزند» یا «بیمسئولیتی» یک خطای راهبردی است. ما با یک معادله چندمجهولی روبرو هستیم که اقتصاد کلان، فرهنگ تربیتی خانوادههای ایرانی و سیستم آموزشی ناکارآمد اضلاع اصلی آن را تشکیل میدهند. در این نوشتار میخواهم بدون تعارف و پردهپوشی ریشههای این بحران را بررسی کنم و راهکارهایی که واقعاً در اتمسفر ایران جواب میدهد را ارائه دهم.
ریشههای اقتصادی ناامیدی در نسل جدید
اولین و مهمترین فاکتوری که نادیده گرفته میشود عقلانیت اقتصادی فرزندان شماست. شاید تعجب کنید اما بسیاری از جوانانی که گوشه اتاق نشستهاند و کاری نمیکنند در حال انجام یک محاسبه ریاضی ناخودآگاه هستند. در اقتصادی که تورم داراییها (مسکن، خودرو، طلا) همواره و با فاصله زیاد از تورم دستمزدها جلوتر است کار کردن برای دستمزد ثابت جذابیت خود را از دست میدهد.
وقتی یک جوان 25 ساله محاسبه میکند که با حقوق وزارت کار یا حتی کمی بیشتر باید بیش از نیم قرن کار کند تا بتواند یک آپارتمان معمولی در حاشیه شهر بخرد سیستم پاداشدهی مغز او از کار میافتد. در روانشناسی رفتاری مالی زمانی که هدف غیرقابل دسترس باشد انگیزه حرکت صفر میشود. ما در ایران با پدیدهای مواجهیم که در آن کار کردن (به معنای سنتی) دیگر ضامن رفاه نیست. فرزند شما میبیند که پدرش با 30 سال کارمندی اکنون نگران هزینههای اولیه زندگی است اما همسایهای که وارد سفتهبازی شده ثروتمند است. این سیگنال خطرناک باعث میشود جوان به این نتیجه برسد که یا باید «یک شبه پولدار شود» یا اصلاً تلاش نکند. این ناامیدی ناشی از تنبلی نیست بلکه ناشی از درک واقعیت تلخ شکاف بین دستمزد و هزینههای سرمایهای است.
توهم تحصیلات دانشگاهی و مدرکگرایی
سیستم آموزشی ما سالهاست که چکهای بیمحل صادر میکند. ما به فرزندانمان گفتیم «درس بخوان تا آیندهات تضمین شود». این گزاره در دهه 70 یا شاید 80 شمسی تا حدی درست بود اما امروز کاملاً منقضی شده است. دانشگاهها در ایران به کارخانههای تولید مدرک تبدیل شدهاند بدون آنکه نیمنگاهی به نیاز بازار داشته باشند.
خروجی دانشگاههای ما جوانانی هستند که توقعاتشان بالاست اما مهارتشان نزدیک به صفر است. یک لیسانس مهندسی یا مدیریت دارد اما نمیتواند یک نامه اداری بنویسد، نمیتواند در یک جلسه مذاکره کند و از سواد مالی اولیه بیبهره است. وقتی این جوان وارد بازار کار میشود و با پیشنهادهای شغلی سطح پایین مواجه میشود دچار سرخوردگی میشود. او احساس میکند که جامعه قدردان مدرک او نیست. در حالی که واقعیت بازار بیرحم است و بازار بابت «مدرک» پولی پرداخت نمیکند بلکه بابت «ارزش افزوده» و «حل مسئله» پول میدهد. اصرار خانوادهها بر گرفتن مدرک کارشناسی ارشد و دکتری برای فرزندی که هنوز یک روز هم کار نکرده است فقط به تعویق انداختن مواجهه با واقعیت است و عمق فاجعه را بیشتر میکند.
تله حمایتهای مالی بیپایان والدین
این بخش صحبتهایم ممکن است برای شما خوشایند نباشد اما به عنوان یک ناظر بیرونی باید بگویم که بسیاری از والدین ایرانی با دلسوزیهای بیجا فرزندانشان را فلج کردهاند. پدیده «والدین هلیکوپتری» که مدام بالای سر فرزند میچرخند و تمام موانع را از سر راه او برمیدارند نسلی را تربیت کرده که تابآوری ندارد.
وقتی فرزند شما میداند که تا ظهر خوابیدن عواقبی ندارد چون یخچال پر است، قبض موبایل پرداخت شده و پول توجیبی واریز میشود دلیلی برای حرکت نخواهد داشت. انسان ذاتاً به دنبال راحتی است و تنها «نیاز» و «رنج» است که موتور محرک تلاش میشود. در مشاورههایم دیدهام والدینی را که برای فرزند بیکارشان خودرو میخرند تا «افسرده نشود» یا سرمایههای سنگین در اختیارش میگذارند تا در بازارهای مالی ترید کند بدون اینکه آن جوان دانش یا تجربه مدیریت ریسک را داشته باشد. این کار کمک نیست؛ این کار قطع کردن بازوی توانمندسازی فرزند است. پولی که برایش عرق ریخته نشده باشد به سرعت تباه میشود. حمایت مالی بدون مسئولیتخواهی سمیترین کاری است که میتوانید در حق آینده اقتصادی فرزندتان انجام دهید.
فقدان سواد مالی در خانواده
مشکل بعدی این است که خود والدین هم غالباً الگوی مالی درستی برای فرزندان نیستند. نصیحتهای مالی اکثر پدر و مادرهای ایرانی به «پسانداز کن» و «کمتر خرج کن» خلاصه میشود. در اقتصادی که تورم دو رقمی مزمن داریم استراتژی «فقط پسانداز» محکوم به شکست است. فرزند شما میبیند که با پسانداز کردن پولش آب میشود.
جای خالی آموزش سرمایهگذاری، درک مفهوم تورم، آشنایی با ابزارهای نوین مالی و مدیریت ریسک در سبد تربیتی خانوادهها حس میشود. فرزندی که سواد مالی ندارد یا از ترس تورم پولش را بیمهابا خرج میکند (مصرفگرایی) یا وارد قمارهای مالی خطرناک در بازارهای پرریسک میشود به امید آنکه ره صد ساله را یک شب برود. ما به فرزندانمان یاد ندادهایم که پول ابزار است نه هدف و تولید ثروت یک پروسه تدریجی و مبتنی بر دانش است.
کمالگرایی منفی و ترس از شکست
شبکههای اجتماعی و ویترینهای مجازی تصویر مخدوشی از موفقیت ارائه میدهند. فرزند شما مدام خود را با همسن و سالهایش که در اینستاگرام زندگی لوکس خود را به نمایش میگذارند (و غالباً دروغین یا اجارهای است) مقایسه میکند. این مقایسه باعث شکلگیری کمالگرایی منفی میشود.
منطق آنها این است: «اگر نتوانم بهترین باشم و درآمد میلیاردی داشته باشم پس بهتر است اصلا شروع نکنم». آنها از شروع کردن از پله اول میترسند چون آن را کسر شأن میدانند. این تفکر «همه یا هیچ» بزرگترین مانع برای ورود به بازار کار است. آنها منتظر شغل رویایی با حقوق مدیریت و اتاق شخصی هستند و چون چنین چیزی برای یک تازهکار وجود ندارد ترجیح میدهند در خانه بمانند و رویاپردازی کنند. ترس از قضاوت شدن توسط دیگران و ترس از شکست خوردن آنها را در یک حباب امن حبس کرده است.
راهکار چیست؟ تغییر استراتژی خانواده
برای خروج از این بنبست باید تغییرات را از خودتان و نحوه تعاملتان با فرزند شروع کنید. غر زدن و نصیحت کردن دیگر جواب نمیدهد. باید قواعد بازی را عوض کنید.
1. قطع بند ناف مالی به صورت تدریجی
باید با فرزندتان وارد یک قرارداد شفاف شوید. حمایتهای مالی باید مشروط و زماندار باشند. او باید بداند که منابع مالی خانواده بیپایان نیست. هزینههای لوکس و غیرضروری را قطع کنید. اگر پول توجیبی میدهید باید در ازای انجام کاری یا پیشرفتی باشد. بگذارید طعم نیاز را بچشد. تا زمانی که حاشیه امن مالی او تهدید نشود حرکتی نخواهد کرد.
2. تغییر نگرش نسبت به شغل
این تابو را در خانواده بشکنید که کار فقط کارمندی دولت یا پشت میز نشینی است. امروز یک تکنسین فنی ماهر، یک تعمیرکار موبایل، یک آرایشگر حرفهای یا یک تریدر منضبط میتواند درآمدی چندین برابر یک مدیر دولتی داشته باشد. فرزندتان را تشویق کنید که مهارت یاد بگیرد حتی اگر آن مهارت با مدرک تحصیلیاش همخوانی نداشته باشد. ارزش در بازار امروز «مهارت» است نه «مدرک».
3. آموزش ماهیگیری به جای دادن ماهی
به جای اینکه به او سرمایه بدهید تا کار کند هزینه آموزش او را بپردازید. اگر به بازارهای مالی علاقه دارد او را به سمت آموزش اصولی و کلاسیک سوق دهید نه سیگنالهای تلگرامی. اگر ایدهای برای کسبوکار دارد از او بخواهید بیزنس پلن بنویسد و شما مثل یک سرمایهگذار سختگیر با او برخورد کنید نه مثل یک عابربانک مهربان.
4. آموزش سرمایهگذاری به جای پسانداز
به فرزندتان یاد بدهید که در ایران «کار کردن» به تنهایی برای ثروتمند شدن کافی نیست بلکه باید «سرمایهگذاری» را یاد بگیرد. درآمد حاصل از کار باید به دارایی تبدیل شود. این ذهنیت را در او ایجاد کنید که حتی با مبالغ کم هم باید وارد پروسه سرمایهگذاری شود. این کار به او امید و انگیزه میدهد. وقتی ببیند که میتواند با هوش مالی ارزش پولش را حفظ کند انگیزه کار کردنش برای کسب سرمایه اولیه بیشتر میشود.
5. پذیرش واقعیت و درماندگی آموخته شده
گاهی اوقات مشکل فراتر از مسائل اقتصادی است و ریشه روانشناختی دارد. حالتی که به آن «درماندگی آموخته شده» میگویند. فرد باور کرده که هیچ کنترلی بر سرنوشت خود ندارد. در این شرایط کمک گرفتن از یک مشاور روانشناس ضروری است اما همزمان باید با واگذاری مسئولیتهای کوچک به او اعتماد به نفسش را بازسازی کنید. موفقیتهای کوچک پلههایی هستند برای خروج از انفعال.
نقش تخصص در مدیریت سرمایه خانواده
یکی از دلایلی که جوانان از بازارهای مالی و سرمایهگذاری فراری یا نسبت به آن بدبین هستند تجربههای تلخ ضررهای سنگین اطرافیان است. ورود هیجانی و بدون دانش به بورس، طلا یا ارزهای دیجیتال سرمایه خانواده را نابود میکند و این پیام را به جوان میدهد که «ریسک کردن خطرناک است».
در تیم ما تمرکز بر مدیریت حرفهای و علمی داراییهاست. ما به جای رویافروشی واقعیتهای بازار را تحلیل میکنیم و بر اساس پروفایل ریسک هر فرد سبد دارایی او را میچینیم. چه در بازار بورس، چه طلا و چه بازارهای نوین مثل کریپتوکارنسی اصل اول «حفظ سرمایه» و اصل دوم «کسب سود معقول بالاتر از تورم» است. استفاده از خدمات سبدگردانی حرفهای به شما کمک میکند تا الگوی صحیحی از رفتار مالی را به فرزندان خود نشان دهید و از سرمایه خانواده در برابر طوفانهای تورمی محافظت کنید.
خدمات تیم فرشاد مصفا
اگر به دنبال مدیریت حرفه ای دارایی خود هستید، می توانید از خدمات تخصصی سبدگردانی ما استفاده کنید:
همچنین در تیم ما یک استارتاپ حقوقی فعال است که خدمات مشاوره و وکالت را با نگاه اقتصادی برای کسب و کارها و افراد ارائه می دهد.
نویسنده: فرشاد مصفا
کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران
موسس تیم سبدگردانی و استارتاپ حقوقی در زمینه مشاوره و وکالت
با بیش از ده سال سابقه فعالیت در بازار بورس، طلا و ارز دیجیتال
اینستاگرام: https://www.instagram.com/farshadmosaffa/
یوتیوب: https://youtube.com/@farshadmosaffa
لینکدین: https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa
توییتر (X): https://x.com/FarshadMosaffa
