

0
انباشت بیکاری پنهان، خطری که هنوز در آمار دیده نمیشود
منتشر شده در 1404/11/21
زمانی که گزارشهای مرکز آمار منتشر میشود و نرخ بیکاری را تکرقم یا رو به کاهش نشان میدهد، برای بسیاری از مردم این سوال پیش میآید که چرا این آمار با واقعیت کف جامعه همخوانی ندارد. چرا با وجود کاهش نرخ بیکاری، رفاه عمومی افزایش پیدا نکرده و سفرهها کوچکتر شده است؟ پاسخ این تناقض در مفهومی اقتصادی و خطرناک نهفته است که من آن را «انباشت بیکاری پنهان» مینامم.
این نوشتار تلاشی است برای کالبدشکافی دقیق وضعیتی که در آن افراد شاغل محسوب میشوند اما در واقعیت، ارزشافزودهای برای اقتصاد خلق نمیکنند. به عنوان کسی که از سال 93 در بطن بازارهای مالی و فضای کسبوکار ایران حضور داشتهام، معتقدم این پدیده تهدیدی بزرگتر از بیکاری آشکار برای آینده اقتصادی ایران است.
توهم اشتغال در برابر واقعیت بهرهوری
بیکاری پنهان یا Hidden Unemployment به وضعیتی اشاره دارد که در آن افراد به ظاهر شاغل هستند اما اگر کار خود را ترک کنند، هیچ تغییری در خروجی نهایی کالا یا خدمات آن مجموعه ایجاد نمیشود. این تعریف کلاسیک در اقتصاد ایران به شکل پیچیدهتری نمود پیدا کرده است. ما با جمعیتی روبرو هستیم که صبحها از خانه خارج میشوند و عصرها خسته بازمیگردند اما خروجی اقتصادی کار آنها نزدیک به صفر است.
در تعاریف استاندارد آماری، هر کس که حداقل یک ساعت در هفته کار کرده باشد شاغل محسوب میشود. این معیار برای اقتصادهای توسعهیافته با ساختار تامین اجتماعی قدرتمند شاید کارآمد باشد اما برای اقتصاد متورم ایران یک خطای محاسباتی بزرگ ایجاد میکند. فردی که در هفته چند ساعت مسافرکشی میکند یا در اینستاگرام به فروش محدود کالا میپردازد، در آمار «شاغل» است اما در واقعیت اقتصادی، او نه امنیت شغلی دارد، نه بیمه موثر و نه درآمدی که بتواند با تورم رقابت کند.
لایههای پنهان نیروی کار در ایران
برای درک عمق فاجعه باید انواع بیکاری پنهان در ساختار فعلی اقتصادمان را بررسی کنیم. تجربه من در مشاوره به کسبوکارهای مختلف نشان داده که این موضوع در سه لایه اصلی قابل مشاهده است.
اشتغال ناقص و مشاغل کاذب
بخش بزرگی از نیروی کار ما درگیر کارهایی است که تناسبی با تخصص و زمان آنها ندارد. پدیده دستفروشی دیجیتال، رانندگی در تاکسیهای اینترنتی توسط فارغالتحصیلان دانشگاهی و مشاغل خدماتی که صرفا برای گذران روزمره ایجاد شدهاند، در این دسته قرار میگیرند. این افراد انرژی و زمان خود را صرف میکنند اما درآمدشان کفاف هزینههای استهلاک (جسمی و مالی) را نمیدهد. این گروه در آمارها بیکار نیستند اما از نظر اقتصادی توانایی پسانداز یا سرمایهگذاری ندارند و عملا چرخدندههای اقتصاد را به حرکت در نمیآورند.
تورم نیروی انسانی در بخش دولتی و خصولتی
یکی از بزرگترین چالشهای ساختاری ما، انباشت نیرو در بدنه دولت و شرکتهای وابسته است. وقتی سه نفر کاری را انجام میدهند که یک نفر با یک کامپیوتر معمولی قادر به انجام آن است، ما با دو نفر بیکار پنهان مواجهیم که حقوق دریافت میکنند. این حقوق از کجا تامین میشود؟ از بودجه عمومی و درآمد نفت. این پول بدون اینکه کالایی تولید شده باشد به بازار تزریق میشود و خود عاملی برای تورم است. در واقع ما به این افراد حقوق میدهیم تا بیکار نمانند اما هزینه این حقوق را کل جامعه با تورم پرداخت میکند.
فرار مغزها به مشاغل سطح پایین
خطرناکترین نوع بیکاری پنهان زمانی رخ میدهد که یک مهندس مکانیک، یک وکیل یا یک متخصص مالی مجبور میشود برای تامین معاش به کارهایی با مهارت پایین روی بیاورد. اینجا ما با «هدررفت سرمایه انسانی» مواجهیم. سرمایهای که سالها برای آموزش آن از منابع کشور هزینه شده، اکنون در جایی مصرف میشود که ارزش افزودهای ندارد. این موضوع در بلندمدت باعث میشود که صنایع تخصصی ما با کمبود نیروی ماهر مواجه شوند در حالی که آمار کلی بیکاری پایین است.
چرا آمارهای رسمی گمراهکننده هستند؟
مشکل اصلی در تحلیلهای اقتصادی رایج، تمرکز بر کمیت شغل است نه کیفیت آن. دولتها همواره تمایل دارند آمار اشتغال را بالا نشان دهند. ایجاد شغل واقعی نیازمند سرمایهگذاری سنگین، ثبات اقتصادی، امنیت سرمایه و تکنولوژی روز است. وقتی این موارد فراهم نباشد، سیاستگذار به سمت تشویق مشاغل خرد و ناپایدار میرود تا فقط آمار را مثبت نگه دارد.
تسهیلات تکلیفی که به نام اشتغالزایی پخش میشود، اغلب سر از بازارهای سفتهبازی درمیآورد یا صرف مشاغلی میشود که عمرشان به یک سال هم نمیرسد. ما در تحلیلهای خود در تیم سبدگردانی بارها مشاهده کردهایم که نقدینگی تزریق شده به نام تولید، نهایتاً سر از بازار طلا یا ملک درآورده است. این نشان میدهد که شغل ایجاد شده واقعی نبوده و صرفاً یک پوشش برای دریافت وام بوده است.
پیامدهای اقتصادی انباشت بیکاری پنهان
ادامه این روند پیامدهای سنگینی برای اقتصاد خانوار و کلان کشور دارد که شاید امروز به چشم نیاید اما در سالهای آینده به صورت بحرانهای جدی ظاهر خواهد شد.
کاهش شدید بهرهوری ملی
وقتی نیروی کار در جای درست خود نباشد، بهرهوری سقوط میکند. بهرهوری پایین به معنای گرانی تمام شده کالا و خدمات است. دلیل اینکه تولیدات داخلی ما قدرت رقابت با نمونههای خارجی را ندارند، همین پایین بودن بهرهوری نیروی کار و سرمایه است. ما هزینه ناکارآمدی و بیکاری پنهان را روی قیمت نهایی کالا میکشیم و انتظار داریم مصرفکننده آن را پرداخت کند.
بحران صندوقهای بازنشستگی
این نکته بسیار حیاتی است. صندوقهای بازنشستگی با کسورات حقوق شاغلین فعلی، حقوق بازنشستگان را میدهند. وقتی بخش بزرگی از شاغلین ما در بخش غیررسمی فعال هستند (بیمه رد نمیکنند) یا در مشاغل دولتی با بهرهوری صفر کار میکنند (که دولت باید حق بیمه آنها را بدهد)، ورودی صندوقها کاهش مییابد. بحران ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی که امروز زمزمههای آن را میشنویم، نتیجه مستقیم همین بیکاری پنهان و اشتغال ناقص است.
سرکوب دستمزدها
وجود لشکر بزرگی از بیکاران پنهان که حاضرند با هر قیمتی کار کنند، قدرت چانهزنی نیروی متخصص را پایین میآورد. کارفرما (چه دولتی و چه خصوصی) وقتی میبیند تقاضا برای هر صندلی شغلی بالاست، نیازی به افزایش واقعی دستمزد متناسب با تورم نمیبیند. این چرخه باعث میشود حتی کسانی که شغل واقعی و مولد دارند هم فقیرتر شوند.
توهم تریدر بودن به عنوان شغل
در سالهای اخیر و با رشد بورس و ارزهای دیجیتال، با پدیده جدیدی روبرو شدیم: جوانانی که خود را تریدر یا معاملهگر مینامند. باید صریح باشم؛ ترید کردن یک شغل تخصصی تماموقت است که نیاز به دانش عمیق، مدیریت ریسک و سرمایه قابل توجه دارد.
بسیاری از کسانی که امروز در خانه نشستهاند و با سرمایههای اندک در حال نوسانگیری (اغلب با ضرر) هستند، در واقع جزو آمار بیکاران پنهان محسوب میشوند. آنها ارزشی خلق نمیکنند و سودی هم به دست نمیآورند که بتواند زندگیشان را در بلندمدت تامین کند. این افراد صرفاً زمان خود را میسوزانند به امید یک شبه پولدار شدن. این یکی از خطرناکترین اشکال بیکاری پنهان است زیرا فرد تصور میکند در حال انجام یک فعالیت اقتصادی مدرن است.
راهکار چیست؟ نگاهی واقعبینانه
انتظار اینکه دولت به تنهایی این مشکل را حل کند، با توجه به کسری بودجه و ساختار فعلی، خوشبینانه است. راهکار باید از سمت خود افراد و بخش خصوصی واقعی شروع شود.
گذار از مدرکگرایی به مهارتمحوری
دوران اینکه با یک لیسانس یا فوقلیسانس بتوان شغل تضمین شده داشت تمام شده است. بازار امروز تشنه مهارت است نه مدرک. جوانان باید به جای انباشت مدارک دانشگاهی در رشتههایی که بازار کار ندارند، به سمت یادگیری مهارتهای فنی، برنامهنویسی، فروش حرفهای و مدیریت مالی بروند. مهارتی که بتواند “ارزش” خلق کند، همیشه خریدار دارد.
سرمایهگذاری به جای سفتهبازی
باید تفاوت بین شغل و سرمایهگذاری را درک کرد. اگر سرمایهای دارید، به جای اینکه خودتان بدون دانش وارد بازارهای پرریسک شوید و وقتتان را تلف کنید (که نوعی بیکاری پنهان است)، مدیریت آن را به متخصصین بسپارید و خودتان روی ارتقای شغلی و مهارتهای اصلیتان تمرکز کنید.
واقعبینی در انتظارات شغلی
باید بپذیریم که دوران استخدامهای مادامالعمر دولتی رو به پایان است. امنیت شغلی در دنیای امروز نه در قرارداد رسمی، بلکه در توانایی فرد برای حل مشکلات کارفرما تعریف میشود. کسی که تخصص دارد، بیکار نمیماند؛ حتی اگر آمار بیکاری بالا باشد.
جمعبندی: زنگ خطر برای آینده
انباشت بیکاری پنهان مانند موریانهای است که پایههای اقتصاد را از درون میخورد در حالی که ظاهر ساختمان سالم به نظر میرسد. آمارهای رسمی قادر به نشان دادن عمق این شکاف نیستند. ما با نسلی روبرو هستیم که انرژی و استعدادش در حال هدر رفتن در مشاغل کمارزش است.
وظیفه ما به عنوان فعالین اقتصادی و شما به عنوان عضوی از جامعه این است که فریب ظاهر آمارها را نخوریم. برای بقا و رشد در این شرایط، باید تمرکز را از “داشتن شغل” به “خلق ارزش” تغییر دهیم. تا زمانی که بهرهوری واقعی ایجاد نشود، افزایش حقوقها و آمار اشتغال، چیزی جز بازی با اعداد و توزیع تورم نخواهد بود.
واقعیت تلخ است اما درک آن اولین قدم برای برنامهریزی صحیح مالی و شغلی است. خودتان را با مهارتهای واقعی مجهز کنید و سرمایهتان را هوشمندانه مدیریت نمایید تا از ترکشهای این بحران پنهان در امان بمانید.
خدمات تیم فرشاد مصفا
اگر به دنبال مدیریت حرفه ای دارایی خود هستید، می توانید از خدمات تخصصی سبدگردانی ما استفاده کنید:
همچنین در تیم ما یک استارتاپ حقوقی فعال است که خدمات مشاوره و وکالت را با نگاه اقتصادی برای کسب و کارها و افراد ارائه می دهد.
نویسنده: فرشاد مصفا
کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران
موسس تیم سبدگردانی و استارتاپ حقوقی در زمینه مشاوره و وکالت
با بیش از ده سال سابقه فعالیت در بازار بورس، طلا و ارز دیجیتال
اینستاگرام: https://www.instagram.com/farshadmosaffa/
یوتیوب: https://youtube.com/@farshadmosaffa
لینکدین: https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa
توییتر (X): https://x.com/FarshadMosaffa
