

0
بحران صندوق های بازنشستگی نتیجه تصمیم غلط اقتصادی
منتشر شده در 1404/11/17
در سالهای اخیر موضوع بحران صندوقهای بازنشستگی بارها به صدر اخبار آمده است. بهعنوان کسی که از سال 1393 در زمینه سبدگردانی و مشاوره حقوقی و مالی کار کردهام، فراتر از تحلیل رسانهای میخواهم بهطور مستقیم و کاربردی توضیح بدهم که این بحران چرا رخ داده، سازوکار آن چگونه است، پیامدهایش برای مردم چیست و چه راهحلهایی در کوتاهمدت و بلندمدت وجود دارد. این مقاله بر پایه تجربه عملی در مدیریت سرمایه، تحلیل ساختار صندوقها و شناخت ضعفهای حکمرانی نوشته شده و هدفش کمک به تصمیمگیران و مردم عادی برای درک ریشهای و یافتن راههای پیشگیری و مواجهه است.
ریشههای اصلی بحران؛ مقصر کیست؟
بسیاری بحران صندوقهای بازنشستگی را صرفاً نتیجه سالمندی جمعیت یا مسایل دموگرافیک میدانند؛ این دیدگاه ناقص است. مسأله اصلی تصمیمات اقتصادی نادرست و ساختارهای ناپایدار مالی است. مهمترین عوامل را اینطور دستهبندی میکنم:
ساختارهای مالی ناپایدار و وعدههای بدون پشتوانه
وقتی صندوقی تعهدات بلندمدت (پرداخت مستمری بازنشستگان) را بدون تأمین منابع پایدار میپذیرد، بحران اجتنابناپذیر میشود. وعده بازده تضمینی یا افزایش سالانه مستمریها بدون مدل مالی واقعبینانه، بار مالی را به آینده منتقل میکند.
برداشت برای پوشش کسری بودجه دولت
در بسیاری موارد، دولتها برای پوشش کسری بودجه به منابع صندوقها متوسل میشوند یا قوانین تسهیلکننده برداشت وضع میکنند. اینگونه اقدامات مانند قرض گرفتن از حساب بازنشستگان است؛ زمانی که این رویه پایدار شود، تراز صندوقها بهسرعت تخریب میشود.
سرمایهگذاری نامناسب و تمرکز بر پروژههای غیرمولد
برخی صندوقها به جای سرمایهگذاری در داراییهای مولد و متنوع، در پروژههای دولتی یا غیرمولد بهصورت غیرشفاف سرمایهگذاری میکنند. بازده پایین یا زیانده این سرمایهگذاریها، بهسرعت کسری ایجاد میکند.
حکمرانی ضعیف و عدم شفافیت
نبود ساختار حاکمیتی مستقل، گزارشدهی شفاف و نظارت کارآمد باعث میشود مشکلات زود تشخیص داده نشوند و تصمیمات پرخطر گرفته شوند. وقتی اطلاعات واقعی پنهان میماند، اصلاح بهموقع ممکن نیست.
بحران چگونه پدیدار میشود؛ مکانیسم فنی
درک سازوکار فنی بحران به مردم کمک میکند تصمیمهای بهتر بگیرند. چند مکانیزم کلیدی وجود دارد:
- تعهدات بلندمدت—داراییهای کوتاهمدت: صندوق باید در آینده پرداخت کند اما داراییهای آن نقدشوندگی یا بازده بلندمدت مناسب ندارند. این عدم تطابق زمانی (mismatch) منجر به کمبود نقدینگی برای پرداخت مستمریها میشود.
- پیشبینیهای خوشبینانه نرخ بازده و تورم: استفاده از فرضیات غیرواقعبینانه درباره نرخ بازده سرمایهگذاری یا نرخ تورم موجب برآورد کمتر از نیازها میشود.
- پرداخت سود تضمینی و جبران آن از محل تسهیلات: اگر صندوق سود تضمینشده به اعضا بدهد و آن را نتواند تأمین کند، مجبور به جذب منابع بیرونی یا استفاده از داراییهای ثابت میشود.
- پاک کردن صورتهای مالی یا تأخیر در شناسایی زیانها: این موجب میشود مشکلات واقعی تا زمان بحرانی کردن پنهان بماند و در لحظه نیاز، اقدام فوری ضروری شود.
پیامدهای بحران برای مردم عادی و اقتصاد
بحران صندوقهای بازنشستگی تنها یک مشکل اداری نیست؛ اثرات عمیق اقتصادی و اجتماعی دارد:
- کاهش اعتماد عمومی: وقتی مردم ببینند وعدههای بازنشستگی قابل اتکا نیستند، به کل نظام بازنشستگی و نهادهای مرتبط بیاعتماد میشوند.
- فشار بر بودجه دولت: دولت باید برای جلوگیری از فروپاشی اجتماعی کسری را جبران کند که این کار از مسیر افزایش مالیات یا استقراض انجام میشود و بحران بدهی ایجاد میکند.
- انتقال بار به نسلهای آینده: کسری کنونی معمولاً به شکل بدهی یا کاهش خدمات به نسلهای بعد منتقل میشود.
- اثر روی بازارهای مالی و سرمایهگذاری: صندوقهای بزرگ بازیگران مهم بازار سرمایه هستند. بحران در آنها میتواند به فروش اجباری داراییها و فشار بر بازار منجر شود.
چند مثال ملموس (بدون ذکر اتهام غیرمستند)
برای روشن شدن موضوع، چند الگوی رفتاری که باعث بحران شدند را ذکر میکنم:
- تضمین بازده بالا در دورههایی که نرخ واقعی بازده بازار پایین است، بدون ایجاد ذخیره احتیاطی.
- واگذاری سرمایهگذاریها به پروژههایی که جنبه سیاسی یا حمایتی دارند اما بازده اقتصادی پایینی دارند.
- استفاده کوتاهمدت از داراییهای بلندمدت برای پوشش کسری جاری؛ مثلاً فروش ملک یا سهام به قیمتهای نامناسب برای پوشش پرداختها.
در تجربه من، صندوقهایی که سیاست سرمایهگذاری مشخص، شفاف و مبتنی بر تنوع ندارند، سریعتر به مشکل میخورند.
چه اقداماتی باید انجام شود؛ راهحلهای عملی و اولویتهای اصلاحی
برای خروج از بحران یا جلوگیری از وقوع آن باید برنامهای ترکیبی و مرحلهای اجرا شود. این برنامه هم باید حقوق بازنشستگان را حفظ کند و هم واقعیتهای مالی را در نظر بگیرد.
اصلاح حکمرانی و شفافیت
- ایجاد یا تقویت نهادهای نظارتی مستقل و الزام به گزارشدهی شفاف دورهای.
- تفکیک مدیریتی بین مسئولیتهای سیاستگذاری و اجرا برای جلوگیری از تضاد منافع.
بازنگری در تعهدات و فرمولهای محاسبه مستمریها
- بازنگری در فرمولهای محاسبه مستمری با لحاظکردن واقعیتهای مالی و اقتصادی. این بازنگری باید تدریجی و با اطلاعرسانی کامل انجام شود تا فشار ناگهانی به افراد وارد نشود.
- تعریف مکانیسمهای خودتنظیم مانند صندوق ذخیره برای زمانهای رکود.
تنوعبخشی و بهبود کیفیت سرمایهگذاری
- تعیین سیاست سرمایهگذاری مبتنی بر استانداردهای جهانی، با ترکیب داراییهای داخلی و خارجی، سهام، اوراق با درآمد ثابت و داراییهای واقعی.
- جلوگیری از تمرکز سرمایهگذاری در پروژههای سیاسی یا غیرمولد و ارتقاء ارزیابی اقتصادی پروژهها.
تأمین مالی تدریجی و شفاف کسری
- اگر نیاز به تزریق منابع دولتی است، باید بهصورت هدفمند، شفاف و با برنامه بازپرداخت مشخص باشد؛ نه از طریق اقدامات یکباره که مشکل را به آینده منتقل کند.
- استفاده از مکانیزمهای مالی نوین مانند انتشار اوراق بازنشستگی با شرایط مشخص برای هموارسازی جریانهای نقدی.
تقویت نقش بازارهای مکمل و بازنشستگی خصوصی
- حمایت از بازارهای مکمل بازنشستگی (پوششهای خصوصی، حسابهای انفرادی بازنشستگی اختیاری) که بار را بین بخش عمومی و خصوصی تقسیم کند.
- تشویق سرمایهگذاریهای خرد در صندوقهای بازنشستگی خصوصی با معافیتهای مالیاتی هدفمند.
توصیههای عملی برای مردم عادی
این بحران ریسکهایی برای آینده مالی شما دارد. چند توصیه مستقیم از تجربه خودم:
- تنوع در منابع بازنشستگی: به اتکای یک منبع دولتی راضی نشوید. اگر امکانش هست، در صندوقهای خصوصی، بیمه تکمیلی بازنشستگی یا برنامههای پسانداز بازنشستگی شرکت کنید.
- پیگیری و مطالبه شفافیت: بهعنوان ذینفع، وضعیت صندوقها را دنبال کنید؛ گزارشهای سالانه و تصمیمات مدیریتی باید در دسترس باشند.
- محافظت از دارایی در برابر تورم: ترکیبی از داراییهای با پوشش تورمی (طلا، برخی اوراق با بازده واقعی مثبت، سهمهایی با قدرت قیمتی) را در پرتفوی شخصیتان داشته باشید.
- آموزش مالی: داشتن دانش پایه درباره نحوه عملکرد صندوقها، نرخ بازده و خطرها به شما کمک میکند تصمیمات بهتر بگیرید.
- در صورت تمایل به سرمایهگذاری حرفهای، از خدمات مدیریت سبد استفاده کنید تا پرتفوی شما با توجه به افق بازنشستگی و تحمل ریسک طراحی شود.
خلاصه حرف من این است: بحران صندوقهای بازنشستگی نتیجه طبیعی سالمندی نیست، بلکه حاصل مجموعهای از تصمیمات اقتصادی نادرست، ضعف حکمرانی و سرمایهگذاری نامناسب است. اصلاح نیازمند ترکیبی از شفافیت، بازنگری در تعهدات، تنوعبخشی سرمایهگذاری و توسعه بازارهای مکمل بازنشستگی است. این اصلاحات هم باید فنی و هم سیاسی باشد، با برنامهریزی دقیق و اطلاعرسانی به مردم.
من بهعنوان کسی که سالها در مدیریت سرمایه و مشاوره حقوقی فعال بودهام، معتقدم با اقدامات درست میتوان اعتماد را بازگرداند و یک چارچوب پایدار برای تأمین معاش بازنشستگان ساخت. اگر خودتان یا خانوادهتان نگران آینده بازنشستگی هستید، اقدام امروز ضروری است؛ ترک نکردن موضوع و استفاده از منابع و مشاوران معتبر میتواند از مشکلات بزرگ آینده جلوگیری کند.
خدمات تیم فرشاد مصفا
اگر به دنبال مدیریت حرفه ای دارایی خود هستید، می توانید از خدمات تخصصی سبدگردانی ما استفاده کنید:
همچنین در تیم ما یک استارتاپ حقوقی فعال است که خدمات مشاوره و وکالت را با نگاه اقتصادی برای کسب و کارها و افراد ارائه می دهد.
نویسنده: فرشاد مصفا
کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران
موسس تیم سبدگردانی و استارتاپ حقوقی در زمینه مشاوره و وکالت
با بیش از ده سال سابقه فعالیت در بازار بورس، طلا و ارز دیجیتال
اینستاگرام: https://www.instagram.com/farshadmosaffa/
یوتیوب: https://youtube.com/@farshadmosaffa
لینکدین: https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa
توییتر (X): https://x.com/FarshadMosaffa
