

0
چرا ممکن است اقتصاد رشد کند اما مردم فقیرتر شوند؟
منتشر شده در 1404/11/12
مقدمه
در سالهای اخیر، بارها شاهد این بودهایم که رشد اقتصادی در آمارهای رسمی کشور منتشر میشود و همزمان بسیاری از مردم احساس میکنند که زندگیشان سختتر شده و حتی سطح رفاهشان پایینتر آمده است. شاید این پرسش برای شما هم پیش آمده باشد که چرا گاهی با وجود رشد بخشهایی از اقتصاد، وضعیت مالی بیشتر خانوارها نه تنها بهتر نمیشود، بلکه دچار افت هم میشود. من، فرشاد مصفا، با تجربه سالها فعالیت تخصصی در بازارهای مالی، امروز قصد دارم به شکل کاربردی و با زبانی ساده این پدیده را برای مخاطبین ایرانی توضیح بدهم.
اقتصاد چطور رشد میکند؟
در سادهترین تعریف، وقتی تولید کالا و خدمات کشور زیاد میشود یا ارزش آنها افزایش مییابد، گفته میشود اقتصاد رشد کرده است. این رشد معمولا با شاخصهایی مثل تولید ناخالص داخلی سنجیده میشود. ممکن است یک صنعت خاص مثل پتروشیمی یا فولاد رونق بگیرد و در آمارهای رسمی رشد قابل توجهی ایجاد کند. اما سوال مهم این است که آیا همه مردم از این رشد بهرهمند میشوند؟
توزیع نابرابر ثروت و درآمد؛ چرا رشد به همه نمیرسد؟
رشد اقتصادی زمانی برای اکثریت مردم ثروت و رفاه ایجاد میکند که عادلانه توزیع شود. وقتی درآمد یا ثروت عمدتا در اختیار گروههای خاص میماند، تعداد زیادی از مردم تغییری در زندگیشان احساس نمیکنند. به عنوان مثال، سالهایی که قیمت جهانی نفت بالا رفته بود، درآمد نفتی دولت افزایش چشمگیری داشت اما درصد کمی از جامعه به شکل مستقیم از این افزایش درآمد بهرهمند شدند، بیشتر از طریق پروژههای عمرانی یا دستمزد کارکنان دولتی نه عموم مردم.
نکته مهم دیگر این است که زمانی که کالاها و خدماتی گران میشوند، حتی اگر تولید آنها افزایش یابد، مردم واقعا دستاوردی ندارند. مثلا اگر قیمت مسکن یا خودرو رشد کند، ممکن است شاخصهای اقتصادی مثبت نشان دهد اما برای خانوادهای که قصد خرید خانه یا خودرو دارد، این تغییر، مساوی با کاهش قدرت خرید است.
نقش تورم در کاهش رفاه مردم هنگام رشد اقتصادی
تجربههای ملموس جامعه ایران نشان دادهاند که تورم یکی از اصلیترین علل فقیرتر شدن مردم در بحبوحه رشد آماری اقتصاد است. وقتی تورم بالا باشد، قدرت خرید کاهش مییابد. در این شرایط اگر حتی اقتصاد رشد کند، مردم به خاطر افزایش قیمتها و کاهش ارزش پول، قادر به تأمین نیازهای اولیه و حفظ سطح زندگی قبلی خود نیستند. گاهی تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی از رشد تولید سود میبرند اما کارگران و کارمندان با ثابت ماندن دستمزدها یا افزایش کمتر از تورم، فقیرتر میشوند.
چه عواملی باعث میشود مردم با وجود رشد اقتصادی فقیر شوند؟
1. رشد نامتوازن بخشها و صنایع
در الگوی رشد نامتوازن، بخشهایی مثل انرژی، صادرات محور یا دولتی رشد میکنند اما صنایع وابسته به بازار داخلی یا خدمات، وضعیت خوبی ندارند. به عنوان مثال، رشد صنعت پتروشیمی یا صادرات مواد خام موجب بهبود شاخصهای کلی میشود اما میلیونها نفر در بخشهای دیگر اقتصاد از این رشد بهرهای نمیبرند.
2. تورم شدید و افزایش هزینههای زندگی
وقتی نرخ تورم بالا باشد، هزینه کالاهای اساسی سریعتر از درآمد مردم بالا میرود. حتی رشد بخشهایی مثل کشاورزی یا صنعت، کوچکتر از افزایش هزینههاست و در نهایت قدرت خرید خانوارها کاهش پیدا میکند.
3. شکاف درآمدی و اختلاف طبقاتی
رشد اقتصادی زمانی معنادار است که تمام طبقات جامعه از مزایای آن برخوردار شوند. اما گاهی تنها یک گروه خاص (مثلا مدیران بزرگ یا شرکتهای دولتی) از این رشد منتفع میشوند و درآمد اقشار متوسط و ضعیف افزایش نمییابد.
4. سیاستهای غلط اقتصادی و مالی
گاهی تصمیمات اشتباه مثل کاهش ارزش پول ملی، سیاستهای مالی غیرهدفمند یا توزیع یارانههای ناکارآمد موجب میشود رشد اقتصادی به بهبود زندگی عموم مردم منتهی نشود.
مثالهای واقعی از اقتصاد ایران
یکی از نمونههای روشن، سالهایی است که رشد اقتصادی به واسطه فروش نفت یا محصولات معدنی افزایش یافته اما به دلیل تورم، کاهش ارزش ریال و عدم برنامهریزی صحیح، معیشت مردم بدتر شده است. در برخی سالها شاخص تولید ناخالص داخلی مثبت بوده اما همزمان تعداد خانوارهای زیر خط فقر افزایش یافته است. این آمار نشان میدهد رشد صرفا عددی و غیرواقعی، برای جامعه کافی نیست.
چرا رشد اقتصادی در آمار با واقعیت زندگی مردم تفاوت دارد؟
در علم اقتصاد، رشد اقتصادی با آمارهای کمی سنجیده میشود اما رفاه اجتماعی و معیشت مردم به شاخصهای کیفی وابسته است. عواملی مثل تورم، بیکاری، کاهش ارزش پول ملی و نبود زیرساختهای مناسب میتوانند آمار رشد را غیرواقعی جلوه دهند. بسیاری از خانوادهها افزایش قیمت کالاهای اساسی مثل نان، گوشت، اجاره خانه یا هزینههای درمان را حس میکنند اما این هزینهها در میانگینهای اقتصادی محاسبه نمیشوند یا اثرشان دیده نمیشود.
تفاوت رشد اقتصادی و توسعه اقتصادی
یکی از اشتباهات رایج، یکی دانستن رشد و توسعه اقتصادی است. رشد فقط به افزایش حجم تولید و خدمات اشاره دارد اما توسعه یعنی بهتر شدن سطح زندگی، سلامت، آموزش، رفاه و آزادی اقتصادی مردم. کشورهایی هستند که با وجود رشد بالا در تولید ناخالص داخلی، فقر و نابرابری گسترده دارند. تجربه ایران هم نشان داده باید کیفیت رشد را مورد توجه قرار داد نه فقط کمیت آن.
چرا شاخصهای اقتصادی نمیتوانند همیشه واقعیت را نشان دهند؟
شاخصهای رسمی مثل تولید ناخالص داخلی، تورم یا اشتغال هرکدام نقاط ضعف دارند و همه ابعاد زندگی مردم را منعکس نمیکنند. در برخی موارد نوسانات پولی، تحریمها یا سیاستهای دولت موجب میشود که اقتصاد کلان رشد کند اما اقتصاد خرد (یعنی زندگی روزمره مردم) حتی بدون تغییر باقی بماند یا ضعیفتر شود.
نقش بازارهای مالی در رفاه مردم
بازارهای مالی میتوانند موجب بهبود یا تضعیف رفاه عمومی شوند. اگر بازار سرمایه، طلا یا ارز دیجیتال به صورت حرفهای مدیریت شود و مردم با دانش و آگاهی وارد شوند، امکان افزایش دارایی و بهرهمندی از رشد اقتصادی فراهم شده است. اما در فقدان دانش و مشاوره تخصصی، بسیاری از افراد با ریسکهای بزرگ و ضررهای سنگین مواجه میشوند. گاهی رشد قیمتها در بورس یا بازار طلا صرفا به نفع گروههای مطلع یا ثروتمند است و افراد عادی به دلیل ناآگاهی یا ورود هیجانی زیان میبینند.
منابع درآمدی دولت و تأثیر آن بر زندگی مردم
در ایران بخش زیادی از درآمد دولت وابسته به صادرات نفت و مواد خام است. وقتی قیمت جهانی نفت یا فلزات بالا میرود، درآمد دولت زیاد میشود و شاخص اقتصاد ملی رشد میکند ولی این رشد مستقیم وارد سفره مردم نمیشود. بسیاری از مشاغل، اصناف، کارگران و حتی بسیاری از کارمندان از افزایش درآمد نفتی یا معدنی بهرهای نمیبرند چرا که ارتباط مستقیمی بین درآمد دولت و رفاه مردم وجود ندارد مگر این که دولت برنامهریزی صحیحی برای توزیع درآمد انجام دهد.
سیاستهای مالی غلط و فرار سرمایه
زمانی که سیاستهای اقتصادی ناکارآمد اجرا میشوند، مردم با خروج سرمایه از کشور مواجه میشوند یا سرمایهگذاران ترجیح میدهند دارایی خود را به بخشهایی منتقل کنند که سود بالاتر و ریسک کمتر دارد. این روند شکاف طبقاتی و رقابت نابرابر ایجاد میکند و حتی در دورههای رشد اقتصادی، بخش زیادی از مردم فقیرتر میشوند.
افزایش شاخصها، اما کاهش امید مردم
در سالهایی که رشد اقتصادی بالا بوده اما اعتماد عمومی پایین و ناامیدی در جامعه زیاد بوده، باید بررسی کنیم مشکل در کجاست. به عقیده من یکی از اصلیترین عوامل، عدم شفافیت و اطلاعرسانی صحیح به مردم و نبود راهکار عملی برای توزیع عادلانه درآمد است. رفاه مردم زمانی افزایش پیدا میکند که شاخصها و سیاستهای کلان با واقعیت زندگی روزمره هماهنگ باشد نه اینکه صرفا به اعداد اکتفا کنیم.
چه باید کرد؟
برای حل این مشکل، اقتصاد باید نه فقط رشد، بلکه توسعه و توزیع عادلانه درآمد را هدف قرار دهد. دولتها باید سیاستهایی تدوین کنند که ثروت و رفاه را در میان طبقات مختلف جامعه تقسیم کنند. رشد بازارهای مالی اگر همراه با آموزش و مشاوره تخصصی باشد، میتواند فرصتساز باشد اما ورود هیجانی و بدون آگاهی، منجر به زیان و افزایش فقر میشود.
نقش مشاوره و مدیریت دارایی در حفظ رفاه خانواده
بر اساس تجربه خودم و تیم سبدگردانی، توصیه میکنم مردم برای مدیریت داراییهای خود سراغ متخصصان حرفهای و تیمهای معتبر بروند. بازارهای بورس، طلا و ارز دیجیتال میتواند فرصتهای خوبی برای حفظ و رشد سرمایه خانوارها فراهم کند اما ریسکها و پیچیدگیهای زیادی دارد. مدیریت دارایی اگر دقیق و براساس تحلیل باشد، تا حد زیادی از وارد شدن خانوادهها به بحران مالی جلوگیری میکند.
جمعبندی
رشد اقتصادی برای رفاه مردم کافی نیست، بلکه باید به توسعه همهجانبه و عادلانه نیز توجه شود. شاخصهای رسمی شاید اعداد مثبتی نشان دهند اما وقتی تورم، شکاف طبقاتی و سیاستهای اشتباه وجود داشته باشد، بسیاری از مردم فقیرتر میشوند. راهکار، آموزش، مشاوره تخصصی، برنامهریزی و مدیریت صحیح منابع است.
خدمات تیم فرشاد مصفا
اگر به دنبال مدیریت حرفه ای دارایی خود هستید، می توانید از خدمات تخصصی سبدگردانی ما استفاده کنید:
همچنین در تیم ما یک استارتاپ حقوقی فعال است که خدمات مشاوره و وکالت را با نگاه اقتصادی برای کسب و کارها و افراد ارائه می دهد.
نویسنده: فرشاد مصفا
کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران
موسس تیم سبدگردانی و استارتاپ حقوقی در زمینه مشاوره و وکالت
با بیش از ده سال سابقه فعالیت در بازار بورس، طلا و ارز دیجیتال
اینستاگرام: https://www.instagram.com/farshadmosaffa/
یوتیوب: https://youtube.com/@farshadmosaffa
لینکدین: https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa
توییتر (X): https://x.com/FarshadMosaffa
