

0
چرا سرمایه گذاران باهوش هم بارها ضررهای سنگین می کنند
منتشر شده در 1404/10/14
سال هاست در بازارهای مالی فعالیت می کنم. از بورس گرفته تا طلا و ارز دیجیتال. در این سال ها یک واقعیت را بارها و بارها دیده ام. بعضی از سنگین ترین ضررها را نه افراد بی تجربه، بلکه سرمایه گذاران باهوش، تحصیل کرده و حتی حرفه ای متحمل شده اند. افرادی که تحلیل بلدند، عدد و نمودار می فهمند، اخبار را دنبال می کنند و تصور می کنند چون باهوش هستند، پس احتمال اشتباهشان کم است.
این مقاله دقیقا درباره همین خطای ذهنی است. این که چرا هوش بالا نه تنها تضمین سود نیست، بلکه در بسیاری از مواقع خودش به یک عامل خطر تبدیل می شود.
توهم کنترل در ذهن سرمایه گذار باهوش
یکی از خطرناک ترین دام های ذهنی، توهم کنترل است. سرمایه گذار باهوش بعد از چند تحلیل درست و چند تصمیم موفق، به این نتیجه می رسد که بازار را فهمیده است. تصور می کند اگر داده بیشتری جمع کند، اگر عمیق تر تحلیل کند، اگر بیشتر فکر کند، می تواند نتیجه را کنترل کند.
بازارهای مالی اما قابل کنترل نیستند. بازار فقط قابل مدیریت هستند، آن هم با احتمال نه با قطعیت. وقتی فردی فکر می کند کنترل در دست اوست، ریسک های واقعی را نادیده می گیرد و همین نقطه شروع ضررهای بزرگ است.
تحلیل زیاد همیشه مزیت نیست
یکی از اشتباهات رایج سرمایه گذاران باهوش، تحلیل بیش از حد است. تحلیل زمانی ارزشمند است که به تصمیم منجر شود. اما وقتی تحلیل تبدیل به فلج تصمیم گیری می شود یا بدتر از آن، تبدیل به توجیه یک تصمیم اشتباه می شود، خطرناک است.
در عمل دیده ام افرادی که ده ها اندیکاتور، ده ها سناریو و ده ها فرضیه دارند اما در نهایت فقط دنبال تایید ذهنی خودشان هستند. تحلیل زیاد وقتی بدون چارچوب و مدیریت ریسک باشد، نه تنها کمک نمی کند، بلکه ضرر را سنگین تر می کند.
هوش بالا معمولا با اعتماد به نفس کاذب همراه است
اعتماد به نفس برای سرمایه گذاری لازم است اما اعتماد به نفس کاذب سم است. سرمایه گذار باهوش معمولا به تجربه های موفق قبلی خود بیش از حد وزن می دهد. چند معامله خوب باعث می شود فکر کند قانون بازار را کشف کرده است.
این ذهنیت باعث می شود حجم معاملات بالا برود، حد ضرر نادیده گرفته شود و تمرکز از فرآیند به نتیجه منتقل شود. نتیجه چنین رفتاری در بلندمدت چیزی جز زیان سنگین نیست.
نادیده گرفتن مدیریت ریسک به اسم تحلیل قوی
یکی از تلخ ترین واقعیت ها این است که بسیاری از افراد باهوش، مدیریت ریسک را جدی نمی گیرند. چون فکر می کنند تحلیل قوی جای آن را می گیرد. این تصور کاملا اشتباه است.
تحلیل فقط احتمال را کمی به نفع شما تغییر می دهد. مدیریت ریسک است که جلوی نابودی سرمایه را می گیرد. بدون مدیریت ریسک، حتی بهترین تحلیل ها هم می توانند سرمایه را صفر کنند.
درگیری احساسی پنهان در ذهن منطقی
خیلی ها فکر می کنند افراد باهوش منطقی تر معامله می کنند. تجربه من خلاف این را نشان می دهد. سرمایه گذار باهوش هم دچار ترس و طمع می شود، فقط شکل آن متفاوت است.
ترس او در قالب وسواس تحلیلی ظاهر می شود. طمع او در قالب اعتماد بیش از حد به سناریوی شخصی. احساسات حذف نمی شوند، فقط لباس منطقی می پوشند. همین باعث می شود تشخیص آنها سخت تر و کنترلشان پیچیده تر شود.
تمرکز بیش از حد روی کوتاه مدت
یکی دیگر از دلایل ضررهای سنگین، نگاه کوتاه مدت است. حتی سرمایه گذاران حرفه ای هم گاهی اسیر نوسانات روزانه می شوند. بازار را مثل یک پروژه کوتاه مدت می بینند نه یک مسیر بلندمدت.
وقتی افق زمانی کوتاه شود، تصمیمات عجولانه می شود. کارمزد بالا می رود. خطا بیشتر می شود. فشار روانی افزایش پیدا می کند و در نهایت اشتباهات پرهزینه رخ می دهد.
نادیده گرفتن نقش شانس و عدم قطعیت
بازارهای مالی پر از عدم قطعیت هستند. هیچ تحلیلی، هیچ استراتژی و هیچ هوشی نمی تواند آینده را با قطعیت پیش بینی کند. سرمایه گذار باهوش گاهی این حقیقت را نمی پذیرد.
او دوست دارد باور کند اگر به اندازه کافی باهوش باشد، می تواند شانس را حذف کند. این باور خطرناک است. چون وقتی ضرر می کند، به جای پذیرش خطا، حجم را بالا می برد تا اشتباه را جبران کند. همین چرخه بسیاری را نابود کرده است.
عدم تنوع و تمرکز بیش از حد روی یک ایده
هوش بالا معمولا باعث علاقه شدید به یک ایده می شود. سرمایه گذار باهوش وقتی به یک تحلیل ایمان می آورد، حاضر نیست آن را رها کند. همه سرمایه را روی یک سهم، یک کوین یا یک بازار متمرکز می کند.
عدم تنوع یعنی افزایش ریسک غیرضروری. بازار همیشه می تواند برخلاف بهترین تحلیل ها حرکت کند. تنوع نه نشانه ضعف، بلکه نشانه بلوغ سرمایه گذار است.
تجربه شخصی من در مدیریت سرمایه دیگران
در سال هایی که سبدگردانی انجام داده ام، بارها دیده ام سرمایه گذارانی که خودشان باهوش، موفق و حتی مدیر کسب و کار هستند، در بازار دچار ضررهای جدی شده اند. دلیل مشترک همه آنها یک چیز بوده است. نبود ساختار، نبود نظم و نبود مدیریت ریسک.
سرمایه گذاری موفق بیشتر از آن که به هوش وابسته باشد، به انضباط وابسته است. به پایبندی به قواعد حتی زمانی که ذهن چیز دیگری می گوید.
جمع بندی واقع بینانه
هوش بالا مزیت است اما فقط اگر در چارچوب درست استفاده شود. بازار به افراد باهوش پاداش نمی دهد. بازار به افراد منظم، صبور و ریسک گریز پاداش می دهد.
اگر قرار بود هوش به تنهایی کافی باشد، دانشگاه ها باید کارخانه میلیاردر سازی بودند. واقعیت بازار چیز دیگری است.
خدمات تیم فرشاد مصفا
اگر به دنبال مدیریت حرفه ای دارایی خود هستید، می توانید از خدمات تخصصی سبدگردانی ما استفاده کنید:
همچنین در تیم ما یک استارتاپ حقوقی فعال است که خدمات مشاوره و وکالت را با نگاه اقتصادی برای کسب و کارها و افراد ارائه می دهد.
نویسنده: فرشاد مصفا
کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران
موسس تیم سبدگردانی و استارتاپ حقوقی در زمینه مشاوره و وکالت
با بیش از ده سال سابقه فعالیت در بازار بورس، طلا و ارز دیجیتال
اینستاگرام: https://www.instagram.com/farshadmosaffa/
یوتیوب: https://youtube.com/@farshadmosaffa
لینکدین: https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa
توییتر (X): https://x.com/FarshadMosaffa
