

0
چگونه از رشد GDP سیگنال اشتباه نگیریم
منتشر شده در 1404/10/14
مقدمه
هر وقت تیتر می زنند رشد تولید ناخالص داخلی مثبت شد، خیلی ها ناخودآگاه یک پل ذهنی می زنند به سرمایه گذاری: پس اقتصاد بهتر شد، پس بورس یا فلان صنعت باید رشد کند، پس الان وقت خرید است. این پل ذهنی در بسیاری از موارد سست است و گاهی مستقیم تو را می برد به یک تصمیم غلط.
GDP یک شاخص کلان است. تصمیم سرمایه گذاری یک تصمیم خرد است که به سودآوری آینده، ریسک ها، و قیمت امروز وابسته است. فاصله بین این دو، همان جایی است که خطا ساخته می شود. من در تجربه سبدگردانی، بارها دیده ام افرادی که با اتکا به خبر رشد GDP وارد بازار شده اند، اما بعد با واقعیت هایی مثل تورم، نرخ بهره، ریسک ارز، یا فشار سیاست گذاری روی سود شرکت ها روبه رو شده اند و نتیجه دقیقا خلاف انتظارشان شده است.
در این مقاله از پایه و دقیق توضیح می دهم GDP دقیقا چه مفهومی دارد، چه چیزهایی را خوب نشان می دهد، چه چیزهایی را پنهان می کند، و چرا رشد آن ممکن است تو را به تصمیم غلط سرمایه گذاری ببرد. هدف این است که GDP را حذف نکنی، بلکه درست در جای خودش بنشانی و ابزارهای لازم برای تصمیم حرفه ای را کنار آن قرار بدهی.
GDP دقیقا چیست و وقتی می گوییم ارزش GDP منظورمان چیست
تولید ناخالص داخلی یا GDP، مجموع ارزش افزوده کالاها و خدمات نهایی تولید شده در داخل مرزهای یک کشور در یک دوره زمانی مشخص است که به صورت پولی اندازه گیری می شود.
این تعریف چند کلمه کلیدی دارد و اگر یکی از آنها را بد بفهمی، نتیجه گیری سرمایه گذاری ات منحرف می شود.
ارزش افزوده
اقتصاد پر از خرید و فروش های زنجیره ای است. اگر فقط مجموع فروش ها را جمع بزنیم، یک کالا چند بار شمرده می شود. برای جلوگیری از دوباره شماری، حساب های ملی از مفهوم ارزش افزوده استفاده می کنند.
مثال ساده: یک کارخانه آرد تولید می کند و آن را به نانوایی می فروشد. نانوایی نان تولید می کند و به مصرف کننده می فروشد. اگر هم فروش آرد و هم فروش نان را کامل جمع کنیم، بخشی از ارزش دو بار شمرده می شود. ارزش افزوده یعنی ارزش جدیدی که هر مرحله به محصول اضافه می کند. GDP در اصل جمع همین ارزش افزوده هاست، نه جمع کل فروش ها.
کالاها و خدمات نهایی
GDP کالاهای واسطه ای را جداگانه نمی شمارد. آنچه شمرده می شود کالا و خدمات نهایی است، یعنی محصولاتی که برای مصرف نهایی، سرمایه گذاری، یا صادرات آماده اند. این هم برای جلوگیری از دوباره شماری است.
داخل مرزهای کشور
GDP به محل تولید مربوط است، نه به ملیت تولید کننده. اگر یک شرکت خارجی داخل ایران تولید کند، در GDP ایران می آید. اگر یک شرکت ایرانی در کشور دیگری تولید کند، در GDP آن کشور می آید. این نکته برای سرمایه گذار مهم است چون GDP را نباید با مفهوم درآمد ملی یا ثروت شرکت های داخلی اشتباه گرفت.
ارزش پولی
و اما همان عبارت مبهمی که خیلی ها از کنارش رد می شوند: ارزش پولی یعنی همه آن تولیدات و خدمات را با قیمت های پولی تبدیل می کنند تا بتوانند آنها را با هم جمع بزنند. چون نمی شود گندم و خدمات پزشکی و نرم افزار را با واحد مشترک فیزیکی جمع کرد. پس همه چیز به پول تبدیل می شود و مجموع می گیرند.
اینجا دو مفهوم مهم شکل می گیرد:
GDP اسمی: با قیمت های همان دوره محاسبه می شود. اگر قیمت ها بالا برود، GDP اسمی هم بالا می رود حتی اگر مقدار تولید تغییر زیادی نکرده باشد.
GDP واقعی: اثر افزایش قیمت ها حذف می شود تا تغییر مقدار تولید بهتر دیده شود. این کار با شاخص های قیمت و سال پایه انجام می شود.
پس اولین سوال سرمایه گذار بعد از شنیدن خبر رشد GDP باید این باشد: رشد اسمی است یا واقعی؟
GDP چگونه محاسبه می شود و چرا برای سرمایه گذاری کافی نیست
GDP را می توان از سه مسیر محاسبه کرد و در حالت ایده ال هر سه به عدد نزدیک برسند:
مسیر تولید
جمع ارزش افزوده بخش های مختلف اقتصاد مثل کشاورزی، صنعت، خدمات، ساختمان، انرژی و غیره
مسیر هزینه
مصرف خانوار + سرمایه گذاری + مخارج دولت + خالص صادرات
مسیر درآمد
جمع درآمدهای ایجاد شده مثل دستمزد، سود، اجاره و مالیات های تولید
GDP یک عدد حسابداری کلان است. مزیتش این است که تصویر کلی می دهد. محدودیتش این است که به تو نمی گوید کدام شرکت سود می سازد، کدام صنعت تحت فشار سیاست گذاری است، نرخ بهره کجا می رود، یا امروز قیمت ها نسبت به ریسک ها ارزان هستند یا گران. دقیقا همین جاست که رشد GDP می تواند تو را گمراه کند.
دام اول: رشد GDP را با رشد سود شرکت ها یکی می گیری
بازدهی سهام از سودآوری و جریان نقدی شرکت ها می آید، نه از رشد یک عدد کلان. ممکن است GDP رشد کند اما سود شرکت ها رشد نکند یا حتی کاهش یابد. این اتفاق در چند حالت بسیار رایج است:
افزایش هزینه ها
افزایش قیمت انرژی، حمل و نقل، مواد اولیه، یا دستمزد می تواند حاشیه سود را بخورد. اقتصاد روی کاغذ بزرگ تر می شود، اما سود خالص شرکت ها لاغرتر می شود.
فشار مالیاتی و مقرراتی
گاهی دولت برای جبران کسری بودجه یا کنترل بازار، مالیات را بالا می برد یا مقررات محدودکننده اعمال می کند. رشد GDP ممکن است ادامه داشته باشد، اما سهم سودی که به شرکت و سهامدار می رسد کاهش پیدا می کند.
قیمت گذاری دستوری
در برخی صنایع، اجازه افزایش قیمت متناسب با تورم یا هزینه ها داده نمی شود. نتیجه: فروش اسمی بالا می رود، اما سود واقعی ضعیف می ماند.
رقابت شدید
اگر رقابت اجازه ندهد شرکت ها قیمت ها را بالا ببرند، رشد اقتصادی به جای سود، تبدیل می شود به افزایش حجم کار با حاشیه کم.
نتیجه عملی
اگر می خواهی از GDP برای سهام استفاده کنی، باید پل بزنی به متغیرهای شرکتی: رشد فروش واقعی، حاشیه سود، جریان نقدی عملیاتی، بدهی و هزینه مالی، و توان قیمت گذاری. بدون این پل، GDP فقط یک تیتر است.
دام دوم: رشد اسمی را واقعی می بینی و فریب تورم را می خوری
در اقتصاد تورمی، عددها پر باد می شوند. GDP اسمی در چنین فضایی می تواند رشد چشمگیر نشان دهد، در حالی که بخش زیادی از آن فقط افزایش قیمت هاست. حتی GDP واقعی هم به روش اندازه گیری شاخص قیمت و کیفیت داده ها وابسته است و همیشه تصویر بی نقص نمی دهد.
برای سرمایه گذاری، نکته کلیدی این است: تورم فقط سطح قیمت ها را بالا نمی برد، سیاست پولی و نرخ بهره را هم تحت تاثیر قرار می دهد. وقتی تورم بالا می رود، دو اتفاق می تواند رخ دهد:
نرخ بهره بالا می رود یا انتظار افزایش آن شکل می گیرد
بالا رفتن نرخ بهره یعنی نرخ تنزیل بالاتر، یعنی ارزش امروز جریان های نقدی آینده کمتر. این می تواند باعث فشار روی ارزش گذاری سهام شود، حتی اگر اقتصاد رشد کند.
اعتبار سخت تر می شود
بانک ها و بازار پول سخت گیرتر می شوند، تامین مالی پروژه ها گران تر می شود، و شرکت ها با هزینه سرمایه بالاتر روبه رو می شوند.
نتیجه عملی
رشد GDP را بدون بررسی همزمان تورم و نرخ بهره تفسیر نکن. اگر تورم بالا و نرخ بهره در مسیر افزایش باشد، رشد GDP لزوما خبر خوب برای دارایی های ریسکی نیست.
دام سوم: GDP رشد می کند اما پول ملی تضعیف می شود
GDP معمولا به واحد پول داخلی گزارش می شود. در اقتصادهایی که شوک ارزی دارند، ممکن است GDP به ریال رشد کند اما در معیارهای مهم تر برای سرمایه گذار، وضعیت بدتر شده باشد.
اگر پول ملی تضعیف شود:
هزینه شرکت های واردات محور بالا می رود و حاشیه سود تحت فشار می رود
قدرت خرید مردم کاهش می یابد و تقاضای داخلی ضعیف می شود
بازدهی اسمی دارایی ها ممکن است مثبت باشد، اما بازدهی واقعی در برابر طلا یا ارز منفی شود
در ایران این دام بسیار جدی است چون ریسک ارز یکی از عوامل اصلی تعیین کننده بازدهی واقعی است.
نتیجه عملی
وقتی خبر رشد GDP را می شنوی، همزمان مسیر ارز و انتظارات تورمی را چک کن. اگر ریسک ارزی بالا باشد، تفسیر رشد GDP برای سرمایه گذاری باید محافظه کارانه تر شود.
دام چهارم: ترکیب رشد را نمی بینی و فکر می کنی رشد همه جا پخش شده
GDP یک عدد تجمیعی است. نمی گوید رشد از کدام بخش آمده و آیا به بخش های دیگر سرایت کرده یا نه. اینجا چند سناریو مهم وجود دارد:
رشد نفتی یا کالایی
ممکن است صادرات یک کالا یا افزایش تولید در یک بخش بزرگ، GDP را بالا بکشد اما اشتغال و مصرف عمومی تغییر زیادی نکند. در چنین حالتی صنایع مصرفی ممکن است منتفع نشوند.
رشد دولت محور
دولت می تواند با هزینه کردن، پروژه های عمرانی، یا تزریق بودجه، رشد کوتاه مدت بسازد. اما اگر این رشد پشتوانه درآمد پایدار نداشته باشد، بعدا کسری بودجه، تورم یا مالیات بالا می آید و اثر منفی می گذارد.
اثر پایه
وقتی اقتصاد از رکود عمیق بیرون می آید، رشد درصدی می تواند بزرگ دیده شود چون مبنا پایین بوده. این رشد لزوما به معنای رونق پایدار نیست.
نتیجه عملی
برای تصمیم سرمایه گذاری باید موتور رشد را بشناسی. رشد بدون شناخت موتور، مثل رانندگی با چراغ خاموش است.
دام پنجم: GDP شاخص عقب مانده است و برای زمان بندی کند است
GDP معمولا با تاخیر منتشر می شود و گاهی اصلاح هم می شود. بازارها اما به داده های سریع تر واکنش نشان می دهند. اگر با GDP بخواهی زمان ورود و خروج را تعیین کنی، اغلب دیر می رسی.
برای زمان بندی، داده های نزدیک تر به بازار معمولا مفیدترند:
روند نرخ بهره و نرخ های بازار پول
روند نقدینگی و رشد اعتبارات بانکی
گزارش های ماهانه فروش شرکت ها در بورس
رفتار بازار ارز و انتظارات تورمی
قیمت های جهانی کالاها برای صنایع صادراتی
نتیجه عملی
GDP را برای تشخیص تصویر کلی و تایید روند استفاده کن، نه برای نقطه ورود و خروج.
دام ششم: GDP میانگین است و توزیع را پنهان می کند
GDP ممکن است رشد کند، اما این رشد بین مردم یکسان توزیع نشود. اگر رشد فقط در بخش های سرمایه بر یا در گروه های درآمدی بالا رخ دهد، تقاضای عمومی و مصرف گسترده ممکن است ضعیف بماند. برای بسیاری از کسب و کارها، مهم تر از GDP این است که مردم توان خرید دارند یا نه.
اگر هدف تو سرمایه گذاری روی صنایع مصرفی است، باید به شاخص هایی مثل درآمد واقعی، اشتغال، و قدرت خرید توجه کنی. GDP به تنهایی این را به تو نمی گوید.
دام هفتم: رشد GDP می تواند باعث سیاست های ضد بازار شود
گاهی رشد اقتصادی و تورم همزمان بالا می رود. در این حالت سیاست گذار برای کنترل تورم به سمت انقباض پولی می رود: نرخ بهره بالاتر، رشد نقدینگی کمتر، و سخت گیری اعتباری. این روند می تواند ارزش گذاری دارایی های ریسکی را پایین بیاورد.
به زبان ساده: ممکن است اقتصاد رشد کند، اما بازار سهام به خاطر نرخ تنزیل بالا نتواند رشد کند یا حتی افت کند.
دام هشتم: رشد GDP را با ارزندگی قیمت ها اشتباه می گیری
حتی اگر رشد GDP واقعی باشد، موتور رشد سالم باشد، و ریسک های کلان تحت کنترل باشد، باز یک سوال تعیین کننده باقی می ماند: آیا قیمت دارایی ها این خبر را پیش خور کرده اند یا نه؟
بازارها آینده را قیمت گذاری می کنند. وقتی رشد GDP تیتر می شود، ممکن است سرمایه گذاران بزرگ مدت ها قبل این روند را در قیمت ها منعکس کرده باشند. اینجاست که خرید بر اساس خبر، تو را در نقطه گران وارد می کند.
نتیجه عملی
اقتصاد خوب را هم می شود در قیمت بد خرید. قیمت و ارزش گذاری، بخش جدایی ناپذیر تحلیل است و GDP جای آن را پر نمی کند.
چرا این خطا در ایران بیشتر تکرار می شود
در ایران چند عامل باعث می شود اتکا به GDP بیشتر از اقتصادهای باثبات، خطا بسازد:
تورم مزمن و بزرگ شدن عددهای اسمی
ریسک ارز و شوک های دوره ای
قیمت گذاری دستوری و دخالت سیاستی در سود صنایع
عدم قطعیت مقرراتی و تغییر ناگهانی قواعد بازی
وابستگی بخشی از اقتصاد به صادرات کالایی و محدودیت های بیرونی
به همین دلیل، اگر کسی با یک تیتر رشد GDP نسخه قطعی سرمایه گذاری بدهد، یا ساده سازی خطرناک می کند یا واقعیت محیط ایران را جدی نگرفته است.
چطور GDP را درست وارد تصمیم سرمایه گذاری کنیم
من GDP را کنار نمی گذارم. جای درستش را مشخص می کنم. یک چارچوب سه مرحله ای:
مرحله اول: رژیم تورم و نرخ بهره را تعیین کن
قبل از هر چیز بفهم در چه فضایی هستی:
تورم رو به بالا است یا رو به پایین
نرخ بهره در مسیر افزایش است یا کاهش
سیاست پولی انقباضی است یا انبساطی
انتظارات تورمی بازار چه می گوید
اگر تورم بالا و نرخ بهره در مسیر افزایش باشد، رشد GDP به تنهایی دلیل ورود سنگین به دارایی های ریسکی نیست.
مرحله دوم: موتور رشد را شناسایی کن
سوال های کلیدی:
رشد از صادرات خام است یا از تولید و خدمات داخلی
رشد از سرمایه گذاری مولد است یا از مصرف کوتاه مدت
رشد دولت محور است یا بخش خصوصی محور
رشد به اشتغال و مصرف عمومی سرایت کرده یا نه
اگر رشد محدود و بخشی است، تصمیم سرمایه گذاری هم باید محدود و دقیق باشد، نه کلی.
مرحله سوم: تبدیل رشد به سود و سپس به ارزش گذاری
در نهایت باید ببینی رشد اقتصادی چگونه به سود شرکت تبدیل می شود و آیا قیمت امروز آن سود را پیش خور کرده یا نه:
شرکت توان قیمت گذاری دارد یا زیر فشار قیمت گذاری است
هزینه ها با ارز و تورم چگونه تغییر می کند
تامین مالی شرکت با نرخ بهره چه می شود
ارزش گذاری سهم با نرخ بهره و ریسک کشور سازگار است یا نه
اگر این مسیر روشن نباشد، اتکا به GDP تو را به تصمیم احساسی نزدیک می کند.
چک لیست سریع برای هر بار که خبر رشد GDP را دیدی
برای اینکه GDP تو را گول نزند، این سوال ها را سریع از خودت بپرس:
رشد اسمی است یا واقعی
تورم و نرخ بهره در همان بازه چه کرده
ریسک ارز و انتظارات تورمی چه وضعی دارد
رشد از کدام بخش آمده و آیا به سود شرکت های قابل سرمایه گذاری تبدیل می شود
حاشیه سود صنایع مهم بهتر شده یا بدتر
بازار قبلا چقدر این روند را قیمت گذاری کرده
اگر سیاست پولی سخت گیرانه شود، اثرش روی ارزش گذاری چیست
اگر چند پاسخ را نمی دانی، صادقانه بگو نمی دانم و تصمیم را فقط روی GDP بنا نکن. در سرمایه گذاری، تصمیم قطعی بر پایه داده ناقص، هزینه سنگین دارد.
جمع بندی
GDP مجموع ارزش افزوده کالاها و خدمات نهایی تولید شده داخل مرزهای کشور در یک بازه زمانی است که به صورت پولی اندازه گیری می شود. همین تعریف ساده نشان می دهد چرا GDP برای سرمایه گذاری به تنهایی کافی نیست: سودآوری شرکت ها را مستقیم نشان نمی دهد، ترکیب رشد و کیفیت رشد را کامل روشن نمی کند، میانگین است و توزیع را پنهان می کند، با تاخیر می آید و برای زمان بندی کند است، و در اقتصادهای تورمی و پرریسک ارزی می تواند سیگنال گمراه کننده بدهد.
اگر می خواهی تصمیم دقیق تر بگیری، GDP را کنار تورم، نرخ بهره، ریسک ارز، سودآوری شرکت ها، و ارزش گذاری قرار بده. GDP وقتی مفید است که یکی از قطعات پازل باشد، نه جایگزین تمام پازل.
خدمات تیم فرشاد مصفا
اگر به دنبال مدیریت حرفه ای دارایی خود هستید، می توانید از خدمات تخصصی سبدگردانی ما استفاده کنید:
همچنین در تیم ما یک استارتاپ حقوقی فعال است که خدمات مشاوره و وکالت را با نگاه اقتصادی برای کسب و کارها و افراد ارائه می دهد.
نویسنده: فرشاد مصفا
کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران
موسس تیم سبدگردانی و استارتاپ حقوقی در زمینه مشاوره و وکالت
با بیش از ده سال سابقه فعالیت در بازار بورس، طلا و ارز دیجیتال
اینستاگرام: https://www.instagram.com/farshadmosaffa/
یوتیوب: https://youtube.com/@farshadmosaffa
لینکدین: https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa
توییتر (X): https://x.com/FarshadMosaffa
