5 علامت خطر که نشان می دهد داری گله ای می خری

0


5 علامت خطر که نشان می دهد داری گله ای می خری

منتشر شده در 1404/09/16

من فرشاد مصفا هستم. سال ها است در بازار های مالی ایران و خارج از ایران با پول واقعی مردم کار می کنم. از سبدگردانی بورس و طلا و ارز دیجیتال تا راه اندازی استارتاپ حقوقی و دیدن پرونده هایی که ریشه بخش بزرگی از بحران مالی آن ها فقط یک چیز بوده است: خرید گله ای و تصمیم های هیجانی بدون برنامه.

این مقاله را برای تویی می نویسم که مخاطب عادی بازار هستی. شاید تحلیل گر حرفه ای نباشی، شاید فرصت نداشته باشی روزی چند ساعت نمودار نگاه کنی، اما قطعا نمی خواهی نتیجه سال ها کار و زحمتت با چند تصمیم غلط در بازار از بین برود. اگر این پنج نشانه را در رفتار خودت و اطرافیانت بشناسی، بخش مهمی از ریسک های غیر ضروری بازار را کنار گذاشته ای.

در این متن قدم به قدم جلو می رویم تا بفهمی کجا از سرمایه گذاری منطقی فاصله می گیری و وارد منطقه خطر یعنی خرید گله ای می شوی.

خرید گله ای چیست و چه فرقی با سرمایه گذاری منطقی دارد

خرید گله ای زمانی اتفاق می افتد که دلیل اصلی ورود تو به یک دارایی، رفتار جمع است نه تحلیل و برنامه شخصی. در ظاهر داری سرمایه گذاری می کنی، سهم می خری، طلا یا ارز دیجیتال می خری، اما در واقع فقط موج بقیه را دنبال می کنی.

در سرمایه گذاری منطقی سه چیز روشن است:

چرا وارد این موقعیت شده ای

تا کجا حاضر هستی ریسک را تحمل کنی

افق زمانی تو برای این سرمایه گذاری چقدر است

در خرید گله ای هیچ کدام از این ها شفاف نیست. فقط حس جا نماندن از بقیه، امید به سود سریع و ترس از عقب ماندن وجود دارد. وقتی بازار بر می گردد، آن وقت تفاوت این دو رویکرد را به بد ترین شکل می فهمی.

در ادامه پنج نشانه مشخص را مرور می کنیم. هر وقت چند مورد از این ها همزمان در رفتار تو ظاهر شد، باید بدانی که در منطقه خطر هستی.

نشانه اول: از روی نمودار قیمت تصمیم می گیری نه از روی تصویر زندگی خودت

هر وقت با یک سرمایه گذار جدید صحبت می کنم، اولین سوال من این است:

این پولی که می خواهی وارد این معامله کنی در تصویر کلی زندگی تو کجاست؟

اگر جواب چیزی شبیه این باشد:

همه رفتند تو این سهم

فلان کوین الان مد شده

گفتند این سکه تا فلان عدد می رود

یعنی تصمیم تو از روی نمودار قیمت گرفته شده است، نه از روی تصویر کلی زندگی ات.

در خرید گله ای تمرکز ذهن فقط روی چارت، کندل، درصد و کانال است. اما در سرمایه گذاری منطقی، قبل از چارت، وضعیت واقعی زندگی تو بررسی می شود: شغل، درآمد، تعهدات خانوادگی، بدهی ها، اهداف مالی و افق زمانی.

چطور این نشانه را در خودت تشخیص بدهی

اگر قبل از خرید حتی پنج دقیقه وقت نگذاشته ای این سه سوال را مکتوب از خودت بپرسی، روی لبه خرید گله ای هستی:

این پول از کجا آمده و اگر از دست برود چه فشاری به زندگی من وارد می شود

افق زمانی من برای این خرید چقدر است، چند ماه یا چند سال

اگر این موقعیت 30 درصد بر خلاف انتظار من حرکت کند چه کار می کنم

وقتی جواب مکتوب نداری، یعنی هنوز تصمیم از جنس برنامه ریزی نیست، بیشتر از جنس تقلید از فضای عمومی بازار است.

کاری که باید انجام بدهی

یک دفتر یا فایل ساده بساز برای تصمیم های مالی. قبل از هر خرید، منبع پول، افق زمانی و حداکثر ضرر قابل تحمل را بنویس. این عادت ساده همان چیزی است که خریدار گله ای هیچ وقت انجام نمی دهد، اما برای یک سرمایه گذار منطقی ضروری است.

نشانه دوم: نمی توانی در دو جمله توضیح بدهی چرا خریده ای

خیلی ها به من پیام می دهند: "این سهم را خریدم، نظرت چیست؟" وقتی می پرسم چرا خریدی، معمولا جواب ها این است:

گفتند خوب است

در یک کانال معتبر معرفی شد

همه دارند می خرند، من هم گفتم جا نمانم

این جواب ها یک وجه مشترک دارند. هیچ منطق شخصی در آن ها نیست. اگر نتوانی در دو یا سه جمله ساده برای یک آدم غیر بورسی توضیح بدهی چرا این دارایی را خریده ای، یعنی دلیل محکمی نداری.

تست دو جمله ای را روی خودت اجرا کن

آخرین خرید جدی خودت را تصور کن. بدون نگاه به چارت و بدون تکرار حرف کانال ها، دو جمله درباره دلیل خرید بنویس. اگر تنها چیزی که می توانی بگویی این است که:

بقیه گفتند

این همیشه در بلندمدت رشد می کند

نمی خواستم جا بمانم

این بیشتر شبیه توجیه است تا استراتژی.

سرمایه گذار منطقی لازم نیست متخصص پیچیده باشد، اما باید بتواند ساده توضیح بدهد چه چیزی را می خرد، چرا قیمت فعلی را مناسب می داند و با چه افقی وارد شده است.

راهکار عملی

برای خودت قانون بگذار: بدون نوشتن دلیل خرید، معامله انجام نمی دهم. حتی اگر عجله داری، معامله را چند ساعت عقب بینداز. چند دقیقه وقت بگذار، دلیل را بنویس. اگر دیدی فقط در حال کپی کردن جملات بقیه از شبکه های اجتماعی هستی، فعلا نخریدن تصمیم عاقلانه تر است.

نشانه سوم: اندازه خریدت نسبت به توان مالی ات ناگهان غیر عادی شده است

یکی از واضح ترین نشانه های رفتار گله ای، تغییر ناگهانی حجم معاملات است. کسی که همیشه با 5 یا 10 میلیون تومان معامله می کرده، ناگهان 200 یا 300 میلیون را روی یک سهم، یک سکه یا یک کوین می گذارد. دلیل واقعی این حرکت معمولا تحلیل نیست، ترس از جا ماندن است.

در سبدگردانی حرفه ای همیشه نسبت هر موقعیت به کل دارایی بررسی می شود. وقتی می بینم کسی مثلا نصف سرمایه اش را روی یک دارایی واحد گذاشته، تقریبا مطمئن می شوم تصمیم او بیشتر احساسی است تا تحلیلی.

چطور بفهمی حجم خرید خطرناک شده است

اگر این جملات برایت آشنا است، یعنی در محدوده خطر هستی:

این فرصت دیگر تکرار نمی شود، باید سنگین وارد شوم

با پول کم چیزی گیرم نمی آید، باید همه را وارد کنم

همه با رقم های بالا وارد شده اند، من هم نباید کم بیاورم

اگر این یکی جواب بدهد، نصف عقب ماندگی هایم جبران می شود

این دقیقا صدای رفتار گله ای است. در این حالت ذهن فقط سود احتمالی را بزرگ می بیند و ریسک واقعی را کوچک.

قانون ساده برای کنترل ریسک

برای خودت یک سقف ریسک ثابت تعریف کن. مثلا بگو:

روی هیچ دارایی واحد بیش از 3 درصد یا 5 درصد کل دارایی مالی ام ریسک نمی کنم

این عدد بسته به شرایط هر فرد متفاوت است، اما اصل ماجرا مشترک است. بدون سقف ریسک، یک تصمیم هیجانی می تواند نتیجه چند سال تلاش مالی را نابود کند.

نشانه چهارم: به صفحه قیمت ها چسبیده ای و مدام افق زمانی ات را عوض می کنی

نشانه دیگر خرید گله ای، چسبیدن افراطی به قیمت است. اگر بعد از ورود به یک معامله، در همان روز اول چندین بار قیمت را چک می کنی، یعنی ذهن تو بیشتر روی هیجان است تا استراتژی.

همراه این رفتار، معمولا یک تغییر داستان خطرناک هم اتفاق می افتد:

اول برای نوسان کوتاه مدت وارد شدم، بعد که افت کرد، گفتم بلندمدت نگه می دارم

می خواستم بلندمدت سرمایه گذاری کنم، اما وقتی چند روز صف خرید شد، هر روز به قیمت چسبیدم

کم کم فراموش کردم چرا خریدم، فقط نمی خواستم از بقیه عقب بمانم

این تغییر مدام افق زمانی یعنی تصمیم اولیه بر پایه محکم و مکتوب نبوده است. کسی که استراتژی دارد، می تواند هیجان زده شود، اما هر تغییر تصمیمی را به راحتی توجیه نمی کند.

چطور این رفتار را کنترل کنی

قبل از ورود به هر معامله، سه سناریو را برای خودت مکتوب کن:

اگر این موقعیت حدود 20 درصد سود داد، چه کار می کنم

اگر 20 تا 30 درصد ضرر کرد، چه می کنم

اگر چند ماه نه سود جدی داد نه ضرر جدی، تصمیم من چیست

وقتی این ها را قبل از ورود نوشته باشی، وسط راه کمتر اسیر تغییر داستان می شوی. هر بار که می خواهی افق زمانی را عوض کنی، به همان نوشته برگرد و ببین واقعا شرایط بازار تغییر بنیادی کرده یا فقط احساس تو عوض شده است.

نشانه پنجم: فقط به سود نگاه می کنی و ریسک حقوقی و اقتصادی را نادیده می گیری

بخشی از تجربه من مربوط به استارتاپ حقوقی و پرونده های واقعی است. بار ها دیده ام افراد در طرح ها، صندوق ها یا پروژه هایی وارد شده اند که سود رویایی وعده داده اند، اما قرارداد مبهم بوده، مجوز روشن نداشته و ساختار حقوقی اش قابل دفاع نبوده است.

خرید گله ای فقط در بورس و ارز دیجیتال نیست. وقتی بدون بررسی قرارداد و وضعیت حقوقی، فقط به خاطر این که دوستان و اقوام وارد شده اند، تو هم وارد می شوی، این هم نوعی رفتار گله ای است.

جمع بودن دیگران در یک تصمیم، ریسک را کم نمی کند، فقط احساس امنیت موقت ایجاد می کند. اما وقتی مشکل پیش بیاید، هر کس باید جداگانه با پیامد ها روبه رو شود.

نشانه های بی توجهی به ریسک حقوقی

اگر هنگام ورود به یک سرمایه گذاری این سوال ها را از خودت نپرسیده ای، یعنی ریسک حقوقی را جدی نگرفته ای:

اگر طرف مقابل به وعده هایش عمل نکرد، من چه سند و قراردادی برای دفاع از حقم دارم

آیا قرارداد شفاف است یا پر از جمله های کلی و مبهم

آیا این سودی که وعده داده شده با شرایط اقتصادی و قانونی کشور سازگار است

وقتی هیچ کدام از این سوال ها پرسیده نمی شود و تنها دلیل ورود این است که "همه رفته اند"، در واقع از جمع به عنوان سپر روانی استفاده می کنی، ولی در عمل بدون سپر واقعی وارد میدان شده ای.

کاری که می توانی انجام بدهی

حتی اگر به وکیل دسترسی مستقیم نداری، حداقل یک بار متن قرارداد را با دقت بخوان. جاهایی که مبهم است علامت بزن. اگر در قرارداد چیزی درباره نحوه خروج، تاخیر در پرداخت، ضمانت اجرا و روش حل اختلاف ندیده ای و همه چیز روی "اعتماد" و "اعتبار شفاهی" می چرخد، خطر بسیار بالاست.

چطور از خرید گله ای به استراتژی شخصی برسیم

رفتار گله ای بخشی از طبیعت انسان است. همه ما از جا ماندن می ترسیم، همه دوست داریم در جمع تایید شویم، همه گاهی آرزو می کنیم با یک سرمایه گذاری بزرگ، یک شبه فاصله مالی زیادی را جبران کنیم. حذف کامل این میل ها ممکن نیست، اما می شود آن ها را مدیریت کرد.

جمع بندی این مقاله این است که هر وقت در خودت دیدی:

تصمیم تو بیشتر بر اساس چارت و قیمت است تا وضعیت واقعی زندگی ات

نمی توانی در دو جمله دلیل خرید را توضیح بدهی

حجم خریدت نسبت به گذشته ناگهان چند برابر شده است

به قیمت ها چسبیده ای و مدام افق زمانی ات را عوض می کنی

فقط روی سود احتمالی تمرکز کرده ای و ریسک حقوقی و اقتصادی را نمی بینی

در منطقه خطر هستی و احتمال زیاد داری گله ای خرید می کنی، نه منطقی.

قدم اول، آگاه شدن به این نشانه ها است. قدم بعد، ساختن قواعد مکتوب، مشخص کردن حد ریسک، تعریف افق زمانی برای هر نوع دارایی و در صورت نیاز استفاده از کمک متخصص مالی و حقوقی است.

در تیم من، هم در سبدگردانی و هم در خدمات حقوقی، هدف اصلی این است که تصمیم های مالی افراد از حالت هیجانی و گله ای خارج شود و روی یک چارچوب منطقی، شفاف و قابل دفاع قرار بگیرد؛ چارچوبی که هم واقعیت های اقتصاد ایران را در نظر بگیرد و هم شرایط واقعی زندگی هر فرد را.

خدمات تیم فرشاد مصفا

اگر به دنبال مدیریت حرفه ای دارایی خود هستید، می توانید از خدمات تخصصی سبدگردانی ما استفاده کنید:

همچنین در تیم ما یک استارتاپ حقوقی فعال است که خدمات مشاوره و وکالت را با نگاه اقتصادی برای کسب و کارها و افراد ارائه می دهد.

نویسنده: فرشاد مصفا

کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران

موسس تیم سبدگردانی و استارتاپ حقوقی در زمینه مشاوره و وکالت

با بیش از ده سال سابقه فعالیت در بازار بورس، طلا و ارز دیجیتال

اینستاگرام: https://www.instagram.com/farshadmosaffa/

یوتیوب: https://youtube.com/@farshadmosaffa

لینکدین: https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa

توییتر (X): https://x.com/FarshadMosaffa