

0
خلاصه کتاب هرگز سازش نکنید اثر کریس واس
منتشر شده در 1404/09/12
مذاکره یک مهارت اصلی در زندگی و کار است. بیشتر افراد فکر میکنند مذاکره یعنی چانه زدن بر سر قیمت. اما در تجربه من در بازارهای مالی، مدیریت دارایی مردم و پرونده های حقوقی، مذاکره پایه بسیاری از تصمیم های بزرگ است. کسی که مذاکره بلد نباشد، حتی اگر متخصص باشد، ممکن است نتیجه ای که حق اوست به دست نیاورد. کتاب هرگز سازش نکنید نوشته کریس واس، یکی از بهترین منابع برای یادگیری مذاکره حرفه ای است. نویسنده سال ها مذاکره کننده ارشد FBI در پرونده های گروگانگیری بوده و از همین تجربه ها به روش هایی رسیده که امروز در کسب و کار، مدیریت، فروش، قرارداد، زندگی شخصی و حتی سرمایه گذاری استفاده می شود.
در این مقاله نکات اصلی کتاب را بدون زیاده گویی، شفاف و کاربردی توضیح می دهم. هدف این است که خواننده بتواند همان روز از این نکات در زندگی و کار استفاده کند.
مذاکره یک فرایند انسانی است
بسیاری از دانشگاه ها مذاکره را با مدل های نظری توضیح می دهند. مثلا از مفاهیمی مانند BATNA و ZOPA استفاده می کنند. برای روشن شدن موضوع، یک توضیح کوتاه:
BATNA یعنی بهترین گزینه ای که در صورت نرسیدن به توافق می توانی انتخاب کنی
ZOPA یعنی محدوده ای که دو طرف می توانند در آن محدوده به توافق برسند
این مفاهیم مفید هستند اما مشکل اینجاست که انسان واقعی مثل مدل های دانشگاهی رفتار نمی کند. انسان ها احساساتی هستند. ممکن است خشمگین، نگران، عصبی، مضطرب، خوشحال یا مغرور باشند. همین احساسات نتیجه مذاکره را تعیین می کند. کتاب واس دقیقا بر همین نقطه تاکید دارد: مذاکره یک بازی ذهنی و احساسی است، نه یک فرایند منطقی.
گوش دادن تاکتیکی
گوش دادن عادی فقط شنیدن است. گوش دادن تاکتیکی یعنی شناختن احساس و انگیزه طرف مقابل. این مهارت پایه تکنیک های کریس واس است. سه ابزار اصلی در این بخش وجود دارد.
آینه سازی
یعنی تکرار یک تا سه کلمه آخر جمله طرف مقابل. این کار باعث می شود او ناخودآگاه توضیحات بیشتری ارائه دهد. هر چه بیشتر صحبت کند، اطلاعات بیشتری می ده. اطلاعات یعنی قدرت.
مثال ساده:
طرف مقابل می گوید: ما زمان کافی نداریم.
می گویی: زمان کافی ندارید؟
این پرسش ساده بدون سوال کردن رسمی، طرف مقابل را وارد توضیح می کند.
برچسب گذاری
برچسب گذاری یعنی نام گذاشتن روی احساس طرف مقابل.
مثل:
به نظر می رسد نگران هستی
به نظر می رسد عجله داری
به نظر می رسد این موضوع برای تو مهم است
این جملات باعث کاهش تنش، اعتماد سازی و احساس درک شدن می شود.
سکوت
بعد از آینه سازی یا برچسب گذاری، بهترین ابزار برای گرفتن اطلاعات بیشتر سکوت است.
سکوت باعث ناراحتی طرف مقابل می شود و او تلاش می کند خودش فضا را پر کند. در همین خلاء اطلاعات مهمی را بیان می کند.
در مذاکرات مالی یا حقوقی، همین سه ابزار عملکرد مذاکره را دگرگون می کنند. افراد در سکوت اغلب چیزهایی را می گویند که مسیر تصمیم را کامل عوض می کند.
قدرت لحن و صدا
کریس واس تاکید می کند که لحن مهم تر از متن است. انسان ها بیشتر از کلمات، تن صدا را تحلیل می کنند.
صدای آرام و کنترل گر
لحن پایین، آرام و مطمئن.
به آن صدای DJ نیمه شب می گویند.
این لحن حس امنیت ایجاد می کند و مذاکره را از تنش دور می کند.
لحن دوستانه و مثبت
برای شروع مذاکره و ایجاد همکاری بسیار موثر است.
فضا را قفل نمی کند و طرف مقابل را بازتر می کند.
لحن سوالی
جمله ای که در انتها کمی رو به بالا می رود.
این لحن زمانی موثر است که می خواهی طرف مقابل احساس کند تصمیم گیر است، در حالی که تو هدایت اصلی را انجام می دهی.
سوالات کالیبره شده
این بخش یکی از ستون های اصلی کتاب است.
سوالات کالیبره شده سوالاتی هستند که با «چطور» یا «چگونه» شروع می شوند و طرف مقابل را وارد فکر کردن و توضیح دادن می کنند.
مثال ها:
چطور می توانیم این را به توافق تبدیل کنیم؟
چطور باید این را برای تیمم توضیح بدهم؟
چگونه می توانم این عدد را قابل قبول کنم؟
این سوالات چند کار همزمان انجام می دهند:
طرف مقابل حس کنترل پیدا می کند
فشار تصمیم از روی تو برداشته می شود
او مجبور به خلاقیت و فکر کردن می شود
تو اطلاعات بیشتری به دست می آوری
در مذاکره های مالی و حقوقی، سوالات کالیبره شده همیشه نقطه های بن بست را باز کرده اند.
هدف گرفتن درست است به جای بله
واس می گوید مردم خیلی راحت بله می گویند.
بله ممکن است دروغ باشد، یک راه برای رها شدن از مذاکره.
اما درست است یعنی تایید واقعی.
وقتی طرف مقابل بگوید «درست است»، یعنی جهان ذهنی و احساسی او را دقیقا توصیف کرده ای.
در این نقطه دیوار مقاومت او فرو می ریزد و مذاکره واقعی شروع می شود.
هرگز سازش نکن
عنوان کتاب به همین اصل اشاره دارد.
سازش یعنی نتیجه بد برای هر دو طرف.
واس مثال کفش را مطرح می کند:
یکی می خواهد کفش مشکی بپوشد و دیگری قهوه ای.
سازش یعنی پوشیدن یک لنگه مشکی و یک لنگه قهوه ای.
هیچ کس راضی نیست.
در تصمیم های مالی و تجاری هم این اشتباه زیاد اتفاق می افتد.
تقسیم تفاوت نتیجه را بهتر نمی کند، فقط حس درگیری را کم می کند.
مذاکره موثر یعنی پیدا کردن بهترین راه حل، نه راه حل وسط.
زمان را مدیریت کن
زمان در مذاکره یک سلاح است.
ضرب الاجل ها رفتار انسان را خراب می کنند.
نزدیک شدن به زمان یا پایان فرصت باعث تصمیم های عجولانه می شود.
برای همین واس می گوید:
سرعت را کم کن
سکوت را زیاد کن
احساس فوریت را حذف کن
اگر لازم است زمان بخواه
در بازار مالی، بیشترین اشتباه ها زمانی می افتد که فرد احساس کند وقت کمی دارد.
لنگر احساسی
قبل از گفتن عدد یا پیشنهاد، باید احساس طرف مقابل را در نقطه مناسب قرار دهی. این یعنی لنگر احساسی.
برای مثال:
اگر قبل از گفتن قیمت واقعی، سناریوی سخت یا محدود کننده را مطرح کنی، عدد واقعی تو در ذهن طرف مقابل منطقی و حتی جذاب دیده می شود.
این تکنیک در مذاکره های شغلی، مالی، خرید و فروش ملک، قراردادهای حقوقی و حتی اختلاف خانوادگی قابل استفاده است.
تاکتیک اکریمن
واس مدل اکریمن را از دل تجربه و عملیات واقعی آورده است. این مدل مراحل مشخصی دارد:
1. تعیین عدد هدف
2. پیشنهاد اول روی 65 درصد عدد هدف
3. افزایش به 85 درصد
4. افزایش به 95 درصد
5. پیشنهاد نهایی با عدد غیر رند
6. استفاده از همدلی و سکوت برای گرفتن پیشنهاد متقابل
7. ارائه یک امتیاز کوچک غیر مالی در پایان
این روش یکی از موثرترین مدل های چانه زنی هوشمندانه است.
در خرید ملک، خودرو، قرارداد کاری، مذاکره حقوقی یا حتی قیمت گذاری خدمات کاربرد مستقیم دارد.
قوی های سیاه
واس توضیح می دهد که در هر مذاکره سه نوع اطلاعات وجود دارد:
چیزهایی که می دانیم
چیزهایی که می دانیم نمی دانیم
چیزهایی که نمی دانیم که نمی دانیم
گروه سوم همان قوی های سیاه هستند.
چیزهایی که اگر کشف شوند مسیر مذاکره را کامل عوض می کنند.
مثال:
شاید طرف مقابل اصلا تصمیم گیر نهایی نیست
شاید هدف واقعی او پول نیست
شاید تحت فشار سازمان یا خانواده است
شاید از شکست مذاکره سود می برد
وظیفه مذاکره کننده کشف همین نقاط است.
آینه سازی، سکوت و سوالات کالیبره شده ابزار کشف آن ها هستند.
ایجاد توهم کنترل
یکی از هوشمندانه ترین اصول کتاب این است که طرف مقابل باید حس کند کنترل دارد، اما درواقع تو مسیر را می سازی.
سوالات کالیبره شده دقیقا همین کار را انجام می دهند.
طرف مقابل حس می کند مدیر مذاکره است، اما مسیر را تو تنظیم کرده ای.
شناخت تیپ رفتاری طرف مقابل
واس افراد را به سه تیپ تقسیم می کند:
تیپ قاطع
تیپ تحلیلی
تیپ سازگار
اگر تیپ طرف مقابل را بشناسی، تکنیک مناسب را انتخاب می کنی:
برای فرد قاطع: آینه سازی بهترین ابزار است
برای فرد تحلیلی: سکوت و عددهای دقیق موثرند
برای فرد سازگار: لحن دوستانه کلید مذاکره است
همدلی تاکتیکی
همدلی در مذاکره یعنی فهمیدن، نه تایید کردن.
قرار نیست بگویی حق با طرف مقابل است.
قرار است نشان دهی او را می فهمی.
همین حس فهمیده شدن مقاومت را کم می کند.
این اصل در پرونده های خانوادگی، قراردادهای مالی، خرید و فروش و حتی اختلافات داخلی شرکت کاربرد دارد.
اثبات زندگی
در گروگانگیری اثبات زندگی یعنی اینکه گروگان زنده است.
در مذاکره روزمره این مفهوم تبدیل می شود به یک سوال مهم:
طرف مقابل واقعا اختیار تصمیم گیری دارد یا نه؟
قبل از ادامه دادن مذاکره باید فهمید آیا طرف مقابل توان نهایی سازی تصمیم را دارد یا فقط یک واسطه است.
جمع بندی
کتاب هرگز سازش نکنید یکی از کاربردی ترین منابع برای یادگیری مذاکره است.
این کتاب مذاکره را نه به عنوان یک معامله عددی، بلکه به عنوان یک تعامل انسانی توضیح می دهد.
سال ها فعالیت در بازارهای مالی و پرونده های حقوقی به من نشان داده که این دیدگاه کاملا واقعی است.
مذاکره کننده موفق کسی است که احساسات، ادراک و انگیزه های طرف مقابل را مدیریت کند، نه کسی که فقط بلندتر حرف می زند یا عدد دقیق می گوید.
خدمات تیم فرشاد مصفا
اگر به دنبال مدیریت حرفه ای دارایی خود هستید، می توانید از خدمات تخصصی سبدگردانی ما استفاده کنید:
همچنین در تیم ما یک استارتاپ حقوقی فعال است که خدمات مشاوره و وکالت را با نگاه اقتصادی برای کسب و کارها و افراد ارائه می دهد.
نویسنده: فرشاد مصفا
کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران
موسس تیم سبدگردانی و استارتاپ حقوقی در زمینه مشاوره و وکالت
با بیش از ده سال سابقه فعالیت در بازار بورس، طلا و ارز دیجیتال
اینستاگرام: https://www.instagram.com/farshadmosaffa/
یوتیوب: https://youtube.com/@farshadmosaffa
لینکدین: https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa
توییتر (X): https://x.com/FarshadMosaffa
