اقتصاد خرد سلاح پنهان شما مقابل تورم

0


اقتصاد خرد سلاح پنهان شما مقابل تورم

منتشر شده در 1404/09/04

تورم در ایران فقط یک خبر تلخ آخر هر ماه نیست. هر بار که قیمت ها بالا می رود و درآمد شما همپای آن رشد نمی کند، بخشی از قدرت خرید و آینده مالی شما از بین می رود.

بیشتر آدم ها در این شرایط فقط به اقتصاد کلان فکر می کنند؛ به تصمیم های دولت، بانک مرکزی، بودجه، نرخ ارز. اما واقعیت این است که سرنوشت مالی شما بیشتر از آن که در جلسات سیاست گذاری تعیین شود، در خریدها و تصمیم های روزمره خودتان شکل می گیرد؛ جایی که اقتصاد خرد وارد بازی می شود.

سال ها است در بازار بورس، طلا و ارز دیجیتال سبدگردانی می کنم و در کنار آن با پرونده های حقوقی مرتبط با پول و سرمایه هم سروکار دارم. بارها دیده ام دو نفر با درآمد و شرایط تقریبا یکسان، بعد از چند سال در دو نقطه کاملا متفاوت می ایستند؛ یکی زیر فشار تورم له شده، دیگری کم کم به استقلال مالی نزدیک شده است.

تفاوت اصلی معمولا در فهم و اجرای چند اصل ساده اقتصاد خرد است، نه در شانس و رابطه.

در این مطلب می خواهم بر اساس تجربه عملی خودم در بازار و کار با آدم ها، توضیح بدهم چرا بدون فهم اقتصاد خرد، در برابر تورم تقریبا شانس برد ندارید و چه کارهایی را می توانید از همین امروز عوض کنید.

اقتصاد خرد در زندگی واقعی چه معنایی دارد

اقتصاد خرد اگر بخواهد فقط در حد کتاب درسی بماند، به درد زندگی شما نمی خورد. آن چیزی که مهم است، ترجمه این مفاهیم به تصمیم های روزمره است.

اقتصاد خرد در زندگی واقعی شما یعنی پاسخ به سوال های ساده اما تعیین کننده:

  • این ماه چه بخشی از درآمد را خرج کنم و چه بخشی را به سرمایه گذاری اختصاص بدهم
  • الان زمان مناسبی برای خرید خانه، ماشین یا گوشی گران است یا نه
  • از کدام هزینه ها می توانم کم کنم بدون این که آینده ام را خراب کنم
  • چطور بین لذت امروز و امنیت مالی آینده تعادل ایجاد کنم

اگر جواب این سوال ها تصادفی و احساسی باشد، در اقتصاد تورمی تقریبا همیشه بازنده هستید.

اگر پشت این جواب ها منطق اقتصاد خرد باشد، تورم هنوز وجود دارد، اما اثر آن روی زندگی شما کنترل می شود.

هزینه فرصت؛ قیمتی که بیشتر مردم هرگز حساب نمی کنند

یکی از مهم ترین مفاهیم اقتصاد خرد که در زندگی واقعی تقریبا نادیده گرفته می شود، هزینه فرصت است.

هزینه فرصت ساده است: هر وقت یک انتخاب می کنید، از یک انتخاب دیگر می گذرید. قیمت آن انتخاب از دست رفته، همان هزینه فرصت است.

چند مثال واقعی از چیزی که در پرونده ها و صحبت با افراد زیاد دیده ام:

  • کسی که هر دو سه سال یک بار ماشینش را عوض می کند و صدها میلیون فقط برای تفاوت مدل می پردازد، معمولا حساب نکرده اگر همین پول با یک استراتژی معقول در بازار سرمایه، صندوق ها یا طلا کار می کرد، بعد ده سال چه عددی می شد.
  • خانواده ای که برای اجاره خانه ای فراتر از توان واقعی شان فشار می آورند، در عمل فرصت تشکیل سرمایه اولیه برای خرید یک واحد کوچک تر یا ورود حساب شده به بازارهای مالی را می سوزانند.
  • فردی که 50 یا 60 میلیون برای گوشی پرچمدار هزینه می کند، هزینه فرصت شروع یک سرمایه گذاری منظم، حضور در یک دوره تخصصی، یا حتی راه اندازی یک کسب و کار کوچک را از دست می دهد.

بیشتر مردم فقط قیمت اسمی را می بینند:

گوشی 60 میلیون، اجاره 15 میلیون، ماشین 2 میلیارد.

اقتصاد خرد به شما می گوید قیمت واقعی را ببینید:

اگر این مبلغ در یک سناریوی معقول سرمایه گذاری می شد، پنج یا ده سال بعد چه رقمی می شد.

اگر قبل از هر خرید بزرگ از خودتان بپرسید «این پول اگر پنج سال برای من کار کند، چه عددی می شود؟» بخش زیادی از خرج های غیر ضروری شما خود به خود حذف می شود.

کشش قیمتی؛ در تورم از کجا باید شروع به کم کردن هزینه کنید

کشش قیمتی در اقتصاد خرد توضیح می دهد که وقتی قیمت یک کالا بالا می رود، مصرف شما چقدر کم و زیاد می شود.

در زندگی واقعی، این مفهوم یک ابزار مهم برای تصمیم گیری در دوران تورم است.

به شکل ساده می شود این طور نگاه کرد:

  • هزینه هایی مثل غذا در حد استاندارد، سقف بالای سر، حداقل مراقبت سلامت و یک سطح پایه ای از حمل و نقل، کشش کمی دارند؛ یعنی می شود کمی اصلاحشان کرد اما حذف جدی آنها در بلندمدت خطرناک است.
  • هزینه هایی مثل رستوران های گران، خرید لباس و کفش برند، سفرهای لوکس، وسایل تزئینی و بخشی از سرگرمی های پرهزینه، کشش بالایی دارند؛ می شود در دوره های فشار تورمی آنها را سریع و شدید کم کرد بدون این که کیفیت واقعی زندگی نابود شود.
  • هزینه هایی مثل آموزش، مهارت، زبان، دوره های تخصصی و بخشی از اینترنت، ظاهر لوکس ندارند اما ستون سرمایه انسانی شما هستند؛ کم کردن افراطی آنها شما را در آینده فقیرتر می کند.

اشتباه رایج این است که برای حفظ ظاهر زندگی، پول آموزش، مهارت، کتاب و سلامت را حذف می کنیم، اما خرج های نمایشی را نگه می داریم.

این تصمیم در کوتاه مدت شاید جلوی فشار روانی را بگیرد، اما در بلندمدت شما را به حاشیه اقتصادی می برد.

اقتصاد خرد کمک می کند بفهمید در تورم، اول از کجا باید کم کنید و کجا را باید تا حد امکان حفظ کنید.

تعادل شخصی بین خرج، پس انداز و سرمایه گذاری

در کتاب های اقتصاد درباره تعادل بین عرضه و تقاضا صحبت می شود.

در زندگی شما هم یک تعادل مهم وجود دارد: تعادل بین خرج کردن، پس انداز و سرمایه گذاری.

تورم بالا این تعادل را به هم می زند.

اگر شما به شکل فعال این تعادل را دوباره تعریف نکنید، هر سال یک پله پایین تر می روید، حتی اگر درآمد اسمی شما رشد کند.

در جلسات مشاوره مالی که داشته ام، یک الگوی تکراری دیده ام:

  • خیلی ها می گویند اگر از آخر ماه چیزی ماند پس انداز یا سرمایه گذاری می کنم
  • اما در عمل، در اقتصاد تورمی تقریبا هیچ وقت چیزی باقی نمی ماند

تعادل سالم در چنین شرایطی شبیه این است:

  • قبل از هر هزینه، درصد مشخصی از درآمد مستقیما به سرمایه گذاری منتقل می شود
  • بدهی های مصرفی سنگین مثل قسط ماشین لوکس، لوازم غیر ضروری قسطی و تعهدات بلندمدت پرریسک تا حد امکان محدود می شوند
  • سبک زندگی متناسب با این واقعیت طراحی می شود که سرمایه گذاری یک بخش ثابت زندگی است، نه گزینه اختیاری آخر ماه

اگر سرمایه گذاری را به آخر ماه و حال روحی خودتان بسپارید، تورم همیشه از شما جلو می زند.

تمرکز روی رفتار به جای وسواس روی عدد تورم

بسیاری از مردم ساعت ها زمان و انرژی صرف دنبال کردن قیمت دلار، سکه، شاخص بورس و اخبار می کنند، اما ساختار رفتار مالی خودشان تقریبا دست نخورده می ماند.

در حالی که واقعیت ساده است:

  • شما نرخ رسمی تورم را کنترل نمی کنید
  • اما این که درآمدتان را چگونه خرج و سرمایه گذاری کنید کاملا در اختیار شما است

دو نفر را تصور کنید که هر دو در اقتصاد با تورم 40 درصد زندگی می کنند:

  • نفر اول، تقریبا تمام درآمد را صرف هزینه های جاری، سبک زندگی و خریدهای مقطعی می کند
  • نفر دوم، همان اول ماه 20 تا 30 درصد را به صورت خودکار به یک سبد مشخص از دارایی ها اختصاص می دهد و بقیه زندگی را با باقی درآمد تنظیم می کند

تورم برای هر دو یکسان است، اما نتیجه ده سال بعد این دو نفر ربطی به هم ندارد.

اقتصاد خرد کمک می کند تمرکز را از «ترس از تورم» به «طراحی رفتار اقتصادی» منتقل کنید.

رابطه اقتصاد خرد و سرمایه گذاری حرفه ای

در تیم سبدگردانی ما، وقتی با یک فرد جدید آشنا می شویم، قبل از صحبت درباره سهم و طلا و ارز دیجیتال، اول رفتار مالی او را می سنجیم.

چند سوال کلیدی برای من همیشه مهم است:

  • در گذشته چند بار خرید و فروش هیجانی انجام داده ای
  • در دوره های ریزش بازار، چقدر توانسته ای به استراتژی خودت پایبند بمانی
  • در خریدهای روزمره چقدر تحت تاثیر تبلیغات و چشم و هم چشمی هستی
  • چقدر عادت داری قیمت و ارزش را با هم بسنجی، نه فقط تابلوی قیمت را

اگر در زندگی روزمره، اقتصاد خرد را جدی نگرفته باشید، در بازار مالی تقریبا همیشه در بدترین نقطه تصمیم می گیرید:

در اوج هیجان می خرید، در اوج ترس می فروشید.

سرمایه گذاری فقط تحلیل نمودار و اخبار نیست؛ ترکیب آن با شناخت رفتار خودتان است.

بخشی از کاری که ما در سبدگردانی انجام می دهیم، دقیقا همین است: ساختار دادن به تصمیم ها تا تحت تاثیر لحظه قرار نگیرد.

چند خطای رایج که اثر تورم را روی شما چند برابر می کند

بر اساس تجربه این سال ها، چند اشتباه تکراری را دائما دیده ام. همین چند مورد اگر اصلاح شود، وضعیت شما در برابر تورم کاملا تغییر می کند.

اشتباه اول: گران را مساوی با ارزشمند فرض کردن

این ذهنیت خیلی رایج است که «اگر چیزی گران است، پس خوب است».

در مورد خانه، ماشین، سهام، ارز دیجیتال و حتی دوره های آموزشی این را می بینم.

اقتصاد خرد از شما می خواهد سوال های سخت تری بپرسید:

  • چرا این قیمت بالا است
  • آیا پشت این قیمت یک جریان درآمد واقعی، یک دارایی کمیاب یا ارزش بنیادی وجود دارد
  • یا صرفا موج هیجان، تبلیغات یا کمبود مصنوعی عرضه عامل آن است

اگر گران بودن را با ارزشمند بودن قاطی کنید، در بازارهای حبابی و دوران های هیجانی همیشه جزو اولین بازنده ها خواهید بود.

اشتباه دوم: قربانی کردن سرمایه انسانی برای حفظ ظاهر

سرمایه انسانی شما، یعنی دانش، مهارت، تجربه، شبکه ارتباطی و اعتبار حرفه ای.

در بلندمدت این سرمایه از طلا، مسکن و هر دارایی دیگری مهم تر است.

اشتباه خطرناک این است که:

  • برای حفظ ظاهر زندگی، بودجه آموزش، زبان، دوره تخصصی و سلامت را قربانی کنیم
  • اما خرج های نمایشی مثل خریدهای لوکس، اقساط غیر ضروری و هزینه های چشم و هم چشمی را نگه داریم

در کوتاه مدت ممکن است اطرافیان شما را فرد موفقی ببینند، اما در بلندمدت این تصمیم شما را به حاشیه می برد.

اقتصاد خرد می گوید در تورم، اگر قرار است از جایی کم کنید، آخرین جایی که باید قربانی شود، سرمایه انسانی است.

اشتباه سوم: وارد شدن بدون استراتژی خروج

اقتصاد خرد فقط درباره شروع یک تصمیم نیست، درباره پایان آن هم هست.

در بازارهای مالی، افراد زیادی را دیده ام که:

  • با تحلیل نسبتا درست وارد یک موقعیت شده اند
  • اما چون قاعده مشخصی برای خروج نداشته اند، سودشان روی کاغذ مانده و بعد در یک نوسان شدید از بین رفته است

در خریدهای بزرگ مثل ملک، شراکت تجاری یا تعهدات سنگین هم همین اتفاق می افتد.

قبل از هر تصمیم مالی بزرگ باید بپرسید:

  • اگر شرایط بد شد، چطور می توانم خارج شوم
  • خروج از این تصمیم چقدر زمان، هزینه و انرژی لازم دارد

نداشتن پاسخ روشن به این سوال، خودش یک علامت خطر است.

یک چارچوب ساده قبل از هر تصمیم مالی مهم

برای این که اقتصاد خرد در زندگی شما تبدیل به عمل شود، یک چارچوب چهار سوالی پیشنهاد می کنم. قبل از هر تصمیم مالی مهم، از خودتان بپرسید:

  1. اگر همین پول را در یک گزینه سرمایه گذاری منطقی بگذارم، پنج سال بعد چه عددی می شود
  2. این خرید واقعا کیفیت عمیق زندگی من را بهتر می کند یا فقط ظاهر و تصویر بیرونی را تغییر می دهد
  3. اگر درآمدم برای مدتی 20 یا 30 درصد کمتر شود، آیا هنوز می توانم این تصمیم را تحمل کنم
  4. راه خروج من از این تصمیم چیست و چقدر عملی است

اگر با خودتان صادق باشید، همین چهار سوال تعداد زیادی از تصمیم های پرریسک، هیجانی و وابسته به چشم و هم چشمی را حذف می کند.

سبک زندگی مقاوم در برابر تورم

در شرایط تورمی، شما نیاز به یک سبک زندگی مقاوم دارید؛ نه سبک زندگی نمایشی.

چند ویژگی ساده این سبک زندگی:

  • سرمایه گذاری تبدیل به عادت ثابت می شود، نه تصمیم مقطعی
  • درصد مشخصی از درآمد همیشه به دارایی های مولد اختصاص می یابد
  • وابستگی به کالاها و عادت های مصرفی پرهزینه کاهش پیدا می کند
  • تصمیم های مالی با در نظر گرفتن سناریو بدبینانه گرفته می شود، نه فقط حالت خوش بینانه

تورم در چنین حالتی همچنان وجود دارد، اما به جای این که شما را با خودش ببرد، شما چارچوبی دارید که اثر آن را تا حد زیادی مدیریت می کند.

چرا همراهی یک ساختار و تیم حرفه ای مهم است

تجربه من از کار با صدها نفر این است که بیشتر افراد حتی اگر قواعد را بفهمند، در اجرا مشکل دارند.

چند دلیل ساده:

  • فشار روانی تورم و نوسان بازار بالاست
  • انسان در لحظه های حساس تحت تاثیر ترس و طمع تصمیم می گیرد
  • ساختن و حفظ یک ساختار مالی منظم زمان، تمرکز و تجربه می خواهد

به همین دلیل است که در دنیا حتی افراد حرفه ای و مدیران باتجربه، بخشی از دارایی خود را به سبدگردان ها، مشاوران مالی و تیم های تخصصی می سپارند.

هدف این است که تصمیم های مهم بر اساس یک چارچوب منطقی و پایدار گرفته شود، نه واکنش لحظه ای.

در تیم من، تمرکز فقط روی انتخاب چند سهم یا کوین نیست؛

روی طراحی ساختار، مدیریت ریسک، هماهنگ کردن تصمیم های مالی با شرایط حقوقی و کمک به اصلاح رفتار اقتصادی هم کار می کنیم.

خدمات تیم فرشاد مصفا

اگر به دنبال مدیریت حرفه ای دارایی خود هستید، می توانید از خدمات تخصصی سبدگردانی ما استفاده کنید:

همچنین در تیم ما یک استارتاپ حقوقی فعال است که خدمات مشاوره و وکالت را با نگاه اقتصادی برای کسب و کارها و افراد ارائه می دهد.

نویسنده: فرشاد مصفا

کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی از دانشگاه تهران

موسس تیم سبدگردانی و استارتاپ حقوقی در زمینه مشاوره و وکالت

با بیش از ده سال سابقه فعالیت در بازار بورس، طلا و ارز دیجیتال

اینستاگرام: https://www.instagram.com/farshadmosaffa/

یوتیوب: https://youtube.com/@farshadmosaffa

لینکدین: https://www.linkedin.com/in/farshad-mosaffa

توییتر (X): https://x.com/FarshadMosaffa